درد و دل با امام زمان

بی قیمتم و جز تو خریدار ندارم
(حالا با امام زمانت حرف بزن)
گیرم بخرندم به کسی کار ندارم اقا جان
گیرم جهانی نپسندم تو پسندی
من در دوجهان جز تو کسی یار ندارم
من دست تهی دارم و تو دست نوازش
تو باغ گلی من به جز از خار ندارم
در باغ جلالت به هوای تو کنم رو
مشتاق گلم(گل نرگس) کار به گلزار ندارم
من مشتری یوسف و در دست کلافی جز رشته ی دل بر سر بازار ندارم
خاطر خواهات فراوانن آقاجان....
اینقدر عالم وارسته یه همچین ساعتایی تا صبح گوشه خونه هاشون هستن و
راز ونیاز دارن و تو رو صدا میزنن جواب میشنون
من آلوده دستم به جایی نمیرسه اما اقاجان منم اومدم اسمم رو جزء خریدارات بنویسم
اومدم سیاهی لشکر هواخواهات بشم اقا جان
دست علامه حلی رو گرفتن کاری نداره ،مقدس اردبیلی رو هواش رو داشتن کاری نداره
اگه ما آلودها رو به دادمون رسیدی درسته
اگه ما بدبخت بیچاره ها رو ثروت تقوا دادی درسته
اگه یه شبه بار ما رو بستی درسته
اگه حالا که دلم شکست، روی پیشونیم نوشتن سوا شده مهدی درسته
هوا مارو هم داشته باش اقا جان....
آرند همه هدیه برای تو و من جز دیده ی گریان و دل زار ندارم
این قامت خم گشته ام از بار معاصیست، پیش کرمت بهتر از این بار ندارم