آرای ۶ کاندیدای ریاست جمهوری به تفکیک استانها  


به گزارش گم گم میزان آرای ۶ کاندیدای انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری به تفکیک ۳۱ استان کشور به شرح ذیل توسط خبرگزاری تسنیم منتشر شد:استان آذربایجان‌شرقی:حسن روحانی: یک میلیون و ۹۹ هزار و ۴۰۲ رأیمحسن رضایی: ۲۳۰ هزار و ۱۶۵ رأیمحمدباقر قالیباف: ۱۸۷ هزار و ۴۴۰ رأیسعید جلیلی: ۱۸۷ هزار و ۲۲۷ رأیعلی اکبر ولایتی: ۱۶۴ هزار و ۱۷۹ رأیسید محمد غرضی: ۲۵ هزار و ۹۱ رأیاستان آذربایجان‌غربی:حسن روحانی: ۸۸۵ هزار و ۶۷۵ رأیمحمد باقر قالیباف: ۱۵۱ هزار و ۵۰۸ رأیمحسن رضایی: ۱۰۵ هزار و ۶۵۸ رأیسعید جلیلی: ۹۳ هزار و ۷۸۷ رأیعلی اکبر ولایتی: ۶۷ هزار و ۸۷۴ رأیسید محمد غرضی: ۱۵ هزار و ۵۴۸ رأیاستان اردبیل:حسن روحانی: ۳۸۴ هزار و ۷۵۱ رأیمحمد باقر قالیباف: ۹۸ هزار و ۲۹۸ رأیمحسن رضایی: ۵۹ هزار و ۵۲۴ رأیسعید جلیلی: ۴۴ هزار و ۴۴۱ رأیعلی اکبر ولایتی: ۴۰ هزار و ۵۳۱ رأیسید محمد غرضی: ۸ هزار و ۳۶۷ رأیاستان اصفهان:حسن روحانی: یک میلیون‌و ۱۷ هزار و ۵۱۶ رأیسعید جلیلی: ۴۱۱ هزار و ۹۸ رأیمحسن رضایی: ۲۷۰ هزار و ۷۹۹ رأیمحمد باقر قالیباف: ۲۵۹ هزار و ۶۰۱ رأیعلی اکبر ولایتی: ۲۰۳ هزار و ۶۷۹ رأیسید محمد غرضی: ۵۹ هزار و ۱۰۶ رأیاستان البرز:حسن روحانی: ۵۱۹ هزار و ۴۱۲ رأیمحمد باقر قالیباف: ۲۱۳ هزار و ۹۰۴ رأیسعید جلیلی: ۱۰۵ هزار و ۳۷۲ رأیمحسن رضایی: ۸۴ هزار و ۶۳۳ رأیعلی اکبر ولایتی: ۷۷ هزار و ۲۸۸ رأیسید محمد غرضی: ۱۲ هزار و ۲۲۶ رأیاستان ایلام:حسن روحانی: ۱۷۵ هزار و ۶۰۸ رأیمحسن رضایی: ۵۸ هزار و ۱۸۲ رأیمحمد باقر قالیباف: ۳۵ هزار و ۵۸۶ رأیسعید جلیلی: ۲۲ هزار و ۹۷۶ رأیعلی اکبر ولایتی: ۱۵ هزار و ۱۰۴ رأیسید محمد غرضی: ۳ هزار و ۸۸۹ رأیاستان بوشهر:حسن روحانی: ۲۷۸ هزار و ۷۶۳ رأیمحسن رضایی: ۷۴ هزار و ۲۲۰ رأیمحمد باقر قالیباف: ۶۴ هزار و ۸۸۱ رأیسعید جلیلی: ۵۴ هزار و ۹۶۰ رأیعلی اکبر ولایتی: ۳۸ هزار و ۴۹۹ رأیسید محمد غرضی: ۶ هزار و ۷۱۱ رأیاستان تهران:حسن روحانی: ۲ میلیون و ۳۸۵ هزار و ۸۹۰ رأیمحمد باقر قالیباف: یک میلیون و ۲۶۶ هزار و ۵۶۸ رأیسعید جلیلی: ۵۵۰ هزار و ۳۸۴ رأیمحسن رضایی: ۳۳۶ هزار و ۵۵۷ رأیعلی اکبر ولایتی: ۳۱۶ هزار و ۵۹۲ رأیسید محمد غرضی: ۶۱ هزار و ۸۹۳ رأیاستان چهار محال و بختیاری:محسن رضایی: ۲۱۱ هزار و ۱۰۱ رأیحسن روحانی: ۱۵۵ هزار و ۸۸۴ رأیمحمد باقر قالیباف: ۴۳ هزار و ۲۰۱ رأیسعید جلیلی: ۳۷ هزار و ۷۳۴ رأیعلی اکبر ولایتی: ۲۱ هزار و ۶۹۳ رأیسید محمد غرضی: ۴ هزار و ۳۴ رأیاستان خراسان جنوبی:حسن روحانی: ۱۹۲ هزار و ۴۴۶ رأیسعید جلیلی: ۱۰۳ هزار و ۳۸۲ رأیمحمد باقر قالیباف: ۱۰۱ هزار و ۷۱۳ رأیعلی اکبر ولایتی:۱۵ هزار و ۱۸۵ رأیمحسن رضایی: ۱۴ هزار و ۵۸۲ رأیسید محمد غرضی: ۵ هزار و ۵۲ رأیاستان خراسان رضوی:حسن روحانی: ۵۲۹ هزار و ۳۴۴ رأیمحمد باقر قالیباف: ۳۰۳ هزار و ۵۵۵ رأیسعید جلیلی: ۱۱۱ هزار و ۷۷۱ رأیعلی اکبر ولایتی: ۳۵ هزار و ۳۸۹ رأیمحسن رضایی: ۳۱ هزار و ۶۷۶ رأیسید محمد غرضی: ۱۰ هزار و ۱۸۵ رأیاستان خراسان شمالی:حسن روحانی: ۲۲۶ هزار و ۱۴۴ رأیمحمد باقر قالیباف: ۱۵۷ هزار و ۸۰۰ رأیسعید جلیلی: ۵۲ هزار و ۸۰۲ رأیمحسن رضایی: ۱۸ هزار و ۸۷۰ رأیعلی اکبر ولایتی: ۱۷ هزار و ۹۲۴ رأیسید محمد غرضی: ۵ هزار و ۶۸۴ رأیاستان خوزستان:محسن رضایی: ۹۲۱ هزار و ۵۷۰ رأیحسن روحانی: ۶۷۵ هزار و ۴۹۵ رأیسعید جلیلی: ۱۶۹ هزار و ۴۴۶ رأیمحمد باقر قالیباف: ۱۱۷ هزار و ۹۷۷ رأیعلی اکبر ولایتی: ۷۸ هزار و ۴۸۸ رأیسید محمد غرضی: ۱۵ هزار و ۲۵۱ رأیاستان زنجان:حسن روحانی: ۲۸۱ هزار و ۸۶۷ رأیمحمد باقر قالیباف: ۱۰۶ هزار و ۴۱۵ رأیسعید جلیلی: ۷۰ هزار و ۷۹۷ رأیمحسن رضایی: ۴۹ هزار و ۶۵۴ رأیعلی اکبر ولایتی: ۴۲ هزار و ۵۵۰ رأیسید محمد غرضی: ۹ هزار و ۱۷۰ رأیاستان سمنان:حسن روحانی: ۱۵۷ هزار و ۱۳۳ رأیمحمد باقر قالیباف: ۸۷ هزار و ۵۹۸ رأیسعید جلیلی: ۵۵ هزار و ۹۸۷ رأیعلی اکبر ولایتی: ۲۵ هزار و ۶۰۰ رأیمحسن رضایی: ۱۴ هزار و ۵۴۱ رأیسید محمد غرضی: ۵ هزار و ۵۱ رأیاستان سیستان و بلوچستان:حسن روحانی: ۷۷۰ هزار و ۳۹۴ رأیمحمد باقر قالیباف: ۱۰۹ هزار و ۳۹۰ رأیسعید جلیلی: ۶۴ هزار و ۳۳۹ رأیمحسن رضایی: ۶۱ هزار و ۹۸۶ رأیعلی اکبر ولایتی: ۳۶ هزار و ۱۲۲ رأیسید محمد غرضی: ۸ هزار و ۷۸۵ رأیاستان فارسحسن روحانی: یک میلیون و ۲۹۲ هزار و ۸۵۳ رایسعید جلیلی: ۳۰۹ هزار و ۹۲۹ رایمحمدباقر قالیباف: ۲۴۷ هزار و ۶۱۵رایمحسن رضایی: ۲۱۱ هزار و ۴۸۹ رایعلی‌اکبر ولایتی: ۱۳۵ هزار و ۴۲۵سیدمحمد غرضی: ۲۳ هزار و ۳۴۳استان قزوینمحمدباقر قالیباف: ۴۳۶ هزار و ۳۴۳ رایحسن روحانی: ۳۲۴ هزار و ۷۳۹ رایسعید جلیلی:۹۰ هزار و ۵۷۳ رایعلی‌اکبر ولایتی: ۴۷ هزار و ۱۷۴ رایمحسن رضایی:۴۵ هزار و ۸۸۴ رایسیدمحمد غرضی: ۸ هزار و ۱۰۸ رایاستان قمحسن روحانی: ۲۰۹ هزار و ۷۸۵ رایسعید جلیلی: ۱۲۱ هزار و ۲۳۷ رایمحمدباقر قالیباف: ۸۹ هزار و ۹۸۷ رایعلی‌اکبر ولایتی:۶۸ هزار و ۳۵۶ رایمحسن رضایی: ۳۰ هزار و ۵۴۹ رایسیدمحمد غرضی:۹ هزار و ۳۴۶ رایاستان کردستانحسن روحانی: ۴۳۸ هزار و ۲۹۰ رایمحمدباقر قالیباف:۷۵ هزار و ۵۴۸ رایمحسن رضایی:۴۹ هزار و ۶۹۵ رایسعید جلیلی:۳۰ هزار و ۱۹۵ رایعلی‌اکبر ولایتی:۱۷ هزار و ۸۴۳ رایسیدمحمد غرضی:۷ هزار و ۴۸ رایاستان کرمانحسن روحانی: ۸۵۵ هزار و ۴۶۳ رایمحمدباقر قالیباف: ۲۲۲ هزار و ۷۹۵ رایسعید جلیلی:۲۱۵ هزار و ۸۷۲ رایمحسن رضایی:۶۹ هزار و ۳۱۶ رایعلی‌اکبر ولایتی: ۶۴هزار و ۲۰۲ رایسیدمحمد غرضی:۱۴ هزار و ۲۳۷ رایاستان کرمانشاهحسن روحانی: ۵۶۷ هزار و ۷۸۴ رایمحمدباقر قالیباف: ۱۶۲ هزار و ۶۲ رایمحسن رضایی:۱۰۸ هزار و ۱۸۶ رایسعید جلیلی:۶۴ هزار و ۵۹۷ رایعلی‌اکبر ولایتی:۴۱ هزار و ۳۸۴ رایسیدمحمد غرضی:۹ هزار و ۱۷رایاستان کهگیلویه و بویر احمدمحسن رضایی:۱۴۲ هزار و ۴۰ رایحسن روحانی: ۱۲۶ هزار و ۳۹۵ رایسعید جلیلی:۲۴ هزار و ۱۳۸ رایمحمدباقر قالیباف: ۱۸ هزار و ۴۸۹ رایعلی‌اکبر ولایتی:۱۱ هزار و ۵۱۰ رایسیدمحمد غرضی: یک هزار و ۴۸۷ رایاستان گلستانحسن روحانی: ۵۴۸ هزار و ۶۹ رایمحمدباقر قالیباف: ۱۵۸ هزار و ۹۴۷ رایسعید جلیلی:۷۸ هزار و ۱۹۲ رایعلی‌اکبر ولایتی: ۷۴ هزار و ۶۳۳ رایمحسن رضایی:۴۶ هزار و ۱۰۰ رایسیدمحمد غرضی: ۱۰ هزار و ۴۰۱ رایاستان گیلانحسن روحانی: ۷۸۴ هزار و ۷۸۹ رایمحمدباقر قالیباف:۲۱۳ هزار و ۴۲۴ رایسعید جلیلی:۱۵۰ هزار و ۵۶ رایمحسن رضایی:۸۶ هزار و ۹۲۳ رایعلی‌اکبر ولایتی:۸۵ هزار و ۱۵۶ رایسیدمحمد غرضی: ۱۸ هزار و ۵۱۶ رایاستان لرستان:حسن روحانی: ۲۴۰ هزار و ۶۵۵ رأیمحسن رضایی: ۲۳۶ هزار و ۴۵۱ رأیمحمد باقر قالیباف: ۹۹ هزار و ۲۲ رأیسعید جلیلی: ۶۳ هزار و ۳۱۶ رأیعلی اکبر ولایتی: ۴۰ عزار و ۹۰۸ رأیسید محمد غرضی: ۶ هزار و ۵۹۶ رأیاستان مازندران:حسن روحانی: یک میلیون و ۱۰۷ هزار و ۴۹۴ رأیمحمد باقر قالیباف: ۲۸۶ هزار و ۴۶۴ رأیسعید جلیلی: ۱۸۰ هزار و ۷۷۲ رأیعلی اکبر ولایتی: ۱۶۱ هزار و ۷۸۳ رأیمحسن رضایی: ۹۴ هزار و ۱۷۸ رأیسید محمد غرضی: ۲۰ هزار و ۷۴۲ رأیاستان مرکزی:حسن روحانی: ۳۲۳ هزار و ۶۳۱ رأیمحمد باقر قالیباف: ۱۳۷ هزار و ۱۹۵ رأیسعید جلیلی: ۹۳ هزار و ۴۳۴ رأیعلی اکبر ولایتی: ۷۴ هزار و ۱۹۲ رأیمحسن رضایی: ۶۶ هزار و ۶۲۱ رأیسید محمد غرضی: ۹ هزار و ۴۰۹ رأیاستان هرمزگان:حسن روحانی: ۴۱۴ هزار و ۴۴۴ رأیسعید جلیلی: ۱۲۲ هزار و ۹۵۴ رأیمحمد باقر قالیباف: ۶۹ هزار و ۲۷۷ رأیمحسن رضایی: ۶۴ هزار و ۲۷۰ رأیعلی اکبر ولایتی: ۴۸ هزار و ۷۴۳ رأیسید محمد غرضی: ۱۱ هزار و ۳۵۶ رأیاستان همدان:حسن روحانی: ۴۵۱ هزار و ۸۱۰ رأیمحمد باقر قالیباف: ۱۳۹ هزارو ۸۳۵ رأیسعید جلیلی: ۱۳۸ هزار و ۴۱۴ رأیمحسن رضایی: ۸۰ هزار و ۳۴۰ رأیعلی اکبر ولایتی: ۶۹ هزار و ۷۷۰ رأیسید محمد غرضی: ۱۱ هزار و ۳۷۸ رأیاستان یزد:حسن روحانی: ۳۵۱ هزار و ۵۲۷ رأیسعید جلیلی: ۶۲ هزار و ۲۳۲رأیمحمد باقر قالیباف: ۵۳ هزار و ۱۰۱ رأیعلی اکبر ولایتی: ۲۷ هزار و ۴۶۸ رأیمحسن رضایی: ۱۹ هزار و ۷۹۳ رأیسید محمد غرضی: ۵ هزار و ۱۳۷ رأی

کجای این «مناظره» ، شبیه مناظره بود؟!

اولین مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری با موضو "اقتصاد" ، در شبکه اول سیما برگزار شد.

در این باره ، نکاتی قابل تأمل است:

1 - آنچه شاهدش بودیم ، اساساً مناظره نبود. مناظره آن است که دو یا چند نفر درباره موضوع یا موضوعاتی به طرح دیدگاه ها ، تضارب افکار و به نقد و بررسی دیدگاه های یکدیگر بپردازند.

در حالی که در این نشست ، حداکثر شاهد یک گفت و گوی تلویزیونی بودیم که در آن ، نه فرصتی مناسب برای طرح دیدگاه ها وجود داشت و نه مجال قابل توجهی برای نقد آن!

2 - سناریوی مناظره بسیار نامناسب و غیر عادلانه بود که خلاصه آن بدین شرح است:
از هر کاندیدا ، یک سوال مجزا مطرح می شود.
آن کاندیدا ، 3 دقیقه وقت دارد به پرسش پاسخ دهد.
سایر کاندیداها،90 ثانیه فرصت دارند درباره آن سوال ، نظر خود را بدهند یا نظر کاندیدایی که 3 دقیقه حرف زده را نقد کنند.
کاندیدای اول ، نهایتاً دو دقیقه وقت برای پاسخ دادن به نقدها دارد.

اشکال اول این روش ، به "تبعیض در سوالات" مربوط می شود که بنیادی ترین نقد وارده بر این مناظره است. مثلاً از یک کاندیدا پرسیده می شود که برنامه شما برای مسکن چیست و از دیگری درباره چگونگی روابط قوا ، سوال می شود.
در حالی که باید از همه ، یک سوال واحد پرسیده شود تا در بین جواب های متعدد ، مردم بهترین را انتخاب کنند.

البته شاید گفته شود که در این روش نیز همه کاندیداها فرصت پاسخ به سوال مطروحه را دارند ؛ در حالی که این طور نیست و بقیه ، تنها 90 ثانیه برای اظهار نظر درباره برنامه خود و نقد برنامه کاندیدای 3 دقیقه ای را دارند. یعنی در بهترین حالت ، 3 دقیقه در برابر 90 ثانیه!

گذشته از این ، هر کاندیدای 3 دقیقه ای ، فقط درباره یک پرسش امکان نقد شدن دارد.

به علاوه کاندیداها عمدتاً ترجیح دادند  از فرصت 90 ثانیه ای خود ، برای طرح برنامه ها و شعارهای خود استفاده کند ، نه نقد دیگران.

مخلص کلام این که ساختار این به اصطلاح مناظره ، اساساً عادلانه نبود.

3 - فرصت اندک هر کاندیدا ، که یک بار سه دقیقه ، یک بار دو دقیقه ، یک بار یک دقیقه و الباقی 90 ثانیه بود ، امکان طرح هر گونه بحث جدی را عملاً از کاندیداها گرفته بود. کسانی که این طرح را درانداخته اند ، احتمالاً آن را با مسابقه های اجرا شده توسط مرحوم نوذری اشتباه گرفته اند و الّا کدام انسان عاقل می پذیرد که مهم ترین مباحث روز ، آن هم توسط کاندیداهای ریاست جمهوری می تواند در چند ثانیه مطرح شود و مردم هم نتیجه گیری نهایی کنند؟
در این فرصت کوتاه ، تنها می شد به کلیات اشاره کرد و در کلیات هم ، مخصوصاً در امور اقتصادی ، اتفاق نظر وجود دارد. به همین دلیل اکثر بحث ها ، شبیه هم بودند. مثلاً همه آنها فرصت یافتند بر لزوم ریشه کنی تورم ، حل مشکل مسکن ، اصلاح هدفمندی یارانه ها و ... تأکید کنند و هیچ کس نتوانست برنامه های عملیاتی اش را برای تحقق این شعارها ، بیان کند و به معرض قضاوت مردم بگذارد.

آنچه در این مثلاً مناظره شاهد بودیم ، مسابقه جویده گویی و کلی گویی بودو نه چیز دیگر.

4 - سوالات تستی و "بله یا خیر" نیز در نوع خود ، عجیب و غریب بودند و این مناظره را به مسابقات فان تلویزیونی نزدیک می کرد ، تا جایی که برخی کاندیداها آن را توهین به خود و مردم دانستند و تقریباً همه شان ، نسبت به برخی سوالات ، واکنش نشان دادند که این سوالات اساساً غلط طراحی شده اند زیرا خیلی از مسائل کلان اقتصادی را نمی توان با یک تست و یا بله و خیر جواب داد. یکی از آنها هم (عارف) در اعتراض به سوالات تستی ، گفت که به هیچ تستی پاسخ نخواهد داد. کار نهایتاً به آنجا کشید که مجری برنامه ، بعد از طرح یک سوم سوالات ، از پرسیدن بقیه آنها خودداری کرد.
واقعاً در کدام مناظره ، سوال تستی مطرح می کنند یا به افراد عکس نشان می دهند که نظرتان درباره آن چیست؟!

5 - چینش استودیو نیز به گونه ای بود که از نظر شکلی هم با مناظره همخوانی نداشت. در مناظره ، افراد دور هم می نشینند در حالی که در این استودیو ، کاندیداها در یک خط و رو به دوربین و مجری نشسته بودند و اکثراً در گفت و گو با مجری بودند.

6 - شاید گفته شود که به دلیل کمبود وقت ، چاره ای جز این نبود. در حالی که این گونه نیست و می شد با حذف سوالات زائد،حذف تست ها و حذف مسابقه تصویری، مناظره ای منسجم برگزار کرد و حتی وارد برخی جزئیات هم شد.

کل مناظره ، 4 ساعت زمان برد. می شد با حذف زوائد ،2 الی 3 موضوع «اصلی» اقتصادی (مانند تورم،مسکن،اشتغال،تولید یا نظایر اینها) را مطرح کرد و به هر کاندیدا ، جمعاً یک ساعت وقت داد تا بتواند آن یک ساعت را خودش در فواصل زمانی و موضوعات مختلف مدیریت کند. ممکن است کاندیدایی برای طرح یا نقد یک موضوع  5 دقیقه وقت بگذارد و برای موضوع دیگر 15 دقیقه.
در این صورت می شد ، مجری سوال را مطرح کند و کاندیداها ، به بحث درباره آن و نقد نظرات همدیگر بپردازند و یک مناظره نسبتاً قابل قبول شکل بگیرد.

در چنان وضعی، هر کاندیدا ، نیم ساعت زمان داشت ، در حالی که در وضع اجرا شده ، نصف این زمان به هر کاندیدا رسید و کثرت موضوعات و سوالات طرح شده ، همین چند دقیقه را هم به کلی گویی کشاند و هدر داد. حتی می شد برای هر موضوع ، مثلاً اقتصاد ، دو مناظره برگزار کرد تا هر کاندیدا ، یک ساعت وقت داشته باشد.

7 - مجری مناظره ، در ابتدای برنامه تأکید کرد که این شکل از مناظره و سوالاتش ، نتیجه هزاران نفر-ساعت کار کارشناسی است! واقعاً باید پرسید این کارشناسان ، واقعاً در چه چیزی کارشناس هستند و کارشناسی خود را از کجا گرفته اند که نتوانستند یک مناظره را به صورتی متعارف برگزار کنند؟ آیا پرسیدن این که "برنامه شما برای مهار تورم و گرانی چیست؟" ، آنقدر کار تخصصی و سختی است که مجری مناظره کلی تبلیغ کند که هزاران نفر-ساعت کار کارشناسی انجام دادیم تا به اینجا رسیدیم؟! آیا برای اولین بار در ایران و جهان ، مناظره ای شکل می گرفت که آقایان اینقدر درباره شکل و شمایل آن ، به قول خودشان کار کارشناسی انجام دادند؟!

جالب اینجاست که مجری مناظره در دفاع از مدل کنونی گفت:ما بیش از بیست سناریوی مختلف در جلسات متعدد با اساتید ارتباطات دانشگاه و همکاران باسابقه و با تجربه صدا و سیما داشته‌ایم و مدلی که به آن رسیده‌‌ایم، این است.
بد نیست صدا و سیما این استادان با تجربه را که به این شاهکار رسیده اند به مردم معرفی کند تا مردم با آنها بیشتر آشنا شوند.
اتفاقاً درد مملکت ما همین است که کسانی که به عنوان کارشناس تصمیم می گیرند ، اساساً کارشناس نیستند و ماجرای مناظره ، تنها نمونه ای از این واقعیت تلخ است.

مزید اطلاع مسوولان رسانه ملی و آن کارشناسانی که هزاران نفر-ساعت کار کارشناسی کردند ، باید گفت که این به اصطلاح مناظره به حدی نازل و سطح پایین بود که از همان دقایق اولیه بعد از پایانش ، مردم با ساختن پیامک های طنز درباره نحوه اجرایش ، به آن واکنش نشان دادند.

امید که در مناظره های باقی مانده ، خطای بزرگ کنونی جبران شود و تا دو مناظره بعدی ، دستکم شباهتی به مناظره داشته باشد.

بعد از تحریر:

راستی اون آقایی که کنار مجری نشسته بود و از اول تا آخر لام تا کام حرف نزد ، برای چی اونجا بود؟! اون خودکار رنگی ها که جلو کاندیداها گذاشته بودن چی؟! -->

بازتاب نخستین مناظره انتخاباتی در مطبوعات جهان

مناظره روز گذشته میان نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران، نه تنها در ‌کشور بحث برانگیز شد، بلکه در بیرون از کشور و در میان مطبوعات و خبرگزاری مهم جهانی نیز بازتاب یافت؛ بازتاب‌هایی از پوشش انتقادات نسبت به شیوه برگزاری مناظره گرفته تا تحلیل محتوایی بحث‌های نامزدها در این مناظره و نکات اشتراک و افتراق آنها با یکدیگر.

به گزارش «تابناک»، خبرگزاری «رویترز» در مطلبی که درباره مناظره انتخاباتی روز گذشته منتشر کرده، می‌نویسد در نخستین مناظره نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران، زمانی که به جای بحث درباره اقتصاد، نامزدها به شکایت از نوع پرسش‌ها و نحوه برگزاری مناظره پرداختند، به رنجش و تندی گرایید. این خبرگزاری اشاره می‌کند که بیشترین شکایت در این زمینه، از سوی محمدرضا عارف، حسن روحانی و محسن رضایی ابراز شد.
رویترز می‌نویسد قرار بود در این مناظره، درباره اقتصاد ایران که تحت تحریم‌هاست، بیکاری فزاینده و تورم در کشور پرداخته شود. در این مطلب همچنین به واکنش‌های تمسخرآمیز مخاطبان ایرانی به این مناظره اشاره شده است.

سایت نشریه «فارن پالیسی» تیتر مطلب خود را در این زمینه، این گونه برگزیده است: «مناظره انتخاباتی ایران، به تلفیق عجیب و غریبی از تصویرشناسی و امتحان تستی تبدیل شد». این سایت می‌نویسد نیمه نخست مناظره، عمدتاً بر بحث‌هایی متمرکز بود که نامزدهای حاضر، درباره اساس آن‌ها با هم اتفاق نظر داشتند؛ همچون بیکاری و تورم. اما در بخش دوم، اوضاع به شکل غیرمنتظره‌ای پیش رفت و برخورد نامزدها با سؤالات تستی، سبب رنجش آن‌ها شد. البته فارن پالیسی بر این باور است، هرچند ممکن است این شیوه مناظره مسخره به نظر بیاید، ‌در دوره‌هایی از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز شیوه‌هایی مشابه در مناظره‌ها اعمال شده است.

«واشنگتن پست» نیز موضوع مناظره دیروز را مورد توجه قرار داده و می‌نویسد، قرار بود «اقتصاد بیمار ایران» که تحت تحریم‌های شدید بین‌المللی است، محور این مناظره را تشکیل بدهد؛ اما مهمترین چالش در صحنه بر سر شکل و قالب خود مناظره درگرفت. این روزنامه می‌افزاید نامزدها از زمان کمی که برای پاسخگویی به پرسش‌ها در اختیارشان گذاشته شده بود، شکایت داشتند؛ اما زمانی که مجری پرسش‌های بله ـ خیر و تستی را آغاز کرد، یکی از نامزدها از پاسخگویی خودداری کرد و گفت این شیوه، شبیه امتحانات مدرسه است. واکنش حداد عادل به یکی از پرسش‌های تصویری که با استفاده از یک بیت شعر به آن پاسخ داد، از جمله دیگر نکاتی است که برای واشنگتن پست جالب بود.

«واشنگتن اگزمینر» نیز به همین موضوع توجه کرده و تیتر مطلب خود را نیز بر همین اساس برگزیده کرده است: «شعر و منازعه در مناظره انتخاباتی ایران». به باور این سایت، «سرزنده ترین» لحظات این مناظره، بخش‌هایی بوده که در آن درباره شکل خود مناظره بحث شده است. اگزمینر به بخش‌هایی از مهمترین مواضع نامزدها در جریان مناظره دیروز نیز اشاره کرده و همچنین، به بررسی میزان اقبال نسبی مردم به این نامزدها پرداخته است.

خبرگزاری فرانسه تیتر «نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران نتوانستند در مناظره کسل کننده بدرخشند» را برگزیده و می‌نویسد مناظره تلویزیونی دیروز، نتوانست هیچ کدام از نامزدها را به عنوان فرد پیشرو معرفی کند، زیرا هر هشت نامزد، به تکرار مواضع یکدیگر در موضوعات اصلی پرداختند و از حمله مستقیم به یکدیگر خودداری کردند.

این خبرگزاری نیز اشاره می‌کند که نوع برگزاری مناظره و به ویژه طرح پرسش‌های تستی، سبب برانگیختن انتقاداتی شده است. از میان انتقادات، خبرگزاری فرانسه به سخنان محسن رضایی نیز اشاره کرده که گفته بود باید به نامزدها فرصت طرح برنامه‌ها و ایده‌هایشان داده شود. به عقیده این خبرگزاری، مناظره دیروز نتوانست بر رأی دهندگان تأثیرگذار باشد.

«کریستین ساینس مانیتور» بیشتر به محتوای مناظره دیروز پرداخته و می‌نویسد نامزدهای انتخابات ایران، درباره عدالت و اقتصاد مقاومتی ‌بحث کردند. این روزنامه می‌نویسد: «در یک مناظره چهار ساعته مارتن‌وار درباره موضوعات عدالت اقتصادی، بی اعتمادی به دولت و سوءمدیریت کنونی، نامزدهای میانه رو از دولت‌های گذشته و فعلی انتقاد کردند، اما برنامه‌های مشخص خود را ارائه نکردند». مانیتور همچنین ضمن تحلیل محتوایی اظهارات مطرح ‌در مناظره، اشاره می‌کند که هیچ یک از نامزدها از کلمه «تغییر» استفاده نکردند. این روزنامه بخش مفصلی از مطلب خود را نیز به دیدگاه نامزدها درباره موضوع اقتصاد مقاومتی اختصاص داده است.

«دیلی استار» لبنان نیز از جمله مطبوعاتی است که گزارشی از مناظره دیروز منتشر کرده و می‌نویسد: یکی از موضوعات اساسی که نامزدها درباره آن اتفاق نظر داشتند، ضرورت کاهش وابستگی ایران به صادرات نفت، به منظور مقابله با تحریم‌های اقتصادی بین‌المللی بود.

این روزنامه به همین مناسبت به تحریم‌های اقتصادی غرب علیه ایران و همچنین موضع‌گیری اخیر وزیر خارجه آمریکا نیز اشاره کرده که گفته بود، امیدی ندارد انتخابات ریاست جمهوری پیش رو به تغییر در سیاست‌های هسته ای جمهوری اسلامی ایران منجر شود. دیلی استار همچنین اشاره می‌کند که نامزدها در مناظره روز گذشته، در انتقاد از سوءمدیریت دولت احمدی نژاد نیز با یکدیگر اتفاق نظر داشتند.

«وال استریت ژورنال» در تیتر مطلبی که برای مناظره دیروز برگزیده، آورده: «نامزدها دیدگاه‌های شومی را درباره اقتصاد ایران مطرح کردند». به عقیده تحلیلگر این روزنامه، اقتصاد و سیاست خارجی، دو موضوعی هستند که در انتخابات پیش رو در اولویت هستند و به همین سبب، نخستین مناظره انتخاباتی به موضوع اقتصاد اختصاص یافت. این مطلب می‌افزاید نامزدها، «حقایق شومی» را با بینندگان در میان گذاشتند؛ از جمله اینکه بسیاری از کارخانه‌ها تعطیل شده و یا با نیمی از ظرفیت کار می‌کنند؛ خصوصی سازی در کشور ناموفق بوده؛ دولت برای جبران کسری بودجه از بانک مرکزی استقراض کرده؛ و اینکه سه میلیون نفر در کشور بیکارند.

خبرگزاری «ترند»، سایت شبکه خبری «العربیه» و روزنامه «الشرق الاوسط» از جمله دیگر مطبوعات معتبر بین المللی هستند که به موضوع مناظره انتخاباتی روز گذشته پرداخته‌اند.

حتما بخونیدونظر فراموش نشود

ای کاش حاج همت بودی امروز ؛ نزدیک انتخابات است
ای کاش بودی تا برایت ستاد میزدیم ؛
رنگ خاکی را دست بند و شال گردن میکردیم می انداختیم روی دوشت
با یک چفیه و عکس انتخاباتی میشدی کاندیدای اصلح

شورای نگهبان تو را ندیده تایید میکرد ؛ کسی را که خدا تایید کرده مگر میشود بنده اش قبول نداشته باشد؟
بیا و احساس وظیفه کن ، تو هم مثل خیلی ها شعر و شعار تعریف کن
ز خاطرات جنگ بگو ؛ از هم رزم هایت بگو ؛
فخر بفروش که در فلان عملیات بودی و فلان فرماندهی برای تو بود!
بگو فلان درصد جانبازی داری و ترکش های بدنت چه وفا دارند....
میدانم از این حرف ها بلد نیستی؛تو صاف و خاکی هستی ؛ مثل لباست...
چفیه اگر می اندازی برای خداست نه خلق او ، برای ریا و ریاست نیست...
بیا و کاندیدا شو ؛ این انتخابات احساس وظیفه کن؛بیا و بگو یک روز جنگ شد و مرد میدان شدی ؛
بیا بگو امروز اگر بودی باز چفیه می انداختی و میامدی...
بیا بگو برای تو فرقی بین صندوق مهمات و صندوق رای نیست ، هرجا حرف امام باشد تو آنجایی
فرقی ندارد امام خمینی یا امام خامنه ای...
بیا بگو این روزها صدای خمپاره ها بیشتر شده است ؛ بگو خون به دل امام میکنند ؛
بد تر از جام زهر میدهند این نانجیب ها....
بیا بگو حاج همت ، پشت بیسیم صدایت ضعیف است...
بیا بگو اگر بودی تاریخ جنگ را برای خودت نمینوشتی ؛
بیا بگو تا حرف در دهانت نگذاشته اند
بیا بگو که اینجا خیلی ها از ترکش های نخورده ناله میکنند ؛
بیا بگو میزان اعمال را با کارت و گزارش مینویسند
بیا و بگو که بسیجی میدان را خالی نمیکند ؛ بیا بگو حرف امام نباید زمین بماند!
امروز اگر اینجا بودی ؛ به همرزم هایت رای میدادی ؛ به پلاک های گمنام رای میدادی ؛
به بسیجی های گمنام رای میدادی ؛ بگو اگر اینجا بودی به شهادت رای میدادی ؛
به شهید خرازی ها ؛ به باکری ه ا؛ به زین الدین ها ؛ به کاظمی ها
اصلا به امثال خودت رای میدادی...
تو مگر چه کم از کاندیدا های دیگر داری؟!
ریاست جمهور ؛ مرد میخواهد ، نه ادعا ، درد میخواهد ؛ نه دلیل؛
ترکش های تو،برای تایید شدنت کافی است...
نیاز به بنیاد شهید ندارد
کارت فعال هم نمیخواهد
شورای نگهبان هم تو را تایید نکند ؛ نزد خدا تایید شده ای...
امروز اگر بودی ؛ انقلاب و میدانش تنها نمیشدند...
خیابان های تهران را بوی عطر لباست پر میکرد؛
بیا همت ؛ همتی کن...
به امثال تو نیاز دارد این انقلاب
اینجا مرد میخواهد ؛ یکی مثل تو...
بیا حاج همت
تو هم مثل خیلی ها احساس وظیفه کن..

انتخابات ،مظهر حماسه سیاسی است

 
لبیک یا علی

4 مجهول در معادله انتخابات یازدهم...!؟

بسیاری از کاندیداها و طرفداران آنها منتظر حضور یا عدم حضور 4 نفر در انتخابات ریاست جمهوری هستند. آیت الله هاشمی رفسنجانی ، سید محمد خاتمی ، سعید جلیلی و اسفندیار رحیم مشایی... سعی می کنیم در این مطلب به بررسی احتمال حضور یا عدم حضور این 4 نفر و نحوه آرایش انتخابات با حضور یا عدم حضور این افراد بپردازیم.

 

* سید محمد خاتمی (10 - 90)

شاید برای بسیاری از کارشناسان و تحلیل گران بعد از بررسی اخبار این چند ماه و این چند روز مشخص شده باشد که رئیس جمهور هفتم و هشتم قید کاندیدا شدن در انتخابات را زده است.

بسیاری از اخبار منتشر شده در این مدت احتمال عدم احراز صلاحیت در شورای نگهبان را دلیل اصلی خاتمی برای کاندیدا نشدن در انتخابات یازدهم می دانند و خود خاتمی هم بیشتر از اینکه زمینه ساز حضور خود در انتخابات باشد سعی در مهیا کردن شرایط برای حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی را داشته است.


حتی دیروز در آخرین اظهار نظری که آقای خاتمی در حاشیه مجلس ختم پدر همسر کمال خرازی درباره انتخابات داشت هاشمی رفسنجانی را بهترین گزینه برای شرایط فعلی معرفی کرد.( خاتمی: همه خوب هستند اما هاشمی در شرایط فعلی بهترین گزینه است )

 

اما عالم سیاست پیچیدگی های خاص خود را دارد و نمی توان احتمال حضور خاتمی را صفر در نظر گرفت و اگر خاتمی برای ثبت نام در انتخابات به ستاد انتخابات کشور مراجعه کرد زیاد تعجب نکنید.


اما حضور خاتمی باعث خواهد شد ، محمدرضا عارف ، کواکبیان ، اسحاق جهانگیری ، شریعتمداری ، مهرعلیزاده و حسن روحانی از حضور در انتخابات به عنوان کاندیدا منصرف شوند و این اتفاق بسیار خوبی برای اصلاح طلبان خواهد بود آن هم در روزهایی که رقیب همیشگی آنها دارای تعدد کاندیدا و ائتلاف هستند.


* سعید جلیلی ( 50 - 50)

شاید قبل از رسیدن ماه اردیبهشت بسیاری فکر می کردند که سعید جلیلی کاندیدای نهایی جبهه پایداری و شخص مورد تایید آیت الله مصباح خواهد بود اما معرفی کامران باقری لنکرانی به عنوان کاندیدای جبهه پایداری معادلات انتخابات را پیچیده کرد.

 

فردای معرفی لنکرانی به عنوان کاندیدای جبهه پایداری طرفداران سعید جلیلی دست به کار شدند و از نقاط مختلف کشور بیانیه ها و دعوت های مردمی برای حضور مستقل سعید جلیلی آغاز شد.

مشخصا سعید جلیلی دغدغه عدم احراز صلاحیت را مانند خاتمی ندارد و شاید تنها دغدغه سعید جلیلی پشتوانه مردمی برای کاندیدا شدن در انتخابات باشد. موردی که به درستی از سوی طرفداران سعید جلیلی درک شده بود و انتشار این همه بیانیه و دعوتنامه در حمایت از سعید جلیلی در رسانه ها فقط برای کاهش این دغدغه بود.

 

با اخبار منتشر شده در این چند روز حتی می توان احتمال حضور سعید جلیلی در انتخابات را بیشتر از 50 درصد دانست و اگر اتفاق خاصی نیفتد فردا سعید جلیلی برای ثبت نام به ستاد انتخابات خواهد رفت.

اما با حضور سعید جلیلی در انتخابات معادلات در جبهه اصولگرایان کمی پیچیده خواهد شد. زاکانی اعلام کرده با جلیلی ائتلاف خواهد کرد اما طرفداران سعید جلیلی شاید خیلی از این ائتلاف راضی نباشند. حتی این احتمال هم وجود دارد که احمدی نژاد در صورتی که کاندیدایی از طرف دولت مطرح نشود تمایلش به سمت سعید جلیلی باشد. این احتمال از آن جهت است که احمدی نژاد با سایر ائتلاف های اصولگرایان فاصله فکری بیشتری دارد.


اگر سعید جلیلی در انتخابات شرکت کند وضعیت جبهه پایداری نیز مبهم خواهد بود. لنکرانی در یکی از سخنرانی های خود گفته بود رقابتی بین خود و جلیلی احساس نمی کند و مشخصا وقتی جلیلی به صورت مستقل وارد کارزار انتخابات شود پیام های روشنی برای جبهه پایداری خواهد داشت.

 

فارغ از همه این بحث ها دیدار جلیلی با اشتون در 25 اردیبهشت و نتایج این نشست ، می تواند تاثیر بسیار زیادی در پشتوانه مردمی دکتر جلیلی برای انتخابات ایجاد کند.

 

* آیت الله هاشمی رفسنجانی ( 50 - 50)

در وصف هاشمی رفسنجانی هر چه گفته شود کم بوده است و بدون شک مرد میدان سیاست برازنده آیت الله هاشمی رفسنجانی است. در آستانه 80 سالگی هنوز از وی به عنوان یک کاندیدای مطرح در انتخابات یاد می شود و خیلی از افراد تنها راه حل مشکلات کشور را حضور وی به عنوان بالاترین مقام اجرایی کشور می دانند.

 

برای آیت الله هاشمی مانند خیلی از افراد رسیدن به ریاست جمهوری یک آرزوی بزرگ نیست. او تمام منصب های مهم در این کشور را داشته است و همه چیز را در عالم سیاست تجربه کرده است.

مقدمه بالا برای این بود که می خواهیم به این نتیبجه برسیم چه انگیزه ای باعث می شود که آیت الله هاشمی در سن 80 سالگی بخواهد منصب ریاست جمهوری را در دست بگیرد. منصبی که با آن همه تلاش و پشتکار احمدی نژاد برای هر کسی که رئیس جمهور شود سخت خواهد بود چه برسد به هاشمی رفسنجانی در سن 80 سالگی.

 

بله انگیزه هاشمی رفسنجانی برای انتخابات کسی نیست جز محمود احمدی نژاد. آیت الله در طول حیات سیاسی خود دو بار مغلوب احمدی نژاد شد... یک بار مستقیم در سال 84 و یک بار به صورت غیر مستقیم در سال 88. دو قطبی احمدی نژاد - هاشمی آنقدر فرمول کارایی در این دو دور انتخابات بود که حال نیز لنکرانی در این دوره باز می خواهد از همین فرمول استفاده کند. اینکه چقدر این دو قطبی برای این انتخابات جواب می دهد را باید منتظر بود و بعد از انتخابات دید؟!

 

در دنیای ورزش همیشه ورزشکارانی که در اوج خداحافظی می کنند بیشتر در خاطر مردم می مانند تا افرادی که در افول دوران ورزشی خود از ورزش کناره گیری می کننداگر این مسئله را برای دنیای سیاست تعمیم بدهیم ، شاید انگیزه بعدی آیت الله هاشمی رفسنجانی خداحافظی با دنیای سیاست با منصب ریاست جمهوری باشد. رسیدن به ریاست جمهوری در سن 80 سالگی برای مرد دنیای سیاست می تواند انگیزه زیادی باشد.

 

جبران شکست ، رسیدن به اوج در شطرنج سیاست می تواند انگیزه های لازم باشد اما برای انگیزه اول حضور یک رقیب الزامی است... بله اسفندیار رحیم مشایی... آیت الله بدون شک منتظر حرکت رقیب در صفحه شطرنج است... حضور یا عدم حضور کاندیدای احمدی نژاد برای هاشمی بسیار اهمیت خواهد داشت و بسیاری معتقدند اگر مشایی بیاید هاشمی نیز خواهد آمد.

 

با حضور هاشمی در انتخابات موقعیت جبهه اصلاحات باز مانند حالت اول می شود و همه برای آیت الله هاشمی کنار خواهند رفت و این فرصت مناسبی برای آیت الله هاشمی رفسنجانی خواهد بود تا بتواند به عنوان تنها فردی مطرح شود که 3 دوره رئیس جمهور ایران شده است.


* اسفندیار رحیم مشایی (50 - 50 )

با همه حاشیه ها و حرف هایی که در مورد اسفندیار دولت زده می شود اما حضورش در انتخابات می تواند باعث افزایش هیجانات انتخاباتی و مقدمه ساز حماسه سیاسی باشد.

 

اگر اسفندیار رئیس جمهور شود ، مدل پوتین - مدودف در ایران پیاده خواهد شد. تئوری که چند سال پیش مطرح شد و البته مطرح شدن این تئوری باعث شد تا رقیبان محمود احمدی نژاد بیکار ننشینند و در راستای عدم تحقق این تئوری کارهای مختلفی را انجام دهند. از مطرح کردن جریان انحرافی تا بحث مفاسد اقتصادی و ....!

 

احتمال در مورد آمدن یا نیامدن مشایی بسیار سخت است. مشخصا بحث احراز صلاحیت توسط شورای نگهبان با مباحثی که در کشور مطرح شده (جریان انحرافی) دغدغه اصلی مححمود احمدی نژاد و اسفندیار رحیم مشایی است.


یک انگیزه که برای نیامدن مشایی می توان متصور بود این است که با ثبت نام نکردن و با استفاده از رسانه ها این جو را حاکم کنند که تمام سخنان این چند وقت اتهاماتی بیش نبوده است و دولت اصلا به فکر ادامه کار با تئوری پوتین - مدودف نیست. اما در مقابل گروه رقیب نیز این جو را القا خواهند کرد که ترس از رد صلاحیت و ... باعث عدم حضور اسفندیار مشایی شده است.



با همه این تفسیر ها ، به نظر نویسنده مطلب ، مشایی و احمدی نژاد قواعد بازی را پذیرفته اند و این ریسک را خواهند کرد و اسفندیار فردا به ستاد انتخابات کشور برای ثبت نام خواهد رفت. بعد از آن 2 حالت وجود دارد تایید صلاحیت یا عدم احراز صلاحیت! در حالت اول که قضیه مشخص است اما در حالت دوم احمدی نژاد و مشایی سعی خواهند کرد مانند سال 84 و تایید صلاحیت دکتر معین با حکم رهبری به دنبال تایید صلاحیت باشند. به نظر می رسد حالت دوم بسیار برای مشایی بهتر باشد تا اینکه به صورت مستقیم تایید صلاحیت بشود.

 

و در نهایت این است که مشایی نتواند احراز صلاحیت خود را از شورای نگهبان بگیرد که در این حالت ، می توان فرضیات مختلفی را بررسی کرد که خود یک مقاله دیگر را می طلبد.

اما یک حالت دیگر هم وجود دارد و اینکه فردا شخص سومی مانند الهام یا نیکزاد یا ثمره هاشمی به عنوان کاندیدای دولت ثبت نام کند.

 

با حضور مشایی به احتمال زیاد هاشمی خواهد آمد و دو کاندیدای اصولگرا از ائتلاف های پنجگانه و سه گانه و سعید جلیلی و کاندیداهای مستقل آرایش نهایی انتخابات را شکل خواهند داد.


به نظر نویسنده به احتمال زیاد در آخرین ساعات امروز شاهد حضور جلیلی ، هاشمی و مشایی در وزارت کشور خواهیم بود ولی دنیای سیاست پیچیدگی های خود را دارد و شاید اتفاقات ویژه تری در راه باشد.

 

رمزگشایی از کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی

حسین شریعتمداری  در "یادداشت روز" امروز کیهان با عنوان "ماشاءالله‌،‌ حزب‌الله... " به تحلیل چرایی حضور هاشمی رفسنجانی در صحنه انتخابات پرداخت:


1- آوردگاه «جمل» است. آتش جنگ فرو نشسته و امير مؤمنان عليه‌السلام در حالي که چشم فتنه را کور کرده‌اند، با تأسف به کشته شدگان سپاه فريب مي‌نگرند و در وصف جنگ‌افروزان فتنه‌گر که بعد از آنهمه رجزخواني و خط و نشان کشيدن‌ها به سختي شکست خورده و به خاک مذلت افتاده‌اند مي‌فرمايند؛


«و قد ارعدوا و ابرقوا و مع هذين الامرين الفشل ولسنا نرعد حتي نوقع و‌لانسيل حتي نمطر... اصحاب فتنه جمل چون رعد غريدند و مثل برق جرقه زده و از جاي برآمدند اما، علي‌رغم آنهمه لاف گزاف، هنگام کارزار، ناتوان و ترسان بودند و از هم گسيخته و پراکنده شدند، ولي ما، خروش برنمي‌داريم مگر آن که دست به عمل مي‌زنيم و هرگز نمي‌باريم مگر آن که سيل به راه مي‌ اندازيم».


حضرت پيش از آغاز جنگ و هنگامي که پرچم را به دست فرزندش محمد حنفيه مي‌سپرد، خطاب به او فرموده بود؛ «اگر کوه‌ها از جاي کنده شدند، تو بر جاي خويش بمان، دندان‌ها را بر هم بفشار، جمجمه‌ات را به خدا بسپار، پاي بر زمين کوب و چشم به دور دست‌هاي سپاه دشمن بدوز، بيم به خود راه مده و بدان که پيروزي از جانب خداست».

 


2- بعد از ثبت‌نام آقاي هاشمي رفسنجاني به عنوان نامزد انتخابات رياست‌‌جمهوري يازدهم، که متأسفانه در قاب مشترک اصحاب فتنه و حلقه انحرافي صورت پذيرفت، رسانه‌ها و مقامات خارجي و دنباله‌هاي داخلي آنها در اقدامي هماهنگ و مانند دهها مورد مشابه ديگر، صدا به هلهله بلند کردند و صفحات اول روزنامه‌ها و خروجي سايت‌ها را از اين توهم انباشتند که چه نشسته‌ايد؟! کار نظام و انقلاب تمام شد! و حزب‌الله مي‌رود که خانه‌نشيني پيشه کند! و...


اين همه هياهو در حالي است که وقتي به صحنه نگاه مي‌کني به وضوح مي‌بيني که هيچ اتفاق تازه‌اي نيفتاده است. آمريکا به عنوان حامي رسماً اعلام شده ائتلاف فتنه و انحراف، همان آمريکاست که به قول هفته‌نامه «ويکلي استاندارد» تمامي رؤساي جمهور آمريکا از کارتر تا اوباما در يک نقطه با امام خميني(ره) به اشتراک نظر رسيده‌اند و آن، اين که «آمريکا هيچ غلطي نمي‌تواند بکند». مردم، همان مردم هستند که فتنه آمريکايي- اسرائيلي88 -جنگ احزاب- را علي‌رغم آنهمه برنامه‌ريزي بيروني و ائتلاف همه دشمنان داخلي و خارجي به ديوار بصيرت 9 دي کوبيدند. همان‌ها که بعد از آنهمه رجزخواني مشترک دشمنان بيروني و دروني، حماسه بي‌نظير 22 بهمن را آفريدند. همان مردمي که با وجود تحريم انتخابات مجلس نهم از سوي مدعيان اصلاحات، به مراتب بيشتر و گسترده‌تر از انتخابات‌هاي قبلي پاي صندوق‌هاي رأي آمدند و...


و اما، اصحاب فتنه و حلقه انحرافي نيز همان‌ها هستند که بودند و تاکنون هرچه کوشيده‌اند و خروشيده‌اند، راه به جايي نبرده و در نهايت اعتراف کرده‌اند که براي «هيچ» بيهوده به خود پيچيده‌اند! بنابراين چه فاکتور جديدي به ائتلاف فتنه و انحراف اضافه شده است که تاکنون نبوده است؟! اگر پاسخ «هيچ» است- که هست- بي‌ترديد اين همه سر و صداي مشترک بيروني و داخلي نيز براي هيچ است. نيست؟!

 


3- اکنون بايد پرسيد حضور آقاي هاشمي رفسنجاني در قاب نامزد مشترک فتنه و انحراف چه تغييري مي‌تواند در معادلات قبلي اين دو جريان ايجاد کند؟ و چه ارزش افزوده‌اي براي اين ائتلاف بي‌ارزش در پي خواهد داشت؟ مگر جناب هاشمي بيرون از جبهه مدعي اصلاحات طرفداران ديگري هم دارد؟ پاسخ منفي است يعني کساني که از آقاي هاشمي طرفداري مي‌کنند همان‌ها هستند که پيش‌‌از‌‌اين و طي چند سال گذشته در ميان طرفداران و حاميان فتنه و انحراف حضور داشته‌اند بنابراين آقاي رفسنجاني جمع جديدي را به طيف ياد شده اضافه نکرده و نمي‌کند که اينهمه هياهو براي آن قابل اعتناء باشد. مگر مدعيان اصلاحات بارها اعلام نکرده‌اند که هاشمي رفسنجاني سردار بي سپاه است؟! و مگر کارگزاران و مدعيان اصلاحات قبل از اين با يکديگر در ائتلاف نبوده‌اند که حالا پيوند آنان، يک حرکت و اتفاق جديد تلقي شود؟! و به قول کودکانه يکي از اصحاب فتنه، نامزدي هاشمي به منزله «انفجار بمب در ميان اصولگرايان»! باشد؟!... خب! با اين حساب بايد پرسيد، آن اتفاق مهمي! که دشمنان بيروني و ائتلاف مشترک فتنه و انحراف در بوق و کرنا کرده‌اند چيست؟!

 


4- حالا به اين نکته مي‌رسيم که وقتي نامزدي آقاي رفسنجاني هيچ تغيير جديدي در جبهه فرو ريخته و ائتلاف مشترک فتنه و انحراف پديد نمي‌آورد، اصرار فتنه‌گران براي نامزدي ايشان با چه هدف و منظوري صورت پذيرفته است؟ پاسخ به اين سؤال اگرچه فصل جداگانه‌اي مي‌طلبد ولي در اين مختصر به دو نکته اشاره مي‌کنيم.


الف: برخي از مدعيان اصلاحات و چند رسانه بيگانه طي همين 48 ساعت گذشته با صراحت اعلام کرده‌اند نبايد انتظار داشت که نامزدي آقاي رفسنجاني، پايگاه از دست رفته جبهه اصلاحات را به آنان بازگرداند چرا که هاشمي يک بار در همين ميدان حضور داشته و نگاه مردم به ايشان با اندکي تفاوت همان نگاه به اصلاح‌طلبان است ولي نامزدي آقاي رفسنجاني- به قول بي‌بي‌سي- مي‌تواند پوششي براي فعاليت انتخاباتي اصلاح‌طلبان باشد و زمينه‌اي براي بازگشت آنها به درون حلقه نظام فراهم آورد. ولي از اين فرصت- به گفته تحليلگر راديو فردا- نبايد انتظار تجديد حيات اصلاح‌طلبان را داشت.


ب: و اما، اکنون به خبري اشاره مي‌کنيم که مي‌دانيم جناب هاشمي رفسنجاني مي‌تواند با تحقيق و بررسي دقيق از صحت آن اطمينان حاصل کند. تحقيق در اين زمينه براي ايشان دشوار نيست.
آقاي خاتمي بعد از اصرار آقاي هاشمي براي کانديدا شدن به چند تن از افراد بسيار نزديک خود مي‌گويد؛ آقاي رفسنجاني مي‌داند که شوراي نگهبان صلاحيت مرا رد مي‌کند و قصد دارد بعد از رد صلاحيت من، بدون آن که هزينه‌اي پرداخته باشد، آراي اصلاح‌طلبان را به صندوق کانديداي تحت فرمان خود منتقل کند. خاتمي مي‌گويد؛ نامزد مورد نظر او هم راي نمي‌آورد ولي شکست وي به حساب هاشمي نوشته نمي‌شود و هاشمي مي‌تواند کماکان منتقد شرايط کنوني باقي بماند بي آن که جايگاه خود را به راي مردم گذاشته باشد. در همين حال و هوا، جلسه‌اي در «...» تشکيل مي‌شود. در اين جلسه آقاي «م» پيشنهاد مي‌کند مي‌توانيم با اين توضيح- بخوانيد ترفند و توجيه- که خرابکاري‌هاي احمدي‌نژاد باعث رويگرداني مردم از ايشان شده است و فرصت براي نامزدي آقاي هاشمي فراهم است و... توافق هاشمي را براي کانديداتوري جلب کنيم و تاکيد مي‌کند که اگرچه آقاي هاشمي فاقد پايگاه مردمي است و شکست مي‌خورد ولي اين شکست به حساب اصلاح‌طلبان نوشته نمي‌شود، چرا که هيچکس هاشمي را اصلاح‌طلب نمي‌داند! و سابقه همراهي او با نظام را فراموش نمي‌کند. در پي همين تصميم است که از يکسو آقاي خاتمي روي نامزدي آقاي هاشمي اصرار مي‌ورزد و سخن «کاش هاشمي مي‌آمد» او در رسانه‌هاي داخلي و خارجي بازتاب گسترده داده مي‌شود و از سوي ديگر برخي از افراد مطرح در همين طيف ماموريت مي‌يابند که تاکيد ‌کنند هاشمي همان عاليجناب سرخپوش است!... و بدين ترتيب بار ديگر آقاي هاشمي به عنوان «پل» در اختيار مدعيان اصلاحات قرار مي‌گيرد. يعني همان‌ها که بيشترين اهانت‌ها را عليه وي روا‌داشته بودند و هرگز از آن همه اهانت و دشمني ابراز پشيماني نکرده و نمي‌کنند!

 

پيش از اين با محاسبه شرايطي که مي‌دانستيم از نگاه آقاي رفسنجاني پنهان نيست پيش‌بيني کرده بوديم ايشان نامزد نمي‌شود ولي فاکتورهاي ديگري که به برخي از آنها اشاره شد در ميدان محاسبات وي قرار گرفت و ايشان را در معرض يک شکست قطعي و غيرقابل اجتناب ديگر قرار داد.

 


5- در اين ميان پيوند حلقه انحرافي با اصحاب فتنه نيز در فريب جناب هاشمي بي‌تاثير نبوده است. توضيح آن که حلقه انحرافي به پايان عمر خود رسيده است و با خاتمه دولت احمدي‌نژاد، بايد از قطاري که بي بليت سوار آن شده بود پياده شود. بنابراين حلقه انحرافي براي ادامه حيات خود چاره‌اي جز پيوند با يک جريان سياسي ديگر نداشت. اما براي ائتلاف با اصحاب فتنه مانند هر معامله ديگري پاي داد و ستد در ميان است. حلقه انحرافي اگرچه هويت ندارد ولي دست گشاده‌اي بر رانت قدرت و ثروت دارد. و اين همان امتيازي است که به اصحاب فتنه داده است و از سوي ديگر اصحاب فتنه در مقابل برخورداري از رانت قدرت و ثروت حلقه انحرافي، اين حلقه را در بازي بعدي مي‌پذيرد. حضور غيرقانوني آقاي احمدي‌نژاد در جريان ثبت نام مشايي و اعلام حمايت از وي که علي‌رغم اعتراض‌هاي فراوان صورت گرفت در همين بستر قابل ارزيابي است. آقاي احمدي‌نژاد با اين اقدام انتحاري خود به اصحاب‌فتنه پيام مي‌دهد که براي تنش‌آفريني و فتنه‌انگيزي آماده است و مي‌توانند روي قانون‌گريزي و ساختارشکني حلقه انحرافي حساب باز کنند. پيام‌هاي پنهاني رد‌و‌بدل شده بماند براي فرصتي ديگر.

 


6- تنها تغيير قابل توجه در صورت مسئله اين روزها، حضور پرشورتر از هميشه در انتخابات رياست جمهوري يازدهم است، چرا که از يکسو مردم در مشاهده همراهي و همخواني بيگانگان با اصحاب فتنه و انحراف، انگيزه قوي‌تري براي حضور در انتخابات يافته‌اند و از سوي ديگر حضور همه سليقه‌ها، آراي انبوه‌تري را به صندوق‌ها سرازير مي‌کند.
و بالاخره اصحاب فتنه و انحراف مي‌دانند و آزموده‌اند که اگر بار ديگر خيال فتنه و آشوب در سر داشته باشند، حزب‌الله يعني همان مردم پاکباخته حتي به اندازه چند ساعت نيز به آنها امان نمي‌دهند و به قول مولايشان حضرت امير عليه‌السلام، وقتي نوبت باريدن به آنها مي‌رسد، سيل به راه مي‌اندازند. به اعتراف واشنگتن‌پست، فدائيان رهبر ايران- حضرت آقا- از چند هزار کيلومتر فاصله بحران سوريه را مديريت مي‌کنند و در لبنان و فلسطين حضور دارند. نبايد مقابله اين نيروي عظيم با آشوب‌هاي داخلي را ناديده گرفت... ياد مرحوم حاج بخشي به‌خير، گوش کنيد! هنوز فريادش طنين‌انداز است که؛ ماشاءالله، حزب‌الله.

 

عجیب ترین اتحاد انتخابات 1392

1. سال 76 / دولت اصلاحات / کلاه گشاد


از سال 68 که دولت سازندگی روی کار آمد، تیم آقای هاشمی رفسنجانی و حزب کارگزاران با سیاست لیبرالی و با توجه ویژه به مسائل اقتصادی! باعث شدند طبقات ضعیف جامعه زیر بار مشکلات معیشتی خرد شوند. در همین دوره، مردم ایران برای اولین بار تورم 50  درصدی را تجربه کردند.


دوره 4 ساله دوم آقای هاشمی رفسنجانی رو به پایان بود و باید شخص دیگری رئیس جمهور می شد. کارگزاران و در واقع تیم آقای هاشمی به ظاهر با کاندیداتوری آقای ناطق موافقت کردند تا در بین مردم با زیرکی تمام اینگونه مطرح شود که انتخاب آقای ناطق یعنی ادامه وضع موجود اقتصادی، ولی خاتمی یعنی تغییر و تحول.
مردم هم که از وضع موجود خسته بودند، به امید تحول، به خاتمی رأی دادند.


شاهد ادعای ما آنجاست که رویه آقای خاتمی نشان داد که همراه آقای هاشمی است و جالب تر آنکه خانم فائزه هاشمی در همايش دوم خرداد سال 88 به صراحت اعلام كرد: «دوره اصلاحات ادامه راه سازندگي است و ما آقاي موسوي را مي‌خواهيم براي اينكه استمرار همان راه است.»

 


2. سال 84 / دولت عدالت محور


اولین سؤالی که در مورد سال 84 به ذهن می رسد این است که چرا احمدی نژاد رأی آورد؟


مردم خسته از دوره های سازندگی و اصلاحات، منتظر یک پدیده بودند. آقای احمدی نژاد با عملکرد جهادی در شهرداری تهران با شعار مبارزه با رانت و فساد اداری و... به طور جدی و واقعی نشان داد که قصد دارد مقابل کارگزاران و اصلاح طلبان بایستد.


سال 84 به بعد، تقابل جدی بین آقایان احمدی نژاد و هاشمی شکل گرفت. مردم این بار به درستی به احمدی نژاد رأی دادند. اما آنچه در ادامه راه از احمدی نژاد مشاهده شد، فاصله گرفتن از آرمان های امام راحل(ره) و توصیه های مقام معظم رهبری و اجرای شیوه ها و منش های هاشمی بود. مواردی از قبیل:


• عدم توجه به مسائل فرهنگی؛


در دولت آقای هاشمی، رهبر معظم انقلاب بارها بر جدی گرفتن تهاجم فرهنگی دشمن توسط مسؤولان تذکر دادند. به عنوان نمونه، ایشان در 75/9/14 فرمودند: «در بخش ديگر و گسترده‌تر مسائل فرهنگى، يعنى فرهنگ عمومى، وظائف مسؤولان كشور سنگين‌تر و حساس تر است. امروز حتى ديرباورترين اشخاص نيز خط و نشان دشمنان سوگندخورده انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى را در صحنه پرماجراى تهاجم فرهنگى، به وضوح مشاهده مى‌كنند.»
در دولت آقای احمدی نژاد نیز علیرغم تذکرات معظم له، بارها واژه هایی مانند مکتب ایرانی و بهار عربی و... به کار برده شد.


• مذاکره با آمریکا


در دولت آقای هاشمی بارها و بارها صحبت از مذاکره با آمریکا شد.
در دولت آقای احمدی نژاد نیز علیرغم اینکه در ابتدا گفته می شود: "تحریم ها کاغذپاره ای بیش نیست" اما در ادامه بارها و بارها در مصاحبه ها و سخنرانی های متعدد برای مذاکره دلایلی مانند: "فشار تحریم ها زیاد است، ناچاریم مذاکره کنیم" مطرح شد.


• دشمنی با اسرائیل


این جمله آقای هاشمی بسیار جنجال به پا کرد: "ما با اسرائیل سر جنگ نداریم"
در دولت آقای احمدی نژاد هم این جمله به شکل دیگری مطرح شد: "ما با مردم اسرائیل دوست هستیم"


• رانت خواری


در دولت آقای هاشمی موارد زیادی از رانت خواری مانند جریان کرباسچی و... وجود داشت.
در دولت آقای احمدی نژاد نیز در سال های آخر این موضوع قوت گرفت. مواردی مانند: پرونده 3هزار میلیاردی، بیمه و...


بنابراین بسیار روشن است که احمدی نژاد و هاشمی در یک خطند؛ یا به زبان ساده تر: فتنه و انحراف یک آبشخور دارند. زیرا اعتراض هایی که به هاشمی وارد بود و اتفاقا بیشتر هم توسط خود آقای احمدی نژاد مطرح می شد، در حال حاضر به عملکرد احمدی نژاد وارد است.
احمدی نژادی که منتقد برنامه های هاشمی بود، اکنون همراه و مجری آن برنامه هاست.

 


3. اصولگرایان


اصولگرایان که در سالیان گذشته به "راستی ها" معروف بوده اند، هرچند در ابتدای دوران سازندگی موافق آقای هاشمی بودند، اما به محض اینکه ایشان از خط اصلی فاصله گرفتند، بدون اغماض و رودربایستی مخالفت خود را ابراز داشتند. مثلا در مجلس پنجم حاضر نشدند با کارگزاران لیست مشترک بدهند.
همین برخورد با آقای احمدی نژاد هم شد. در واقع اصولگرایان -در هر زمانی- حسابشان را از کسی که از مسیر خارج شده، جدا کرده اند.
بنابراین پرواضح است که این انتخابات از لحاظ گفتمانی، رقابت بین اصولگرایان با جریان فتنه و انحراف است.

 


4. سیاست اتحاد


آنچه مسلم است، جریان فتنه و انحراف از تجربه موفق سال 76 کارگزاران استفاده می کنند و در حال حاضر با ایجاد عملیات روانی و جنگ زرگری، می کوشند رقابت اصلی را بین کاندیدای دولت و آقای هاشمی نمایش دهند و به طور کلی اصولگرایان را بایکوت نمایند.
در واقع، تمام تلاش جریان فتنه و انحراف بر "مدیریت فضای انتخابات" است (مثل سال 76) چرا که گفتمان و عمل در فتنه و انحراف یکی است.

 

 

نشانه ها و نقاط مشترک فتنه و انحراف


اتحاد فتنه و انحراف در انتخابات 92 نشانه هایی دارد که در زیر بیان می شود:


• سکوت و حرکت چراغ خاموش
هر دو جریان فتنه و انحراف با اینکه مشغول تبلیغ بودند (یکی با  بازی "میام نمیام" و دیگری با همراه نمودن کاندیدای مورد علاقه اش در سفرها) سعی کردند در مرکز توجه رسانه ها باشند؛ اما در لحظه آخر برای ثبت نام آمدند.


• فرصت ثبت نام
5 روز و هر روز 10 ساعت فرصت ثبت نام بوده است. این نکته را هم باید اضافه کرد که در دنیای سیاست هیچ حرکتی بی حساب و کتاب نیست، اما سؤال این است که چرا هر دو کاندیدای مورد نظر روز پنجم و در حالی که فقط نیم ساعت از فرصت باقی مانده است، ثبت نام می کنند؟ در واقع در یک صدم پایانی!! آیا غیر از این است که می خواهند القا کنند قطب های اصلی انتخابات آن ها هستند و اصولگرایان نقشی ندارند؟!!


• رسانه های خارجی
پس از پایان فرصت ثبت نام، اولین تیتر رسانه های بیگانه از جمله بی بی سی و... این بود: "هاشمی و مشایی آمدند"!
پیداست که رسانه های بیگانه -که در واقع خروجی اتاق فکر دشمن هستند- نیز سعی دارند تا رقابت را بین نماینده دولت و آقای هاشمی جلوه دهند؛ چرا که در این حالت، هر کدام رأی بیاورند به نفع آن هاست و متضرر اصلی، مردم و نظام جمهوری اسلامی خواهند بود.
با توجه به آنچه در بالا گذشت، بر اهل خرد و بصیرت و رسانه ها و نخبگان است که با این بازی زیرکانه مقابله کنند تا ضمن برگزاری انتخاباتی پرشور، انتخابی با شعور نیز صورت گیرد.

از گاردین ، نیویورک تایمز ، اشپیگل تا لس آنجلس تایمز

به گزارش افکارنیوز، این رسانه ها از شمار بالای داوطلبان شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ایران بسیار متعجب شده اند.

"گاردین" از هر "دو داوطلب اصلی نامزدی" به عنوان چهره‌هایی نام می‌برد که "خطر درگیری‌شان با نظام جمهوری اسلامی وجود دارد". به نوشته روزنامه "گاردین"، این دو نفر از دو جناح رقیب و کاملا متفاوت می‌آیند که جناح اصولگرا کاملا با آنها مخالف هستند. "گاردین" از حمایت اصلاح‌طلبان از وی "به‌خاطر همدردی‌ای که او با منتقدان دولت پس از انتخابات ۱۳۸۸ نشان داد" اشاره می کند.

"نیویورک تایمز" نیز می‌نویسد درصورت تایید صلاحیت مشایی و رفسنجانی، آنان "در عمل به مبارزه انتخاباتی تکانی خواهند داد ". این روزنامه توضیح می‌دهد که دستگاه حکومتی جمهوری اسلامی جریان طرفدار رحیم مشایی را "انحرافی" نامیده؛ جریانی که معتقد است "نیازی به میانجیگری روحانیت نیست و هر کس می‌تواند خود با خدا رابطه برقرار کند". "نیویورک تایمز" می‌نویسد، مدعی شده است که به رفسنجانی پس از حوادث سال ۸۸ به چشم "خائن" نگریسته می شود.

"نیویورک تایمز" مدعیست رفسنجانی "خواهان جامعه‌ای بازتر و روابط بهتر اقتصادی با غرب است". این روزنامه با اشاره به اینکه رفسنجانی منتقد احمدی‌نژاد و تیم اوست می نویسد به نظر او، احمدی نژاد به‌خاطر "نداشتن تخصص" کشور را به وضعیت اقتصادی "خطرناک"ی کشانده‌اند.

این روزنامه آمریکایی همچنین در خصوص کاندیداتوری مشایی نوسته است او متعلق به آن "نسل جدید سیاستمداران" ایران است که احمدی‌نژاد آنان را نمایندگی می‌کند. "نیویورک تایمز" می‌نویسد به نظر می‌آید که رحیم مشایی در مقایسه با "مربی" خود، محمود احمدی‌نژاد، در برخی زمینه‌ها گشوده‌تر باشد، چون اغلب بر "آزادی‌های فردی" تاکید می‌کند. در عین حال این روزنامه به کنفرانس مطبوعات مشایی پس از ثبت نام همراه با احمدی‌نژاد اشاره می‌کند. رحیم مشایی در آنجا گفت که خط مشی سیاست خارجی احمدی‌نژاد را دنبال خواهد کرد، که از نظر غرب همراه با "مقابله‌جویی" است. وی همچنین تصمیم‌های اقتصادی احمدی‌نژاد را تایید کرد که از نظر غرب "جدال‌برانگیز" است.

در گزارش هفته‌نامه‌ی آلمانی "اشپیگل"، از رفسنجانی به عنوان "یکی از بنیانگذاران جمهوری اسلامی"، "میلیاردر" و "پادشاه پسته" نام برده شده است. در تحلیل "اشپیگل" همچنین یادآوری شده که آرژانتین در سال ۲۰۰۶ دستور بازداشت رفسنجانی را به‌خاطر مسئول دانستن وی در بمب‌گذاری علیه مرکز یهودیان بوئنوس آیرس صادر کرده است.

روزنامه "تلگراف" چاپ لندن ثبت نام رفسنجانی را "مهم‌ترین عامل تاثیرگذار" در روند انتخابات ریاست جمهوری ایران می داند. این روزنامه رفسنجانی را به عنوان کسی معرفی می‌کند که سال‌هاست با ریاست جمهوری احمدی‌نژاد مخالف بوده، از اپوزیسیون انتخابات سال ۱۳۸۸ پشتیانی کرده است.

"تلگراف" نیز می‌نویسد که اصلاح‌طلبان از رفسنجانی حمایت می‌کنند. این روزنامه در عین حال اشاره می‌کند به اینکه بسیاری پرسش‌ها در مورد زندگی و سابقه این سیاستمدار پاسخ داده نشده است. "تلگراف" رفسنجانی را سیاستمداری "زیرک و ثروتمند" می‌خواند که دستاورد چندانی در دوره ریاست جمهوری خود در گذشته نداشته است.

روزنامه "گاردین" همچنین در خصوص روش احمدی‌نژاد در حمایت از رحیم مشایی با روشی مقایسه می‌کنند که ولادیمیر پوتین پس از پایان دوره ریاست جمهوری خود در روسیه در حمایت از دیمیتری مدودیف داشت.
پوتین پس از دو دوره ریاست جمهوری در سال ۲۰۰۸ برای به قدرت رسیدن مدودیف تلاش کرد و در دولت وی سمت نخست‌وزیری را بر عهده گرفت و سپس خود در سال ۲۰۱۲ برای سومین بار رئیس جمهور روسیه شد.

روزنامه "لس آنجلس تایمز" که ورود رفسنجانی و رحیم مشایی برای ثبت نام در روز شنبه را "سینمایی" توصیف کرده است، می‌نویسد که هیچ ضمانتی وجود ندارد که این دو به عنوان نامزدهای انتخاباتی در برابر هم قرار گیرند. "نیویورک تایمز" نیز از قول امیر محبیان ، می‌نویسد: "بسیار تردید دارم که شورای نگهبان نامزدی مشایی را بپذیرد و امیدوارم شاهد ناآرامی خیابانی نباشیم."

با این همه به نظر تحلیلگر "لس آنجلس تایمز"، صرف حضور این دو نفر برای ثبت نام در انتخابات می‌تواند موجب شود که مردم ایران که در حال حاضر بیش از هر چیز نگران پرداخت صورت‌حسابهای خود هستند، علاقه بیشتری به شرکت در انتخابات از خود نشان دهند.

فرد اصلح کیست!؟

به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران  سنندج ، انتخاباتی که نتیجه آن جهت گیری کشور را برای یک دوره نسبتا"طولانی رقم خواهد زد.انچه که مسلم است گرایشها،افکار،روشها وسلایق دولت انتخاب شده،تمام شئون مملکت را تحت تاثیر قرار داده وگفتمان حاکم بر دولت بر عرصه های مختلف اخلاق،فرهنگ،سیاست،اقتصاد،اجتماع سایه می افکند.اما متاسفانه اکثر اوقات با احساسی ترین تصمیم ها انتخابات رقم می خورد.        
امام صادق علیه السلام می فرماید:به نماز وروزه افراد فریفته نشوید:چرا که شخص گاهی به نماز و روزه عادت کرده که اگر آن را رها کند احساس وحشت می کند.اما برای شناخت افراد،آنان را با میزان راستگویی وامانتداری بیازمایید.باتوجه به این حدیث،یکی از ملاکهای گزینش کاندیداها،میزان راستگویی و صداقت آنان می باشد.شخصی که می خواهد وکیل مردم در اجرای سیاستهای داخلی وخارجی انقلاب اسلامی باشد باید با ایمان واخلاص کامل بوده وهیچ گاه حق را وارونه جلوه ندهد.به سوی باطل گرایش پیدا نکند و از راستی و صداقت دست برندارد،گر چه به ضررش باشد.از آن جا که رهبران ملی از اختیارسیاست گذاری و قدرت تصمیم گیری برخوردارند،نقش بسیار مهمی در تعیین ،تعریف و اهداف سیاستهای کشور ایفا می کنند لازم است تا خصوصیات ذاتی واکتسابی آنها که شخصیت آنان را شکل می دهدبیان شود:ویژگیهایی همچون دور اندیشی در برابر عصبانیت،مصلحت اندیشی در برابر جزم گرایی، تواضع در برابر تکبر وتفاخر، احساس برتری در برابر احساس حقارت،خلاقیت در برابر تخریب گری، اعتماد به نفس بسیار بالا در برابر روان پریشی، شجاعت در برابر ترس، قاطعیت در برابر تذبذب(دو دل شدن).این خصوصیات فردی کاندیداها تاثیر انکار ناپذیری بر سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران دارد.
برای نمونه قاطعیت،روحیه انقلابی و سازش ناپذیری،ظلم ستیزی و شخصیت فرهمند و اعتماد به نفس امام خمینی (ره)تاثیر بسزایی در رفتارسیاستهای نظام در دهه اول انقلاب داشت.بنابراین کاندیداها از نظر شخصی متفاوتند:بعضی از آنها واقع گرا هستند وبر اساس واقعیت های موجودتصمیم میگیرند ووعده می دهند در حالی که برخی دیگرممکن است ارمان گرا بوده وبر پایه ی باید ونبایدها سخن گفته یا عمل کنند.تجربه شخصی وپیشینه زند گی کاندیداها نیز نقش مهمی در شکل دهی به رفتار،تصمیم وجهت گیری آنهاایفا می کند.تجارب اولیه اجتماعی وسیاسی،کودکی ونوع آموزش وجامعه پذیری اشخاص،بعضی از روحیات،ارزشها،شیوه های تصمیم گیری آنها وچگونگی حل وفصل مشکلات ومعضلات را به آنها می آموزد که در جریان هدایت جامعه طبق آنها عمل می کنند.محیط روانی یا ادراکی نیز که به معنای تصورات وبرداشتهای کاندیداها از واقعیت ها وشرایط بیرونی نظام است نقش تعیین کننده ای درعملکرد آنها در عرصه ی بین المللی دارد.ویژگیهای شخصی کاندیدای اصلح از دیگاه مقام معظم رهبری:به نظر ایشان فردی که نماینده ی ملت است باید مزین به این خصایص باشد:عدم اتصال به کانونهای قدرت وثروت،تقوا،تدین،کارآمدی،دلسوزمردم،طرفدار محرومین،شجاع باایمان وبااخلاص،معتقد به نظام،پیرو خط امام،مخالف جدی فساد،توانمند وعالم،دارای روحیه انقلابی وامید وقوت،خدوم،امتحان داده،،باکفایت ،برنامه دار،خوشنام وجوان گرا،متخصص متعهد،نیروی انقلابی ومومن.  
شاید تمامی این خصوصیات در یک فرد نباشد اما باید مردم متدین وهمیشه در صحنه وانقلابی ایران تمام تلاش خود را برای روی کار آمدن فرد اصلح انجام داده واز پیروی گروهها وجریان هایی که سعی دارند مردم را از صحنه خارج کننددوری کرده وبا توجه به نامگذاری امسال با حضور پر شور خود حماسه سیاسی باشکوهی را برگزار نمایند.
در واقع یکی از خصوصیات وویژگیهای انقلاب ایران،شرکت گسترده ومسولانه ومستمر اقشار وتوده های مردم در صحنه های سیاسی وایفای نقش فعالانه وخلاق در تحولات اجتماعی،سیاسی،اقتصادی وفرهنگی میباشد.به عبارت دیگر سیاسی شدن مردم موجب مردمی شدن سیاست شد ومادامی که این روحیه وجریان حاکمیت دارد،مردم نقش تعیین کننده در کلیه ی پدیده های سیاسی واجتماعی دارند واین پدیده مهمترین رمز بقای انقلاب اسلامی،در مقابله با دشمنان و تو طئه های گوناگون علیه نظام مردمی جمهوری اسلامی است

انگشت آبی

افسران - بدون شرح

چهره‌هاي مطرحي که در يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ثبت نام کردند + زندگينامه

صادق واعظ زاده؛ موسس آزمايشگاه پژوهشي سيستم‌هاي حرکت پيشرفته





صادق واعظ‌ زاده در سال 1338 در شهر "مشهد" به دنيا آمد.

وي استاد گروه قدرت دانشکده مهندسی برق دانشگاه تهران و عضو حقیقی "شورای عالی انقلاب فرهنگی" و "مجمع تشخیص مصلحت نظام" بوده و در دولت اول"محمود احمدی‌نژاد"، اولین "معاون علمی رییس جمهور"، "دبیر شورای عالی آموزش، پژوهش و فناوري" و "رییس بنیاد ملی نخبگان" بود.

واعظ زاده در حال حاضر عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و رئیس الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت است.

اولين کانديداي رسمي انتخابات رياست‌ جمهوري، عضو ارشد "انجمن بین‌المللی مهندسین برق و الکترونیک" (IEEE)، عضو هیئت سردبیری سه نشریه عملی بین‌المللی و دو نشریه علمی - پژوهشی داخلی است و در کمیته راهبردی و علمی کنفرانس‌های متعدد بین‌المللی در زمینه تخصصی خود عضویت داشته و دارد و نشست‌های مربوط را اداره کرده است.

رئیس شورای عالی مرکز الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت، بالغ بر یکصد و پنجاه مقاله پژوهشی در مجلات و کنفرانس‌های داخلی و خارجی چاپ و ارائه کرده است.

وی همچنین مقالاتی در زمینه مدیریت فناوری تالیف کرده و کتاب "موسسات فناوری؛ راهبردهای دکترین عملکرد" به ترجمه او از سوی "دانشگاه تهران" انتشار یافته است. طرح پژوهشی وی در سال 1384 به عنوان طرح پژوهشی نمونه دانشگاه تهران انتخاب شد.


لنکراني؛ از وزارت تا اعلام آمادگي براي ورود به رياست جمهوري




کامران باقری لنکرانی" متولد سال ۱۳۴۴ در تهران است.

وی مدرک دیپلم خود را از دبیرستان شبانه‌روزی نمونه توحید شیراز، مدرک دکترای حرفه‌ای پزشکی خود را در سال ۱۳۶۸ از دانشگاه علوم پزشکی شیراز، مدرک تخصص بیماری‌های داخلی را در سال ۱۳۷۱ از دانشگاه علوم پزشکی شیراز(با رتبهٔ اول کشور) و مدرک فوق تخصص بیماری‌های گوارش و کبد را در سال ۱۳۷۵ از دانشگاه علوم پزشکی شیراز اخذ کرد.

وی در حال حاضر رئیس "مرکز تحقیقات سلامت" در دانشگاه علوم پزشکی شیراز است.

باقري‌لنکرانی در دوران دانشجویی خود، دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز و سپس عضو شورای مرکزی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان بود.

پس از آن به سمت معاونت دانشگاه علوم پزشکی شیراز رسید. همچنین مدتی بعنوان ریاست بیمارستان نمازی شیراز  ایفای مسئولیت کرد.

با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴، کامران باقری لنکرانی به عنوان وزیر بهداشت دولت نهم انتخاب شد. اما در دولت دهم، جای خود را به "مرضیه وحید دستجردی " داد تا اولین زنی باشد که در ایران به مقام وزارت می‌رسد.

گفتني است وي سخنگوي جبهه پايداري نيز بوده است که از يک ماه پيش جاي خود را به اميرحسين قاضي‌زاده داده است.

حسین جلالی ، رییس دفتر "محمدتقی مصباح یزدی " در ٢٤ فروردین ، خبر از نهایی شدن کاندیداتوری باقری لنکرانی به عنوان نامزد "جبهه پایداری"  داد و گفت خبر رسمی این موضوع در روز اول اردیبهشت در تالار وحدت تهران اعلام شده است.


محمد سعیدی‌کیا؛ کانديدايي که بنا به دلايلي در کابینه دوم احمدی نژاد حضور نداشت




"محمد سعیدی کیا" در سال ۱۳۲۵ و در اصفهان متولد شد؛ وی مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشتهٔ راه و ساختمان از دانشگاه امیر کبیر تهران دریافت کرد.

"سعیدی‌کیا"  پیش از این ‬وزیر راه و ترابری دولت‌های میرحسین موسوی، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۷۲ بوده‌ وی همچنین ‬وزیر جهادسازندگی دولت خاتمی از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۹ نيز بوده‌ است.

محمود احمدی نژاد در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۳۸۴ وی را برای تصدی ‬وزارت مسکن و شهرسازی به مجلس معرفی کرد و پس از تایید مجلس این وزارتخانه را در اختیار گرفت.

البته سعیدی‌کیا بنا بر دلایلی در کابینه دوم احمدی نژاد حضور نداشت،  وی دلیل این جدایی را اینگونه عنوان می‌کند:  ادغام وزارت‌خانه در زمان وزارت من مطرح نشد و دلیلی نیز برای جدایی ما از دولت نبود؛ در کارها با آقای رئیس جمهور اختلاف نظر داشتیم،  البته رئیس‌جمهور وزرا را انتخاب می‌کند و وزیر وی را انتخاب نمی‌کند، هم ایشان تمایل نداشت با من کار کند و هم من تمایل نداشتم چون اختلاف نظر داشتیم و به نظرم وزیری که با رئیس‌جمهور کار می‌کند باید خواسته‌های وی را برآورده کند؛ دلیل اصلی جدایی من از دولت این است که آقای رئیس‌جمهور باید به وزرا اعتماد کند و میدان بیشتری برای کار به آنان بدهد؛ (مشروح گفتگوی تفصیلی این کاندیدای احتمالی انتخابات با باشگاه خبرنگاران را اینجا بخوانید)


حسن روحاني؛ کانديدايي که 16 سال مسئولیت دبیرخانه شورای‌عالی امنیت ملی را عهده‌دار بوده است





"حجت‌الاسلام حسن روحانی" متولد 21 آبان 1327در شهر سرخه (استان سمنان)، دارای دکترای حقوق و سابقه تحصیل در حوزه علمیه قم در حد اجتهاد؛ نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، نماینده مردم استان تهران در مجلس خبرگان رهبری و رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

روحاني فعاليت‌هاي انقلابي خود را در سال 1341 آغاز کرد.

وي نخستین بار در سال 1343 دستگیر شد و در طول مبارزه بارها دستگیر و "ممنوع‌المنبر" گردید.

روحانی، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی دردوره چهارم و دوره پنجم و دبیر شورای عالی امنیت ملی از سال 1368 تا 1384 بوده است.

وي در این سمت، رئیس تیم هسته‌ای و مذاکره‌کننده ارشد ایران با سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگليس در موردبرنامه هسته‌ای ایران بود.
کانديداي يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، در فاصله سالهای 1348 تا 1351 در کنار تحصیل درس‌های حوزوی موفق به اخذ لیسانس حقوق از "دانشگاه تهران" شد.

وی در سال 1357 برای ادامه تحصیلات به انگليس رفت و در آنجا به ترتیب درجه فوق لیسانس حقوق عمومی و دکترای حقوق اساسی را از "دانشگاه گلاسگو" گرفت.


مصطفي کواکبيان، کانديدايي که مدعي شد سه نفر از وزرايش را بانوان تشکيل خواهند داد




"مصطفي کواکبيان" در خانواده‌اي متدين در  اسفند 1341 در محله جهاديه شهر سمنان متولد شد، وي پنجمين فرزند خانواده خود است.

"کواکبيان" در سال ۱۳۶۷ وارد نخست وزيري شد و به عنوان معاون دفتر ارتباط نخست وزير با ائمه جمعه سراسر کشور مشغول به کار شد و در سال‌هاي ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۰ در دفتر مشاور عالي رئيس جمهور به عنوان کارشناس و مشاور سياسي دفتر ايشان نسبت به امور اداري و اجرايي کشور وقوف لازم و آشنايي کافي به دست آورد.

"کواکبيان" پس از دوم خرداد در جهت تحقق شعارهاي برخاسته از دوم خرداد به تأسيس و ساماندهي تشکل مدافعين پيام دوم خرداد که اعضاي اوليه آن مجموعه‌اي از اعضاي ستادهاي سابق  خاتمي در شهرهاي مختلف استان سمنان بودند، مبادرت ورزيد. تشکل مذکور جزء اولين احزاب دوم خردادي بود که پروانه فعاليت و مجوز رسمي از کميسيون ماده ۱۰ احزاب وزارت کشور دريافت کرد و در کنگره اول خويش نام حزب مردم سالاري را براي خود برگزيد.


حسن سبحاني؛ اولین فارغ التحصیل دکترای اقتصاد در دانشگاه‌های ایران پس از انقلاب




"حسن سبحانی" در سال ۱۳۳۲ در شهرستان دامغان زاده شد.

وي تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش گذراند. سبحانی در تمام دوران تحصیلاتش و از جمله تحصیل در دانشسرا شاگرد اول بود که اين امر موجب شد وي در سن 18 سالگي  به آموزگاری در مدارس شهر مشغول گردد.

سبحانی به عنوان اولین فارغ التحصیل دکترای اقتصاد در دانشگاه‌های ایران پس از انقلاب شناخته می‌شود.

وی هم‌اکنون در کسوت استاد تمامی اقتصاد، به عنوان مدیر گروه اقتصاد اسلامی، پولی و مالی دانشگاه تهران به فعالیت علمی و پژوهشی خود ادامه می‌دهد.

سبحانی عنوان می‌کند که در دوره‌های نمایندگی، به هیچ یک از جناح‌ها تعلق خاطر نداشته‌است. از  مصداق‌هاي این استقلال، رقابت وی با کاندیدای فراکسیون اکثریت (اصولگرایان، که خودش نیز به اسم آنها شناخته می‌شد) بر سر ریاست مجلس هفتم در چهارسال بود، که ضمن آن به بیان نقدهای خود از عملکرد مجلس و هیات رئیسه می‌پرداخت و در هر دوره نیز با کسب آرای قابل توجهی، رقیبی شاخص برای رئیس وقت مجلس محسوب می‌شد.

سبحانی با شرکت در انتخابات مجلس هشتم نيز موفق به کسب آرا شد؛ بنا به گفته خودش، هزینه‌های انتخاباتی وی در چهار دوره کاندیداتوری مجلس، مجموعا چهار میلیون و دویست هزار تومان بوده ‌است.

وي  اواخر دی ۹۱ تصمیمش برای کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری یازدهم را رسما اعلام داشت.


روح الله احمد زاده از استانداري فارس تا كانديداتوري رياست جمهوري




روح الله احمدزاده كرماني در سال1357درشهر تربت‌حيدريه به دنيا آمد.  وي فارغ‌‏التحصیل رشته مدیریت صنعتی در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در دانشگاه امام صادق و دکترای مدیریت رسانه در دانشگاه علوم و تحقیقات تهران است.

احمدزاده کرماني در اردیبهشت 1390 با حکم محمود احمدی‏ نژاد رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری جمهوری اسلامی ایران منصوب شد اما در دی‌ماه 1390 به دلایل نامعلومی از این سمت استعفا داد و سید حسن موسوی جایگزین او شد.

وي  که سمت استاندار استان فارس را هم در کارنامه خود دار، اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قیامدشت است و با درجه استادیاری تدریس دارد.

اين داوطلب انتخابات رياست جمهوري سال 92  پست‌های مشاور وزیر و عضو شورای معاونان وزارت کشور، ریاست کمیته راهبردی آموزش و ریاست شورای پژوهشی وزارت کشور و ریاست مرکز مطالعات، تحقیقات و آموزش وزارت کشور را در کارنامه خود دارد. او در اسفندماه سال ۱۳۸۷ از دانشکده خبر به وزارت کشور نقل مکان کرد.

رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی همچنین با معرفی اعضای احتمالی کابینه خود گفته است: علی اکبر صالحی به عنوان معاون اول، ثمره هاشمی وزیر کشور، علی نیکزاد معاون اجرایی رئیس جمهور، سردار اسدی وزیر دفاع، سعید جلیلی وزیر امور خارجه، فتاح وزیر نفت، حجت الاسلام طائب وزیر اطلاعات، سعید قاسمی وزیر نیرو، دکتر شجاع وزیر بهداشت، دکتر هادی همایون وزیر فرهنگ، دکتر زاهدی وفا وزیر اقتصاد، فروزانمهر وزیر کار و نسرین سلطان خواه را به عنوان رئیس سازمان محیط زیست انتخاب خواهم کرد.


 فلاحيان؛  وزیر اطلاعات دولت سازندگی هم آمد







"آیت‌الله علی فلاحیان"  در سال  1328در نجف آباد اصفهان دیده به جهان گشود  و کودکی‌اش را در خانه‌ای روشن به نور معرفت و با صلابت آیه‌های قرآن سپری کرد.

وی در مکتب  اساتیدی چون نواب صفوی ، مفتح ، بهشتی ، خزعلی ، وحید خراسانی و مکارم درس معرفت آموخت و در زمان رژیم شاهنشاهی هم‌نوا با امام خمینی(ره) به مبارزه برخاست.

گفتنی است؛ آیت‌الله فلاحیان به آموختن خدمت اشارات، "بدایه الحکمه و نهایه الحکمه" فلسفه شرق و غرب پرداخت و به درجه  اجتهاد رسید و همچنین سابقه حضور در دفاع مقدس را در زمان جنگ تحمیلی در کارنامه خود به ثبت رساند.

آیت‌الله فلاحیان در مسیر فعالیت‌های خود به عنوان "فرمانده کل کمیته انقلاب اسلامی" برگزیده و پس از آن "قائم مقام دادستان انقلاب" شد و رهبر فرزانه انقلاب وی را با حفظ سمت به عنوان اولین "دادستان ویژه روحانیت" منصوب کرد و در حکم وی چنین نوشتند:
(( از آنجا که جنابعالی با فعالیتهای ضد انقلاب در هر صورت و لباس آشنایی دارید بجاست تا بر طبق موازین شرع مقدس به جرایم روحانی نمایان و دین به دنیا فروشان رسیدگی نمایید)).

شایان ذکراست شهرت  آیت‌الله فلاحیان در اذهان عمومی به سِمت" وزیر اطلاعات" در کابینه دولت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از سال‌های 1368تا 1376 بر می‌گردد.


محمدرضا عارف؛ معاون اول دولت اصلاحات


محمد رضا عارف بعد از پیروزی انقلاب اسلامی  معاون شرکت مخابرات در سال‌هاي 1359 تا 1360 ، سرپرست شرکت مخابرات، معاون دانشجویی وزارت فرهنگ و آموزش عالی 1361 تا 1362، معاون آموزش وزارت فرهنگ و آموزش عالی 1361 تا 1362، قائم مقام وزارت فرهنگ و آموزش عالی، معاون آموزشی وزارت فرهنگ و آموزش عالی 1362 تا 1363، مشاور آموزشی،قائم مقام وزیر در هیات های ممیزه 1369 تا 1376، رییس دانشگاه تهران 1373 تا 1376، وزیر پست و تلگراف و تلفن از سال 1376 تا خرداد 1379 ،  معاون رییس جمهور و رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ازسال 1379 تا شهریور 1380 ، معاون اول دولت اصلاحات را برعهده داشته است.


حدادعادل؛ از تحصيل فلسفه نزد مطهري تا دريافت جايزه دانشمند برجسته جهان اسلام




حداد عدل عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه تهران، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، مدیر عامل بنیاد دایره المعارف اسلامی، مشاور عالی مقام معظم رهبری، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضو هیأت امنای بنیاد ایران شناسی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و نماينده مردم تهران در دوره نهم مجلس شوراي اسلامي است.

حداد عدال نماينده تهران در مجلس دوره ششم، هفتم و هشتم و  رئيس مجلس شوراي اسلامي دوره هفتم نيز بوده است. 


عليرضا زاکاني؛ مؤسس و دبیرکل "جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی" است




زاکانی  به عنوان نماینده دوره هفتم، هشتم و  نهم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات و اسلام‌شهر و سابقه عضویت در هیئت رئیسه مجلس، هیئت رئیسه کمیسیون آموزش مجلس، شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان، مسئول دبیرخانه مبارزه با مفاسد اقتصادی مجلس و نایب رئیس کنونی کمیسیون اصل نود مجلس، مسئول حوزه قوه مجریه و کمیته اقتصادی این کمیسیون و مسئول انجام بزرگترین تحقیق و تفحص مجلس در دوره صد ساله خود با عنوان تحقیق و تفحص از نظام آموزش عالی کشور شناخته می‌شود.


محسن رضايي؛ کانديداي رياست جمهوري سال 84 با شعار انتخاباتي "دولت عشق"





محسن رضايي با پذیرفتن مسئولیت کمیسیون‌های تخصصی سند چشم انداز 20 ساله، سیاست‌های کلی نظام در جذب سرمایه گذاری خارجی و سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی، کوشیده است تا از تجارب و دیدگاه ژ‌های مدیریتی و اقتصادی خود برای سیاست گذاری بلندمدت کشور در حوزه‌های مختلف استفاده کند تا ایران اسلامی به جایگاهی مناسب برای زندگی شایستۀ ایرانیان برسد.

رضايي در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ با شعار انتخاباتی "دولت عشق" حضور یافت، اما دو روز پیش از برگزاری انتخابات کناره‌گیری خود را اعلام  و  در بیانیه‌ای که او در آن زمان منتشر کرد، دلیل کناره گیری خود را جلوگیری از پراکندگی آرای مردم در اثر کثرت نامزدها عنوان کرد.

 رضایی همچنين یکی از نامزدهای دوره دهم ریاست جمهوری  نیز بود وی در بین نامزدهای رسمی انتخابات، آخرین فردی بود که به صحنه وارد شد. رضايی با ایده «دولت ائتلافی» و بصورت مستقل وارد انتخابات شد؛ وی نفر سوم از بین کاندیداهای چهارگانه شد.


"عليرضا علي احمدي" را بيشتر بشناسيم


 تالیف و انتشار 20 عنوان کتاب از جمله: استراتژیک فناوری اطلاعات و کاربردهای آن ، نگرشی جامع بر برنامه ریزی استراتژیک ، استراتژی رقابت و نوآوری در کسب و کار ، برنامه ریزی استراتژیک فناوری اطلاعات و ارتباطات برنامه ریزی خطی، کار آفرینی موفق، مدیریت فناوری، توصیفی جامع از روشهای تحقیق ،روش تحقیق و راهنمای پایان نامه نویسی، تصمیم گیری با معیارهای چندگانه ، گوهر های مدیریتی ، مدیریت ارزشی با تکیه بر ارزشهای اسلامی، مبانی و اصول مدیریت اسلامی، پیش طرح الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت، شناخت فرهنگ و فرهنگ سازمانی ، ارزیابی کار و زمان، واژه نامه مدیریت و مهندسی صنایع ، نقش ارزشهای اسلامی در نظارت و کنترل
و

انتشار بیش از 140 مقاله علمی – پژوهشی – علمی ترویجی – ISI و ISC در مجلات معتبر و کنفرانسهای بین المللی داخلی و خارجی
 
و  مدیر مسئول و سر دبیر فصلنامه مدیریت فردا با رتبه علمی – پژوهشی –ISC و انتشارات تولید دانش بخشي از تاليفان علي احمدي است.


محمدباقر قالیباف، از راه اندازي سامانه 110 در نيروي انتظامي تا هشتمین شهردار برتر دنیا






قالیباف در سال ۱۳۷۹ مجدداً با حکم مقام معظم رهبری فرماندهی نیروی انتظامی ایران را عهده‌دار شد، در دوره فرماندهی وی در نیروی انتظامی، سامانه ۱۱۰ راه‌اندازی و تاسیس شد که ابتکار او محسوب می‌شود. در این دوره تلاش شد تا با اعتمادسازی در بین مردم، سبقه نامناسب نیروی انتظامی در اذهان عمومی بهبود یابد. از جمله دیگر دستاوردهای وی در این دوره می‌توان به گسترش استفاده از عنوان پلیس، تجهیز نیروی انتظامی به خودروهای روز دنیا مانند مرسدس بنز و تویوتا، ایجاد دفاتر خدمات دولت الکترونیک یا پلیس ۱۰+ و مرکز نظارت همگانی مردمی ١٩٧ نام برد.
 
قالیباف در سال ۱۳۸۳ به عنوان نماینده حجت السلام سید محمد خاتمی (رییس جمهور وقت) و رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز منصوب شد.

در این دوره بود که قاچاق سیگار تقریبا از بین رفت و چند اسکله که برای قاچاق کالا استفاده می شد، کشف شد.


حجت الاسلام حسن ابوترابي‌فرد كيست؟






حجت‌ا‌لاسلام سیدمحمدحسن ابوتر‌ابی فرزند حضرت آیت‌الله سیدعباس ابو‌ترابی در سال 1332 در شهر مقدس قم و در خانواده‌ای اهل تقوا و علم متولد شد. 


جد پدری وي آیت‌الله حاج سید ابوتراب قزوینی شاگرد برجسته میرزا نایینی و عالم و مرجع طراز اول در میان مردم قزوین بودند که با دعوت حضرت آیت‌الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائر‌ی (مؤسس حوزه علمیه قم) از قزوین به قم مشرف گردیده و یکی از ارکان مهم شکل‌گیری حوزه علمیه قم محسوب می‌گردند.


علي‌اکبر ولايتي؛ پرسابقه‌ترین وزیر جمهورى اسلامى ايران



ولايتي که از مردان سیاسي روزگار ما است، با توجه به اينكه در يك‌ سال اخير با گرفتن پست دبير‌كلي مجمع جهاني بيداري اسلامي وارد فاز جديدي از عرصه كاري خود شده است اين روزها با راه‌اندازي ائتلاف سه‌گانه با "محمدباقر قاليباف" و "غلامعلي حداد عادل" در راستاي ورود به انتخابات رياست‌جمهوري در قالب يك برنامه منسجم وارد عمل شده است.


منوچهر متکي؛ از معلمي در بندرگز تا حضور در وزارت امور خارجه



به گزارش خبرنگار احزاب باشگاه خبرنگاران "منوچهر متکي" نايب رئيس جبهه پيروان، کانديداي انتخابات رياست‌جمهوري در ائتلاف اکثريت اصولگريان است.

منوچهر متکی به تاریخ سوم فروردین یکهزار و سیصد و سی و دو در روستای گز، شهرستان بندر گز، استان گلستان (شرق مازندران سابق) متولد شد. پدرش محمدعلی ابتدا در آسیاب پدری و برای مدتی در راه‌آهن بندر گز به کارگری مشغول بود. او 40 سال باقیمانده عمرش را نیمی به کشاورزی و نیم دیگر تا 1370 با فروش زمین کشاورزی به کاسبی در مغازه کوچکی در بندر گزر روزگار گذراند.

رامين مهمانپرست؛ سخنگوي وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران




رامين مهمانپرست، سخنگوي فعلي وزارت امور خارجه و سفير سابق جمهوري اسلامي ايران در قزاقستان است.

از سوابق شغلي رامين مهمانپرست مي‌توان به رياست امور فرهنگي كشورهاي عربي و آفريقايي (1366-1370)، معاونت مدير كل هماهنگي‌هاي امور فرهنگي (1370-1373)، مديريت كل هماهنگي‌هاي امور فرهنگي (1373 -1375)، سفير جمهوري اسلامي ايران در تايلند (1375-1379)، نمايندگي وزارت امور خارجه در امور مدارس خارج از كشور (1379-1381)، معاونت مديركل مطبوعات (1381-1383)،و سفير جمهوري اسلامي ايران در قزاقستان (1383-1388) اشاره كرد.


سعيد جليلي؛ فردي با سابقه اجرايي 18 ساله در وزارت امور خارجه


سعید جلیلی، متولد سال 1344 در شهرمقدس مشهد (منطقه طلاب)؛  تحصیلاتش را تا مقطع دكتری علوم سیاسی از دانشگاه امام صادق علیه‌السلام به پایان رسانده و مسلط به زبان‌های عربی و انگلیسی است.

وی در زمان جنگ ایران و عراق به عنوان نیروی بسیجی بارها در جبهه‌های جنگ حضور یافت.

جليلي در دی‌ماه سال ۱۳۶۵دیده‌بان لشگر نصر خراسان بود كه در عملیات كربلای ۵ از ناحیه پا مجروح شد و در بیمارستان صحرایی منطقه شلمچه به دلیل فقدان امكانات و وضعیت اورژانسی پای راست خود را از دست داد. جلیلی پس از آن در واحد تداركات لشكر به خدمت پرداخت.

وي در بازگشت از جبهه‌های حق علیه باطل، رساله دكترای خود را با عنوان "اندیشه سیاسی در قرآن" در خصوص سیاست خارجی اسلام به رشته تحریر درآورد؛ رساله‌ای كه پروفسور حمید مولانا، در مقدمه‌ای كه بر آن نوشت، به تجلیل از شخصیت این دانش‌آموخته اقدام كرد. این رساله در كشور لبنان نیز به زبان عربی ترجمه و منتشر شده است.



زندگينامه آيت‌الله هاشمي از زبان خودش





آيت‌الله هاشمي يکي از شخصيت‌هاي با تجربه نظام جمهوري اسلامي ايران است که در صحنه سياسي کشورمان بسيار تاثيرگذار بوده است.

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام از جمله شخصيت‌هايي است که نام وي به عنوان يکي از گزينه‌هاي مطرح در انتخابات رياست‌جمهوري مطرح است.

شرح زندگي آيت‌الله هاشمي به زبان خودش داراي نکات بسيار جالبي است.

پدرم: حاج میرزا علی هاشمی بهرمانی و مادرم: ماه بی‌بی (صفریان).

نام‌خانوادگی هاشمی برای خانواده ما، با آن که سید نیستم، به این دلیل انتخاب شده است که نام جد پدری ما حاج هاشم بوده است؛ او در سر تا سر منطقه املاک و امکانات زیادی داشته است.

پدرم کمی از تحصیلات علوم حوزوی بهره‌مند بود، تا آنجا که به یاد دارم، در روستا زندگی می‌کرد، که دلیل آن تا حدودی فشارهایی بود که در دوره پهلوی متوجه متدینین بود. وي عمیقاً مورد اعتماد مردم بودند و نوعی مرجعیت در امور اجتماعی و مذهبی داشتند. از اخلاقیات جالب وي بود که معمولاً در زمان رسیدن هر محصولی، وقتی که به باغ و یا مزرعه می‌رفتند، تعداد زیادی از نیازمندان روستا را می‌پذیرفتند و به هر یک از آنها چیزی می‌دادند و این وضع در همه فصول سال ادامه داشت.

اسم روستای ما بهرمان است، یکی از دهات قدیمی نوق از جلگه‌های رفسنجان. بهرمان به معنی یاقوت سرخ است.



اسفندیار دولت کیست؟






اسفندیار دولت با داشتن مسئولیت‌های فراوان در دولت نهم و دهم، اکنون به نظر می‌رسد که تصمیم به حضور در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم را دارد تا خود نقش اصلی‌اش را ایفا کند.

اسفندیار رحیم مشایی (زادهٔ آبان ۱۳۳۹ در روستای مشا از توابع رامسر) رئیس دبیرخانهٔ جنبش عدم تعهد، مشاور رییس‌جمهور، دبیر کمیسیون فرهنگی دولت، ریاست شورای هماهنگی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی، ریاست گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری، رئیس کارگروه زیارت و فرهنگ رضوی، جانشین رئیس‌جمهور در شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، رئیس مرکز ملی جهانی‌شدن، رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت ایران و نماینده ویژه رئیس‌جمهور در امور خاورمیانه است.
 
او در زمان شهرداری محمود احمدی‌نژاد رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران بود. در دولت اول احمدی‌نژاد مشایی ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران را بر عهده داشت. وی در تیرماه ۱۳۸۸ معاون اول رئیس‌جمهور شد. اما پس از یک هفته از حکم حکومتی مقام معظم رهبری، مبنی بر برکناری مشایی از این سمت، رحیم مشایی از پست خود استعفا داد و ساعتی بعد از سوی احمدی‌نژاد به عنوان رئیس دفتر ریاست جمهوری منصوب شد. او در رشتهٔ مهندسی الکترونیک در دانشگاه صنعتی اصفهان تحصیل کرده و پدر عروس احمدی‌نژاد است. از وی به عنوان یار همیشگی محمود احمدی‌نژاد یاد می‌شود. رحیم‌مشایی از سوی اصول گرایان منتقد دولت احمدی نژاد به رهبری طیف موسوم به جریان انحرافی متهم می‌شود.


همه چهره‌های سیاسی که در انتخابات ثبت نام کردند/

انتخابات11

اینفوگرافی انتخابات

مردی که احساس تلکیف کرد و..

کیهان در ستون گفت و شنود خود نوشت:

گفت: همه نامزدهاي رياست جمهوري اعلام كرده اند كه براي نامزدي خود احساس تكليف كرده اند!

گفتم: چه احساس مسئوليت لطيف و عميق و مردم دوستانه اي؟!

گفت: همه آنها هم مي گويند به نفع هيچكس كنار نخواهند رفت!

گفتم: اين هم نشانه اوج فداكاري آنهاست كه نمي خواهند و حاضر نيستند وظيفه و تكليف خود را روي دوش ديگران بگذارند!

گفت: همه آنها هم ادعا مي كنند در نظرسنجي ها از بقيه نامزدها جلوتر هستند!

گفتم: اين هم نشانه صداقت آنهاست كه حاضر نيستند حتي يك كلمه دروغ هم بر زبان خويش جاري كنند!

گفت: مرد حسابي! چرا پرت و پلا مي گويي؟!اگر راست مي گويند چرا هر جا كه پاي رياست در ميان است احساس تكليف مي كنند؟!

گفتم: چه عرض كنم؟! در دوران جنگ از شخصي پرسيدند؛ چرا هنوز پايت به جبهه نرسيده، برگشتي؟ و يارو گفت؛ به من گفته بودند مملكت در خطر است ولي وقتي به جبهه رفتم متوجه شدم كه جان خودم در خطر است و برگشتم تا به تكليف واقعي خود كه حفظ جان است عمل كرده باشم!

مدیرکل انتخابات وزارت کشور گفت: ثبت نام انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری، 17 اردیبهشت 92 آغاز می

مدیرکل انتخابات وزارت کشور گفت: ثبت نام انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری، 17 اردیبهشت 92 آغاز می شود.

آقای نوری در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار واحد مرکزی خبر افزود: ثبت نام انتخابات میان دوره ای چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری نیز از پانزدهم فروردین 92 آغاز می شود.

وی گفت: ثبت نام اولین میان دوره ای نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در حوزه های انتخابیه ایلام، ایوان، شیروان، چرداول، مهران و ملک شاهی در استان ایلام، فیروزکوه و دماوند در تهران، تویسرکان در همدان و تنکابن، رامسر و عباس آباد در استان مازندران، هفدهم فروردین 92 آغاز می شود.

مدیرکل انتخابات وزارت کشور گفت: ثبت نام انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا هم 26 فروردین 92 خواهد بود.

نوری افزود: در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری، همه متولدان 24 خرداد 1374 به قبل مشمول شرایط اخذ رأی خواهند بود و این افراد باید ضمن همراه داشتن شناسنامه، کارت ملی خود را نیز ارائه دهند.

وی گفت: چنانچه این افراد تاکنون به هر علتی کارت ملی خود را تحویل نگرفته اند می توانند با مراجعه به ادارات ثبت احوال استان ها و شهرستان ها، کارت ملی خود را دریافت کنند.

نوری درباره تغییرات قانون شوراهای شهر و روستا نیز افزود: یکی از تغییرات، مدرک تحصیلی داوطلبان است که در این باره در روستاهای تا 200 خانوار ملاک خواندن و نوشتن است و سطح سواد برای روستاهای بالای 200 خانوار، دیپلم پیش بینی شده است.

وی گفت: در حوزه شهرها هم در شهرهای تا 20 هزار نفر، ملاک عمل فوق دیپلم است و بالاتر از آن مدرک تحصیلی لیسانس و معادل لیسانس است که داوطلبان باید هنگام ثبت نام ارائه دهند.

نوری، تعداد اعضای شوراها را نیز شاخص تغییر یافته بعدی اعلام کرد و افزود: در روستاهای تا جمعیت 1500 نفر، سه عضو اصلی و دو عضو علی البدل و روستاهای بالاتر از آن پنج عضو اصلی و سه عضو علی البدل پیش بینی شده است.

وی گفت: همچنین در حوزه شهرهای تا 20 هزار نفر جمعیت، پنج عضو اصلی و دو عضو علی البدل، شهرهای تا 50 هزار نفر جمعیت هفت عضو اصلی و سه عضو علی البدل، شهرهای تا 100 هزار نفر جمعیت 9 عضو اصلی و چهار عضو علی البدل، شهرهای تا 200 هزار نفر جمعیت، 11 عضو اصلی و پنج عضو علی البدل پیش بینی شده است.

نوری ادامه داد: در شهرهای تا 500 هزار نفر جمعیت نیز 13 عضو اصلی و شش عضو علی البدل، شهرهای تا یک میلیون نفر جمعیت 15 عضو اصلی و هفت عضو علی البدل، شهرهای تا دو میلیون جمعیت 21 عضو اصلی و هشت عضو علی البدل و شهرهای بیش از دو میلیون جمعیت نیز 25 عضو اصلی و 10 عضو علی البدل پیش بینی شده است.

مدیرکل انتخابات وزارت کشور گفت: برای کلانشهر تهران نیز به طور ویژه و خاص 31 عضو اصلی و 12 عضو علی البدل پیش بینی شده است.

اعلام حضور كانديداهاي جديد انتخاباتي؛

به گزارش مشرق، رقابت انتخاباتي يازدهمين دور از انتخابات رياست‌جمهوري 92 در آخرين روز هفته گذشته شكل جدي‌تري به خود گرفت. چرا كه حضور چند نفر از نامزدهاي احتمالي تقريبا قطعيت يافت.

بين چهره‌هايي كه نامزدي آنان در رقابت يازدهمين انتخابات رياست‌جمهوري مي‌توان به سعيدي‌كيا و مصطفي كواكبيان از چهره‌هاي اصلاح‌طلب اشاره كرد.

همچنين يك چهره ديگر و البته از جناح اصولگرا به خيل نامزدهاي احتمالي انتخابات رياست‌جمهوري اضافه شد و او كسي نيست جز حسن سبحاني،‌نماينده ادوار مجلس و استاد اقتصاد دانشگاه تهران.


- اصلاح‌طلبان كم تحرك اما پرتعداد

هر چند به نظر مي‌رسيد آغاز گر تحركات انتخاباتي، اصولگرايان بودند اما اصلاح‌طلبان در عرصه معرفي و قطعيت نامزدها پيشرو هستند. در اين بين روز جمعه نامزدي دو نفر از چهره‌هاي اين جناح يعني كواكبيان و سعيدي كيا مشخص و قطعي شد.

حجت‌الاسلام حسين قيومي از اعضاي شوراي مركزي حزب مردم سالاري اعلام كرد كه نامزدي دبيركل اين حزب يعني كواكبيان قطعي شده است. بر اساس اظهارات اين فعال اصلاح‌طلب اعضاي حزب مردم سالاري براي كانديداتوري كواكبيان به اجماع رسيده‌اند.

هر چند كواكبيان نتوانست راي سمناني‌ها را براي ورود به مجلس نهم كسب كند اما ظاهرا عزمش براي ورود به عرصه انتخابات رياست‌جمهوري جزم است. با توجه به ديدگاه‌هاي متفاوت بين اصلاح‌طلبان به نظر مي‌رسد كواكبيان از حمايت ساير اصلاح‌طلبان سهمي نخواهد داشت. اين موضوع سبب شده است كه از وي به عنوان نامزد انتخاباتي «منفردين» اصلاح‌طلب ياد كنند.


- كانديداتوري وزير مسكن دولت اصلاحات

همچنين محمد سعيدي‌كيا وزير اصفهاني دولت اصلاحات دولت و احمدي‌نژاد ديروز رسما كانديداتوري‌اش در انتخابات رياست‌جمهوري را اعلام كرد. سعيدي‌كيا در اين رابطه به فارس گفت: با توکل به خدا در انتخابات آتی ریاست جمهوری حضور پیدا می‌کنم.

وزير مسكن سيدمحمد خاتمي همچنین گفته است که موضوع حضورش در انتخابات را با بسیاری از علما و بزرگان مطرح و از آنها درخواست رهنمود کرده‌است. وی با بیان اینکه گمان می‌کنم می‌شود کشور را بهتر اداره کرد، گفته که این مهم هم از لحاظ اقتصادی و هم از لحاظ توجه به مردم و هم از نظر به کارگیری نیروهای وفادار به انقلاب اسلامی قابل دسترسی است، چرا که هرکاری که در کشور باید انجام شود، باید به‌ دست نیروهای انسانی صورت گیرد و مهم‌ترین پتانسیلی که در کشور وجود دارد، نیروی انسانی است.


- اعلام كانديداتوري يك استاد دانشگاه

به گزارش تهران امروز، خبر مهم ديگري كه ديروز رسما در فضاي انتخاباتي كشور مطرح شد، اعلام كانديداتوري يك چهره جديد بود كه اصولگرا محسوب مي‌شود. حسن سبحاني از نمايندگان ادوار مجلس و استاد اقتصاد دانشگاه تهران ديروز در گفت‌وگو با خبرگزاري‌هاي مختلف خبر داد كه تصميم دارد براي انتخابات رياست‌جمهوري يازدهم كانديدا شود.

نماینده مردم دامغان در مجالس پنجم، ششم و هفتم شورای اسلامی با بیان اینكه برنامه خود را برای حضور در انتخابات آماده كرده‌ام، به ايلنا گفت: در صورت حمایت و پشتیبانی ملت، دولت قانون را تشكیل خواهم داد. بر اساس گفته‌هاي سبحاني، حضورش در انتخابات مستقل بوده و تاكنون با هيچ يك از گروه‌ها و احزاب سياسي رايزني نكرده است. با توجه به سابقه حضور سبحاني در فراكسيون تحولخواهان مجلس مي‌توان او را نزديك به اين طيف اصولگرا شناخت.


- رضايي به‌دنبال صيانت از آرا!

محسن رضايي نيز آخر هفته پر خبري را پشت سر گذاشت. اين نامزد احتمالي انتخابات رياست‌جمهوري در حالي كه خودش راهي ورامين شده بود تا براي مردم اين شهر سخن بگويد، مشاورش را به ياسوج فرستاد تا در جمع هوادارانش حضور پيدا كند. به‌رغم تشديد فعاليت‌هاي انتخاباتي رضايي، وي ورودش به انتخابات را منوط به درخواست مردم كرد. دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در حاشيه حضورش در ورامين در مورد شركت يا عدم شركت در انتخابات رياست‌جمهوري به خبرنگاران گفت: رایزنی‌های من با نخبگان و خواص انجام شده و در حال رایزنی با توده مردم هستم.

 وي همچنين افزود: اگر مردم بخواهند می‌آیم. رضايي در بخش ديگري از سخنانش صراحتا اعلام كرد به ائتلاف اصولگرايان نمي‌پيوندد. همزمان با اين سخنان،‌لطيف نوروزي با عنوان مشاور رضايي در جمع حاميان ياسوجي وي سخنراني كرد و از قطعيت حضور وي در عرصه رقابت‌هاي انتخاباتي آينده سخن گفت. نوروزي با بيان اينكه رضايي در بخش‌های مختلف به‌ویژه در بحث «صیانت از آرا» برنامه دارد به حاميان دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام اطمينان داد كه او برنده انتخابات آینده ریاست جمهوری خواهد بود. با توجه به اينكه «بحث صيانت از آرا» در جريان انتخابات رياست‌جمهوري گذشته باعث شكل گيري مجادله سختي بين نامزد اصلاح‌طلب و مجريان و ناظران انتخاباتي شد،‌ پيش‌بيني مي‌شود ‌اظهارات مشاور رضايي درباره برنامه‌هاي او براي «صيانت از آرا» با واكنش گروه‌هاي سياسي و شايد تكذيب خود رضايي مواجه شود.


- انصراف موتلفه از معرفي کانديداي اختصاصي

همچنين يكي از اعضاي شوراي مركزي حزب موتلفه اعلام كرد اين حزب در انتخابات رياست‌جمهوري كانديداي اختصاصي ندارد. حميد رضا ترقي به خبرنگاران گفت: اين حزب برنامه‌اي براي معرفي کانديداي مستقل ندارد و همراه با جبهه پيروان خط امام و رهبري و ساير اصولگرايان براي معرفي کانديدا به جمع‌بندي مي‌رسد. مواضع خود را در اين خصوص پس از جمع بندي‌ها اعلام مي‌کنيم.پيش از اين اسدالله بادامچيان گفته بود: موتلفه، يک موتلفه‌اي برجسته را براي انتخابات معرفي خواهد کرد.

- جبهه پیروان و کاندیداتوری باهنر
جبهه پیروان که چندی پیش از دیدارهای انتخاباتی خود با جامعتین خبر داده بود و عنوان کرده بودند که برای انتخابات زیر سایه جامعتین کاندیدای خود را معرفی می کنند ، در روزهای گذشته از کاندیداتوری باهنر خبر دادند!

 کوهکن رئیس واحد سیاسی جبهه پیروان خط امام و رهبري در همايشي با حضور جمعی از هواداران کاندیداتوری محمدرضا باهنر، با بیان اینکه باهنر کاندیدای مطرح جبهه پیروان خط امام و رهبری است، گفت: اگر دو نفر کاندیدای ریاست جمهوری باشند، یکی از آن‌ها حتما باهنر است.

دکتر شوهانی در گفتگو با ایلام فردا:سران فتنه حق شرکت در انتخابات را ندارند


به گزارش ایلام فردا،دکتر احمد شوهانی نماینده مردم استان در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفتگوی اختصاصی با ایلام فردا،به سوالات سیاسی،بین المللی و استانی پاسخ داد.
نماینده مردم استان در مجلس شورای اسلامی در خصوص وضعیت سران فتنه در انتخابات آینده ریاست جمهوری ایران اظهار داشت:سران فتنه و آنهایی  که نقش اول را در جریانات سال 88 برعهده داشتند حق شرکت در انتخابات را ندارند و این کار آنها نه قانونی است و نه مردم اجازه می دهند که اینها نامزد شوند.
وی ادامه داد:البته اگر اینها از مسائلی که به وجود آوردند توبه کنند و مردم هم به یقین برسند که اینها ازمواضع خود عدول کرده و پشیمان شده اند آن وقت می توان انتظار داشت که نظام با این افراد همانند دیگر اقشار جامعه رفتار کند چون اینها در سال 88 مسائلی را به بار آوردند که به لحاظ قانونی نمی توانند دیگر در هیچ انتخاباتی ورود پیدا کنند. 
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در پاسخ به سوالی در خصوص جابجایی صورت گرفته در مدیریت استان و سایر پست های اجرایی استان تصریح کرد:حقیقتا ما هم برخی اوقات از دیگران اخبار جابه جایی ها را می گیریم ،دولت خیلی دوست دارد که خودش تصمیم بگیرد و طبیعتا همین منوال در سطح مدیریت استانها هم وجود دارد.
دکتر شوهانی بیان داشت:البته ما درباره نقص هایی که وجود دارند تذکرات لازم را می دهیم ولی بنده هیچ دخالتی در این انتصابات ندارم.
وی اظهار داشت:حتی چند وقت پیش فردی تماس گرفت و گفت شما مانع شدید که بنده فرماندار فلان منطقه شوم که به او گفتم به خدا در جریان نیستم؛البته طبیعی است که در سطح مدیریت کلان استان اگر از ما مشاوره بخواهند ما هم نظراتمان را می گوییم ولی در سطح شهرستانها هیچ گونه دخالتی نداریم و کارها توسط مجموعه استانداری صورت می گیرد.

سید احمدخاتمی: نامزد انتخابات نمی‌شوم/۴دوره مطرح بودم اما بنده چهره فرهنگی هستم  

فارس نوشت:

عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه کاندیدای انتخابات آتی نخواهد شد،گفت: بنده خود را یک چهره‌فرهنگی می‌دانم و بر همین اساس نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری را همچون چهار دوره گذشته نمی‌پذیرم.
آیت‌الله سید احمد خاتمی عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، با اشاره به مطالبه برخی طلاب از وی برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست‌جمهوری آتی، گفت: شنیدم آقای پورمحمدی در جمع طلاب کرمانی گفته‌اند، اگر فلانی (آیت‌الله خاتمی) کاندیدا شود از او حمایت می‌کنم؛ ایشان لطف دارند اما بنده مطلقاً در انتخابات کاندیدا نخواهم شد.

وی افزود: چهاردوره ریاست جمهوری نام بنده در میان نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری مطرح بوده است اما بنده به دلیل اینکه خود را یک چهره فرهنگی می‌دانم و خدا را به موجب توفیق‌های فراوان الهی در این زمینه شاکرم، نامزد انتخابات آتی ریاست‌جمهوری نخواهم شد.

خاتمی گفت: از آغاز انقلاب اسلامی تاکنون مسئولیت فراوانی به اینجانب پیشنهاد شده است اما چون بنده خدمت‌رسانی فرهنگی و خدمت به طلاب را از وظیفه خود می‌دانم، پیشنهادها را رد کردم و اکنون نیز به صراحت می‌گویم کاندیدای این عرصه نیستیم.

نماینده مجلس خبرگان رهبری افزود: امیدوارم کاندیدای مومن، ولایتمدار به معنای حقیقی آن، وفادار به شهیدان، سخت‌کوش، خستگی‌ناپذیر در شان انقلاب اسلامی به صحنه آمده و منتخب مردم شود و انشاالله بتواند دینش را به آرمان شهدا ادا کند.

خاتمی با بیان اینکه روحانیت در فعالیت‌های سیاسی در کنار مردم و انقلاب حضور دارند و صحنه را ترک نخواهد کرد، گفت: روحانیت همواره به عنوان نهاد مورد اعتماد مردم بوده و هست و علی‌رغم تبلیغات گسترده و مسموم دشمنان انقلاب اسلامی علیه روحانیت، اعتماد مردم به روحانیت بیش از گذشته شده است.

وی با بیان اینکه نامزدها و جریان‌سیاسی برای جلب اعتماد روحانیت تلاش می‌کنند و این مهم نشانه تاثیرگذاری و اعتماد مردم به روحانیت در خط امام و انقلاب است، اظهار داشت: اقدام روحانیت در نپذیرفتن کاندیدای‌توری به معنای عدم تاثیرگذاری در انتخابات نیست.