چه کنیم تا لایق نگاه امام زمان شویم؟

همدلی با یکدیگر
در نامهاى از ناحیه مقدّس امام زمان عجل الله تعالی فرجه براى شیخ مفید فرستاده شده؛ حضرت، نبود صفا و یکدلى در بین شیعیان را سبب تأخیر در دیدار با آن ایشان مى شمرند.
وَلَوْ أَنَّ أشْیاعَنا ـ وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ ـ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیمْنَ بِلِقائِنا، وَلَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا عَلى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَصِدْقِها مِنْهُمْ بِنا … (۱)
اگر شیعیان ما ـ که خداوند توفیق طاعتشان دهد ـ در راه ایفاى پیمانى که بر دوش دارند، همدل مى شدند، میمنت ملاقات ما از ایشان به تأخیر نمىافتاد، و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان مىگشت، دیدارى بر مبناى شناختى راستین و صداقتى از آنان نسبت به ما … .
تلاش در ترک گناهان
در ادامه همان نامه، آقایمان بیان فرمودند که علّت مخفى شدن ما از آنان چیزى نیست جز آنچه از کردار آنان به ما مىرسد و ما توقّع انجام این کارها را از آنان نداریم:
فَما یحْبِسُنا عَنْهُمْ إِلاّ ما یتَّصِلُ بِنا مِمّا نَکْرَهُهُ وَلا نُۆْثِرُهُ مِنْهُمْ.
هر زمان دیدیم که رابطه ما با آن بزرگوار کمرنگ شده؛ بدانیم که خداوند از ما راضی نیست. زیرا از امام محمد باقر علیه السلام، نقل شده است:
اذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه، نحانا عن جوارهم. (۲)
هنگامی که خداوند از آفریدگانش خشمگین شود، ما (اهل بیت) را از مجاورت با آنها دور می سازد.
دعا همراه با گریه و زاری
در روایتی از امام ششم (علیه السلام) در مورد تعجیل در ظهور حضرت چنین آمده است:
شما هم اگر مثل بنى اسرائیل در درگاه خداوند به گریه و زارى بپردازید، خداوند فرج ما (اهل بیت علیهم السلام) را نزدیک خواهد کرد؛ اما اگر چنین نباشید، این سختى تا پایان مدتش، طول خواهد کشید.(۳)
دعا و آرزوی ظهور نباید فقط صرفا زبانی باشد بلکه باید قلباً نیز منتظر حضرت باشیم و منتظر واقعی حضرت باشیم.
امام صادق علیه السلام، در فضیلت انتظار فرج مهدى (عج الله تعالی فرجه الشّریف) فرمودند:
«هر کس از شما بمیرد، در حالى که انتظار ظهور حاکمیت دین خدا را داشته باشد، همچون کسى است که در خدمت قائم (عج الله تعالی فرجه الشّریف) باشد در خیمه او …؛ بلکه همچون کسى است که در رکاب قائم (عج الله تعالی فرجه الشّریف) بجنگد، نه به خدا، مانند کسى است که در رکاب پیامبر (صلى الله علیه و آله) شهید شده باشد. (۴)
حضور در مسجد جمکران


آقا جان با مولایمان چه میگوئی
شب یلدا

یک لحظه دیر آمدن صبح زمستان باعث شده یلدا همه بیدار بمانیم/
11قرن نیامد پسر فاطمه اماشدثانیه ای تشنه دیدار بمانیم/
الهم الرزقنا توفیق الزیاره المهدی (عج)

صاحب عصر و زمان آقا بیـــــــــا
منجی مستضعفان آقا بیـــــــــا
بی تو دشمن یکه تازی می کند
یاور مــــــــا شیعیان آقا بـیـــــــا

بی تو دنیا پر تنش گردیده است
ای پناه بی کسان آقا بیــــــــــا
ظلم و عصیان پر شده روی زمین
مهدی صاحب زمان آقا بیــــــــا
جان ز هجران تو بر لب آمـــــده
ای امـــــید مومنان آقا بیـــــــــا
دیده ها خون گشته از ظلم و ستم
ای بهــــار بی خزان آقا بیـــــــــا
سهم من ترک یک گناه . . .!
سهم من ترک یک گناه . . .!
دوست عزیزم،سهم شما هم فقط ترک یک گناه . . . !

✓اگه هستی ، یه بسم الله بگو و گوش شیطون رو کر کن!
الهم الرزقنا توفیق الزیاره المهدی (عج)
بی تو دفتر دلمان پُر است از مشق های انتظار و
من با دلم می خواهم آن روز که می آیی
زیبا ترین مدال ایثار را تقدیم نگاه تو کنم .
تو طلیعه نوری، برگی از قرآن ،فرشته ای والاتر از
فرشتگان مقرب الهی که جایگاهش را زمین خدا نهاده اند
یوسف دیگر که اگر یوسف را تنها زلیخایی عاشق بود،
تو را دنیایی مشتاقند.


مولایم !
دلم برای ورود تو لحظه شماری می کند و
حنجره ام تو را فریاد می زند،تو که تجلی عشقی
قنوتم را طولانی می کنم تا تو نیمه شبی برای آن دعا کنی
کوچه های غریب بی کسی را آب و جارو می کنم
تا تو صبحی زود از آن کوچه عبور کنی

الهم الرزقنا توفیق الزیاره المهدی
فرض کن حضرت مهدی(عج) به تو مهمان گردد
ظاهرت هست چنانیکه خجالت نکشی
باطنت هست پسندیده صاحب نظری
خانه ات لایق او هست که مهمان گردد
لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری
پول بی شبهه و سالم ز همه دارائیت
داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری
حاضری گوشی همراه تو را چک بکند
با چنین شرطی که در حافظه دستی نبری
واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران
میتوان گفت تو را شیعه ای؟
انشاالله منتظر واقعی باشیم و شرمنده آقامون امام زمان(عج) نشیم

به امید آن روز ....

به امید آن روز ....
ننویسید که او نوکر بدعهدی بود بنویسید که او منتظر مهدی بود

بنویسید دگر بروی سنگ لحدم
من فقط عشق حسین ابن علی را بلدم
ننویسید که ناکام شده به عالمین
بنویسید که طپش های دلم گفته حسین
ننویسید که پرپر شده همچون گل یاس
بنویسید شده مست و خراب عباس
ننویسید که از روز ابد مذهبی ام
بنویسید که تا روز ابد زینبیم
ننویسید که مست از قدح ساغریم
بنویسید که همواره علی اکبریم
ننویسید که جان داد دگر بر سر دوست
بنویسید که مجنون علی اصغر اوست
ننویسید گنه پرده مهتابش شد بنویسید سینه زن اربابش شد
ننویسید ندارد به جهان خانه و جا بنویسید ماواش شده کرببلا
ننویسید که او نوکر بدعهدی بود بنویسید که او منتظر مهدی بود
یا ابا صالح المهدی ادرکنی (سهراب سپهری)

کجاست.....

من بگویم کجاست؟؟؟؟
شاید در بیابانی است و سر به سجده اشک میریزد و ما را دعا میکند
شاید سرش را چون علی در چاه کرده و با چاه درددل میکند
شاید هم اکنون در کربلا است و در بین الحرمین
نگاهی به پرچم سقا میکند و از آن طرف نگاهی بر سیدالشهداء
شاید هم اکنون در بقی است سر خاک مادری که یکتا ترین مادر بود
اما مزارش را هیچکس ندانست که کجاست

شاید در نجف رفته به دیدار پدر و نگاه میکند بر آسمان مظلومیت پدرش
شاید در مدینه است رفته بر سر مزار پدرانش
و یا سری بزند بر گنبد سبز جدش رسول الله
شاید در کاظمین است و شاید درسامرا
و هزاران شاید دیگر
اما این را میدانم که نزد ما نیست
میدانید چرا ؟؟؟؟
چون خودمان نخواستیم
چون لیاقت میخواهد داشتنش
شاید ما هنوز کوفی مانده ایم....

برای یوسف شدن
باید قید زلیخاها را زد!
عزیز خــــــــــدا شدن بها دارد...!

تو کجایی؟

السلام علیک یا بقیه الله

کوچه را آب و جارو کرده ام فردا می آیی آقا؟
شعر امام خامنه ای درباره امام زمان(عج)
دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است
جان را هوای از قفس تن پریدن است
از بیم مرگ نیست که سرداده ام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است
دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم
باری علاج شکر گریبان دریدن است
شامم سیه تر است ز گیسوی سرکشت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است
سوی تو این خلاصه گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است
بگرفت آب و رنگ زفیض حضور تو
هرگل دراین چمن که سزاوار دیدن است
با اهل درد شرح غم خود نمی کنم
تقدیر قصه دل من ناشنیدن است
آن را که لب به دام هوس گشت آشنا
روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است
ویژگیهای یاران خاص امام زمان (ع ) ، جوانانی پا به رکاب و آماده
همه ی دوستان را به خواندن دقیق مقاله ی پرمحتوای " ویژگیهای یاران خاص امام زمان (ع ) " تالیف حجت الاسلام نعمت الله یوسفیان دعوت می کنم :

مقدمه
بـشـر هـنـوز تـابـش خـورشید فروزانش را به انتظار نشسته است و دیری نمی پاید که لحـظـه انـتـظـار بـه سـر آیـد و عـطـر دل انگیز ظهورش ، زندگی بشر را بهاری کند و سرسبزی و خرّمی و طراوت و نشاط را به انسانها هدیه دهد.
وقـتـی حضرت مهدی (ع ) بیاید حاکمیت و نظام سیاسی جهان را دگرگون می سازد. ظلم و اسـتـکـبـار، کفر و شرک و نفاق را ریشه کن می کند. آیین محمدی (ص ) را در جهان مستقر می نـمـایـد و هـمه عالم را زیر پرچم توحید، به سعادت می رساند. امنیت جهانی برقرار می سـازد، اقتصاد جهانی را متحول می کند. زمینی در جهان نمی ماند مگر اینکه سرسبز و خرم می شود و خیر و برکت از همه جا می بارد.
عـلم و فـرهـنـگ مردم جهان را دگرگون می سازد. فنّاوریِ ارتباطات به درجه ای می رسد که زمین زیر پای مردم طی می شود و دربهای جهان به رویشان باز می گردد... .
بدیهی است که پیروزی حق بر باطل و ایجاد این همه تحولات بنیادین همه اش با کرامت و معجزه صورت نمی گیرد، بلکه علاوه بر رهبری و مدیریتی معصوم و برنامه ای جامع و جـهـان شـمـول ، کـادر اجـرایـی بـسـیار کاردان و لایق و توانمندی لازم است تا بتوان چنین تـحـولی در سـطـح جـهـان ایـجـاد کـرد و بـه تـعـبـیـر امـام عـلی (ع ) ((اَفـْلَحَ مـَنْ نـَهـَضَ بـِجـَنـاجٍ)) پیروزمند کسی است که یار و یاور داشته باشد.
در این مقاله ، به اجمال خصال یاوران حضرت مهدی (عج ) توصیف می گردد.
یاران حضرت مهدی (ع )
یـاران امـام زمـان (ع ) چـنـد دسـته اند. دسته ای از آنان ، یاران خاص و ستاد فرماندهی آن حـضـرت هستند که تعدادشان 313 نفر است و همانها هستند که قرآن کریم در آیه 8 سوره هود از آنان به عنوان ((امت معدوده )) یاد می کند.
هـرگاه زمان ظهور برسد، خداوند این افراد را در اندک زمانی در مکّه ظاهر می کند و بدون حضور اینان قیام مهدی (ع ) شروع نمی شود.
دسـتـه دوم از یـاران حـضرت که پس از جمع آمدن پرچمداران و ستاد فرماندهی به یاری ایـشـان مـی آیـنـد طـبـق روایـات 10 یـا 12 هـزار نـفـرنـد. وقـتـی ایـن حـلقـه کامل شد، حرکت و قیام ، آغاز می شود.
حلقه سوم از یاران ، مؤ منانی هستند که پس از شروع قیام به آنان می پیوندند و لحظه به لحظه بر تعداد آنان افزوده می شود.
1. ماهیت یاران خاص
چشم امید؛ مناجات با امام زمان(عج) (به طاها به یاسین) – علی فانی
کد آهنگ پیشواز (به طاها به یاسین)
کد پیشواز ایرانسل : 411257
کد پیشواز همراه اول : 43416 / 43417 / 43418 / 43419 / 43420 / 43421
متن شعر:
به طاها به یاسین به معراج احمد
به قدر و به کوثر به رضوان و طوبی
به وحی الهی به قرآن جاری
به تورات موسی و انجیل عیسی
بسی پادشاهی کنم در گدایی
چو باشم گدای گدایان زهرا (س)
چه شب ها که زهرا (س) دعا کرده تا ما
همه شیعه گردیم و بی تاب مولا
غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما
مسیرت مشخص، امیرت مشخص، مکن دل ای دل بزن دل به دریا
که دنیا به خسران عقبا نیرزد
به دوری ز اولاد زهرا نیرزد.
و این زندگانی فانی جوانی
خوشی های امروز و اینجا
به افسوس بسیار فردا نیرزد
اگر عاشقانه هوادار یاری
اگر مخلصانه گرفتار یاری
اگر آبرو میگذاری به پایش
یقینا یقینا خریدار یاری
بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟
چه اندازه در ندبه ها زاری یابی؟
به شانه کشیدی غم سینه اش را؟
و یا چون بقیه تو سربار یاری
اگر یک نفر را به او وصل کردی
برای سپاهش تو سردار یاری
به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟
چه مقدار بی تاب و بیمار یاری؟
دل آشفته بودن دلیل کمی نیست
اگر بی قراری بدان یار یاری
و پایان این بی قراری بهشت است
بهشتی که سرخوش ز دیدار یاری
نسیم کرامت وزیدن گرفته
و باران رحمت چکیدن گرفته
مبادا بدوزی نگاه دلت را
به مردم که بازار یوسف فروشی در این دوره بد شدیدا گرفته
خدایا به روی درخشان مهدی
به زلف سیاه و پریشان مهدی
به قلب رئوفش که دریای داغ است
به چشمان از غصه گریان مهدی
به لبهای گرم علی یا علی اش
به ذکر حسین و حسن جان مهدی
به دست کریم و نگاه رحیمش
به چشم امید فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش
به سبحان سبحان سبحان مهدی
به برق نگاه به خال سیاهش
به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش به جاه جلیلش
به صوت حجازی قرآن مهدی
به صبح عراق و شبانگاه شامش
به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش
به شهد شهود شهیدان مهدی
مرا دائم الاشتیاقش بگردان
مرا سینه چاک فراقش بگردان
تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا
مرا همدم و محرم و هم رکاب
سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان
یا مهدی یامهدی مددی
ازمهدی (عج)چه خبر؟

فقط گاهی سراغی از غریبیت میگیریم آقا..
چقدر چفیه ها خونی شد تا چادری خاکی نشود…
حیف که دخترای ما نجابت رو نمیدونن و پسرای ما مردونگی و یاد نگرفتن...
کاش دنیا برعکس بود ، آدما غربی نمی شدند ؛ غربی ها آدم می شدند . . .
كسي مي تواندازسيم خارداردشمن عبوركندكه درسيم خاردارهاي نفس خويش گير نكرده باشد...
گناهانم عفونت كرده اند.طبيب جمعه نيايدبه شنبه نخواهم رسيد.
دیگر زمین جاذبه ندارد....اکنون....فقط....
چهره زیبا جاذبه دارد..پول جاذبه دارد..جایگاه و پست و مقام جاذبه دارد
نمیدانم چرا مردم شبیه اصحاب کهف شدند
ساعت به وقت مهدی 12 است ولی آن ها هنوز در خوابند
آهـــــــــــــــــــــــــــــای مردم....چقدر میخوابید
بس است دیگراز خواب غــــــفلت برخیزید....
اگه قرار باشه یه روز ي نامه اي به امام عصر (عج) بنويسي و تنها حقه گفتنه یک جمله رو داشته باشی....
چه جمله ای رو نثار آن حضرت میکنی؟؟؟ ....

اطلاعیه

مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــژده! مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــژده! مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــژده!
فراخوان ثبت نام سپاه آخرالزمانی امام عصر(عج) -» ویژه جوانان ایرانی
امام عصر(عج) در نظر دارد برای تکمیل سپاه آخرالزمانی خود از جوانان غیور ایران زمین ثبت نام به عمل آورد.
این سپاه باید متشکل از 313 سرباز مخلص باشد تا پروژه ظهور حضرت تکمیل گردد.
شرایط ثبت نام:
1- ایمان
2- تقوا
3- عمل صالح
مدارک مورد نیاز:
1- شش قطعه عکس زمینه سفید از آیینه قلبتان
2- شناسنامه معرفت علمی و عملی به آقا امام عصر(عج) و دو کپی از آن
3- کارت معافیت از گناه یا پایان دوره معصیت
4- توبه نامه معتبر ممهور به مهر امام سوم امام حسین(ع)
5- واریز فیش به مبلغ 1000 صلوات به حساب انتظار نزد بانک ظهور
6- گواهینامه اسلام قلبی و اعتقاد راسخ به حضرت
»»» از متقاضیان واجد شرایط و مدارک ثبت نام در خواست رسمی به عمل می آید
که هرچه زودتر به نزدیک ترین قرارگاه امام عصر (عج) مراجعه فرمایند.
قرارگاه ها: 1- مسجد 2- حسینیه 3- حرم های مطهر 4-پایگاههای مقاومت بسییج و سایر ارگان های ارزشی
اجرکم عندالله
لبیک یا مهدی
-------------------- نشر این اطلاعیه بلا مانع است --------------------

آیا امام زمان (عج) از شما راضیست؟؟؟؟؟؟

جوابهای خود را به صورت نظر برام ارسال کنید
او خواهد آمد: اگه آدم شیم؛ حتی سه شنبه!
میخوام از کســی بگم که اینـــروزهــــــا خیلی غریبهـــ
میگن شـــآید این جمعهـــ بیــــــاید...شــاید
ولیــــــــــ من میگم اگه آدم شیـــم سه شنبه هم می آیـــــــد!
میگــن منتظرشنـــ...دوسش دارنـــ...از تهـــ دل آیـــــــــا؟یا چون شناسنامه ای مسلمونیم؟
پس چرا یاریش نمیکنید فقط ادای دوست داشتنو درمیارید؟
تاوقتیـــــــــــــــ که:
تا وقتی خـیــآبونهـــــــــا پراز عروسکـــ های خوش آب ورنگ ولی یه بار مصرفهـــ
تا وقتی زنای شوهر داری هستند که یواشکی بادوستـ پسراشون قرار میذارنـ
تاوقتی مردای زن وبچه داری هستند که باج میدن تا گند رابطه هاشون درنیاد
تا وقتی دخترایی هستندکه میدونن آخر دوستی چی انتظار شونو میکشه ولی بازم...
تو که داری بفهم خودتو بازیچه دستها نکن روح خدا درتو دمیده شده
چطور میتونی این روح رو به گناه دستمالی کنی؟
تا وقتــــی اینـــــ ها تو جامعـــه ما که مثلا جامعه اسلامی هست وجودداره
امام زمان ما تنهاست آیــا کسی هست که اورا یاری کند؟
حالا فهمیدی چرا غریبهـــ امام زمانـ؟؟؟
حتی از امام حسین هم غریبتـــره میدونی آیـا؟
بدونـــ کهـــ امام زمانـــ گم نشده این ماییم که اونو گم کردیم
"یـــــآ فـــارِسَ الْحِجـــــــآز اَدْرِکْنـــــــی"
قضاوتــــــــــ تنها
سه نقطه سرخط...
خواب پیامبر(ص)درباره ایرانیان چه بود؟
*ایرانیان زمینهسازان ظهور
به چند نمونه از این روایات بنگرید:
الف: محدث اهل سنت احمد بن حنبل به نقل از پیامبر اکرم(ص) آورده است:
«نزدیک است که خداوند متعال اطراف شما را از عجم آکنده کند، آنان همچون شیرانی هستند که اهل فرار نیستند، آنان همچون شما میجنگند و غنایم شما را تصاحب میکنند».
بر اساس این حدیث، میتوان دریافت که پیامبر اکرم(ص) ایرانیان را در زمان ظهور، مردمانی شجاع که از سر ایمان، سر در راه یاری آن حضرت مینهند، دانستهاند؛ چه اینان از صحنههای کارزار فرار نمیکنند و هر چند در غنائم با اعراب شراکت میکنند، اما شرکت آنان در جنگ به طمع غنیمت و تحصیل منافع مادی نخواهد بود.
ب: در تفسیر آیه شریفه: «وَآخَرِینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ» احادیثی چند وارد شده است، بنابراین احادیث، ایرانیان هستند که ملحق به مسلمانان عرب میشوند و نشان افتخارآمیز ترویج اسلام را بر سینه خود مینهند.
به این سه روایت که در شمار این روایات است، بنگرید:
- «أَصْحَابُ الْقَائِمِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا أَوْلَادُ الْعَجَمِ»، اصحاب حضرت قائم سیصد و سیزده مردند، اینان همگی از تباری غیر عرب هستند.
- باز پیامبر اکرم(ص) فرمودهاند: «لو کانَ الإیمانُ مُعَلَّقا بالثُّرَیّا لَنالَهُ رِجالٌ مِنَ الفارِسُ»، اگر ایمان به ستاره ثریا آویخته باشد، گروهی از ایرانیان آن را به دست خواهند آورد.
- عفان بصری از یکی از مکالمات خود با حضرت صادق(ص) این چنین یاد میکند:
حضرت صادق(ع) از من پرسیدند: آیا میدانی از چه رو شهر «قم» را قم نامیدند؟ گفتم: خدا و پیامبرش و شما آگاهید!
فرمودند: «قم» را از این رو قم نامیدند که اهالی این شهر در اطراف حضرت حجت گرد خواهند آمد و به همراه او قیام خواهند کرد و او را ترک نمیکنند و همواره یاریگر ایشان خواهند بود».
- امیرالمؤمنین(ع) فرمودهاند: «آفرین بر طالقان! چرا که خداوند را در این شهر گنجهایی است که از جنس طلا و نقره نیست، این گنجها مردان با ایمانی هستند که خدا را آن گونه که شان اوست شناختند؛ اینان یاران مهدی در آخر الزمان هستند».
بنا بر حدیث شریف دیگری، صبحگاه روزی پیامبر اکرم(ص) در حالی که در میان یارانشان نشسته بودند فرمودند:
«شب گذشته، خواب دیدم که در مسیر صاف و همواری حرکت میکنم. پشت سر من هم دو دسته گوسفند سیاه و سفید در حرکتند، در طول مسیر گوسفندان سیاه کم کم پراکنده و کم و کمتر شدند، اما گوسفندان سفید همچنان به حرکت خود پشت سر من ادامه میدادند تا آنجا که دیگر هیچ گوسفند سیاهی نماند و تنها گوسفندان سفید به همراه من باقی ماندند، گمان میکنید که تعبیر این خواب چیست؟»
یکی از حاضران مجلس نیز تعبیر کرد که: «یا رسولالله! گوسفندان سیاه اعراب هستند که اندک اندک از کنار شما متفرق میشوند و گوسفندان سفید اشاره به ایرانیان دارد که همراه شما خواهند ماند و یاران شما خواهند بود».
در این حال، جبرائیل نازل شد و خدمت پیامبر اکرم(ص) عرض کرد: «خداوند بر شما سلام میفرستد و میفرماید: تعبیر خواب شما همین است، عربها از اطراف اسلام پراکنده میشوند و ایرانیان برای حفظ آن باقی میمانند».
بر اساس این چند روایت، دیدیم که ایرانیان نه تنها در پایان دوران غیبت کبری زمینهسازان ظهور آن حضرت خواهند بود که در صدر اسلام نیز به عنوان مؤمنانی حقیقی شناخته میشدهاند؛ همانگونه که در دوران ظهور نیز پای در رکاب یاری آن حضرت دارند و از صمیم جان در خدمت به ایشان میکوشند.
*نزدیک بودن زمان ظهور
در فرهنگ شیعی کسانی که وقت خاصی را برای ظهور آن حضرت مشخص میکنند، «وقاتون» خوانده شدهاند و مکرراً دستور به تکذیب آنان دادهاند؛ اکنون میافزاییم که بدون آنکه بتوان زمانی را برای ظهور آن حضرت مشخص کرد، تنها میتوان گفت که بر اساس قرائنی، زمان ظهور آن حضرت نزدیک است.
بلافاصله تکرار میکنیم که این سخن ما این است که بر اساس علائمی که برای ظهور مشخص شده است، میتوان دریافت که واقعه انقلاب جهانی آن حضرت، از نظر زمانی به دوران ما بسیار نزدیک است، چه قسمت عمده این علائم متحقق شده و شماری از آنها نیز در حال وقوع و جریان است.
گذشته از این اما، شماری از کسانی که به محضر حضرت ولیعصر (عج) بار یافتهاند نیز بر این مطلب تأکید میکنند.
مدتها پیش از این، یکی از صالحان روزگار شرف حضور در محضر آن حضرت را دریافت، در آن مجلس، گویا آخرین ذخیره الهی خطاب به آن مرد صالح فرموده بودند: «فرج من نزدیک شده است؛ دعا کنید که بدائی در این زمینه حاصل نشود»!
بدیهی است که آنچه نقل شد، نص کلام آن حضرت نیست؛ اما آنچه ایشان بر زبان آورده بودند مضمونی این چنین داشته است.
حال بر ماست که به مقتضای امر آن حضرت، دعا کنیم که برای خداوند بدائی حاصل نشود، و به زودی شاهد قیام فراگیر آن حضرت باشیم؛ اللهم عجل فی فرج مولانا صاحبالزمان بمحمد و اهل بیت الطاهرین.
*شماره علائم ظهور و تحقق بخش عمدهای از آن
سنت خداوند متعال بر آن بوده است، که پیش از وقوع هر یک از وقایعی که در سرنوشت انسانها تاثیری شگرف دارد، علائمی را ظاهر سازد. این علائم نشاندهنده نزدیک شدن و یا به وقوع پیوستن این وقایع است. در این شمار است علائمی که پیش از ولادت پیامبر اکرم(ع) ظاهر شد؛ خاموش شدن بتکده فارس - که چندین هزار سال آتش را در خود افروخته داشت-، خشک شدن دریاچه ساوه - که از عبادتگاههای زردشتیان بود- ، فرو ریختن چهارده کنگره از کنگرههای کاخ کسرای زمان و ... در شمار این علائم بود.
این علامتها به گونه همسو، نشان از فرو ریختن بنای شرکت و ستم داشت؛ چه این نشانهها در دو بعد شرک عبادی و نیز شرک اجتماعی، نشان از اضمحلال این دو داشت؛ و به خوبی دلالت بر ظهور توحید عبادی و توحید اجتماعی در قالب دین اسلام و حکومت عدالتگرایانه پیامبر اکرم میکرد، شکافته شدن دیوار خانه کعبه به هنگام ولادت امیرالمؤمنین(ع) و نیز فریاد جبرائیل در آسمان که خبر از ولادت آن حضرت میداد نیز در همین شمار است.
برای واقعه شکوهمند ظهور - که بدون تردید در شمار مهمترین وقایع عالم هستی است و از این جهت با واقعه مبعث پیامبر اکرم(ص) همسری میکند- نیز علائمی است. این علائم به گونه پراکنده در روایات اهل بیت(ع) بیان شده است و شماری از دانشمندان شیعی نیز به جمعآوری آن پرداختهاند.
در اینجا میخواهیم اشاره کنیم که شماره این علائم از 800 علامت فراتر است، اکنون با تفحص و دقت نظر در آنها، میتوان دریافت که بخش عمدهای از این علائم به تحقق پیوسته است. من خود، زمانی پیش از این به بررسی این علامتها پرداختم و به وضوح دریافتم که نزدیک به 99 درصد از این علامتها، پیش از این به وقوع پیوسته است، در آن میان، تنها حدود 10 علامت- که از علائم حتمیه نیز هستند و یک سالی پیش از ظهور متحقق میشوند-، هنوز ظاهر نشدهاند.
یکی از این علائم، ظهور 28 پرچم در حوزه ممالک اسلامی است، گویا منظور از «پرچم» در این روایات، تشکیل حکومت و یا شبه حکومتهایی است که در این حوزه صورت میپذیرد، به هر حال، بنا بر آنچه در این نصوص ذکر شده است، در زمان نزدیک و بلکه پیوسته به زمان ظهور، 28 پرچم در میان منطقه مسلماننشین جهان پدید میآید که از آن میان، سه پرچم در ایران خواهد بود و دو پرچم در شام و در هر یک از ترکستان و روم نیز یک پرچم ظهور خواهد کرد.
این حکومت و یا شبه حکومتها، هر کدام داعیهدار اصلاح هستند و به جز سه نهضت بسیار قوی سفیانی، سید یمانی و سید حسنی خراسانی گویا بقیه دولتها از قدرت چندانی برخوردار نیستند و از این رو مضمحل میشوند.
سفیانی در شمار مخالفان حضرت است و در مقابل او، سید یمانی - که با پیوستن سید حسنی لشگری بسیار قوی به دست خواهد آورد - در شمار یاران و یاریکنندگان ولی عصر(عج) خواهد بود.
دانا
جنگ نرم
چقدر قشنگه اینقدر مخلصانه برا امام عصر مطلب بنویسیم که آقا شب ظهور خبر ظهورشونو بدن ما براشون منتشر کنیم !!
بچه ها آرایش جنگ بگیرید,
دشمن را رصد کنید,
یارگیری کنید,
با وضو پشت کامپیوتر بنشینید
چون اَجر شهید در انتظار شماست...
(سردار یکتا)
**************************************************************************
باتفنگش نتوانسته شکارم بکند رفته با مطرب و اینترنت وسازآمده است ناوگانش نتوانسته مهارم بکند رفته با لُعبتک؟ چشم نواز آمده است بمب وموشک نتوانسته بترسانندم فیس بوک و توییتر شایعه ساز آمده است شیمیایی زد ومن باز عقب ننشستم با کراک و هروئین تاخت و تاز آمده است چون لگن شد اثر ناو هواپیمابر پخش مه پاره زمه واره به ناز آمده است بس که از نغمه قرآن و دعا می ترسد با رپ و عربده و تپ تپ جاز آمده است فتنه هایش به بصیرت همه خنثی کردم رفته با ساحر و با شعبده بازآمده است ایسم ها شرقی وغربی همه رسوا گشتند فرقه پردازی وعرفان مجازآمده است من جوانم چوعلی اکبری الگوی من است مشق و تدبیرم از او روح نواز آمده است گر بحقیم، ازانبوه عدوباکی نیست مرگ خونین وسعادت به ترازآمده است من به یک ضربه کنم، چاره ی مکر دشمن مبطل منکر و فحشاء نماز آمده است دشمنی کو به دوصدحیله ز در بیرون شد گرکه غفلت کنی از پنجره باز آمده است جز دو روزی دگر از دولت او باقی نیست استقامت کنی آن محرم راز آمده است بینم آنروز شودبمب ومسلسل خاموش بانگ «مَن مهدی ام» ازسوی حجاز آمده است بنگر، چشم جهان رو به حقیقت واشد موج اسلام محمد به فراز آمده است |
چرا هنگام شنیدن نام امام زمان(عج) از جا بلند میشویم؟
سومین روز از دهه مهدویت به نام «مهدویت و اطاعت» نامگذاری شده است، اهمیت موضوع از آنجایی است که جز با شناخت امام نمیتوان راه هدایت و رستگاری را شناخت، زیرا شناخت امام عصر(عج) کلید همه معارف الهی است.
آری! این دقت و تدبر همراه با فهم و شناخت، مقدّمهای را برای اطاعتی متواضعانه از صاحب عصر(عج) فراهم میکند و چنین اطاعتی طبق آیات قرآن کریم همانند اطاعت از خدا و پیامبر(ص) است که غایت ایمان به شمار میآید.
به مناسبت سومین روز از دهه مهدویت، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم در یادداشتی به «شناخت، اطاعت و تکریم امام زمان(عج)» پرداخته است که در ادامه میآید:
شناخت، اطاعت و تکریم امام زمان(عج)
امام زمان(عج) و ویژگیهای او را دوباره باید شناخت.
امامت و نقش آن را دیگر بار با دیدی عمیقتر و در گسترهای وسیعتر باید بررسی کرد.
راستی چرا عدم شناخت امام زمان(عج) همپای شرک و جاهلیت و تکذیب او هم ردیف کفر و بیایمانی شمرده شده است؟
«مَن ماتَ وَهُوَ لایَعرِفُ اِمامَه، ماتَ میتَهً جاهِلیّهً»[۱]؛ رسول اکرم(ص): کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است، «مَن کَذّبَ بالمَهدِیّ کَفَرَ»[۲]؛ رسول اکرم(ص): کسی که مهدی را تکذیب کند، کافر است.
چرا در دعای شریفه میخوانیم: «... اَللّهُمَّ عَرِّفْنی حُجِّتَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دینی»[۳]؛ خدایا حجت خویش را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناسانی، از دینم گمراه خواهم شد.
آیا غیر از این است که جز با شناخت امام، راه هدایت را نمیتوان شناخت و جز با معرفت او، به معرفت دینی نمیتوان دست یافت؟
به یقین شناخت امام عصر(عج) که کلید همه معارف وحی است، با یادگیری نامها و القاب و تاریخ ولادت و غیبت او حاصل نمیشود.
باید در حکمت نامها و نشانهای او اندیشه کرد.
باید در شگفتیهای ولادت و حیات او تأمل کرد.
باید غیبت پر رمز و راز او را به بررسی نشست و عوامل و لوازم آن را با نگاهی مسئولانه جستجو کرد.
باید در کلمات و فرمایشات امام(عج) دقت کرد.
باید در نامهها و فرامین او تدبّر کرد.
باید آنچه را که سبب خوشنودی و ناخشنودی او است، باز شناخت.
باید اهداف و آرمانهای او را فهمید.
این اندیشه و تأمل و بررسی و دقت و تدبر و فهم و شناخت، مقدمهای تعهد آفرین برای اطاعتی تعبدآمیز از امام زمان(عج) است؛ و چنین اطاعتی عین اطاعت از خدا و پیامبر(ص) است که غایت ایمان و اسلام به شمار میآید.
اقتدا و تأسی
«اقتداء» از ریشه «قدوه»، و به معنای الگو قرار دادن و جلودار دانستن مقتدا است، چنان که «تأسی»، از ریشه «اُسوه» و به معنای اسوه قرار دادن و تبعیّت کردن از اوست.
امام زمان(عج) امام زمانه است، امام همه انسانها در همه ابعاد زندگی است، اماموار زندگی کردن وظیفهای همگانی است، به او باید اقتدا کرد تا به مقصد رسید، چون او باید زیست، تا بتوان به کمال دست یافت.
آن کس که خود را صادقانه پیرو امام زمان(عج) میشمارد، به همان اندازه که ویژگیهای او را میشناسد، در همسو کردن زندگی، همسان نمودن خُلق و خو، همرنگ ساختن اعمال و رفتار خویش با او وظیفه دارد.
اگر امام زمان(عج) را به زهد و بیاعتنایی به دنیا شناختیم[۴]، دیگر نمیتوانیم با ادعای پیروی از او حریصانه به دنبال دنیا باشیم و همت خود را در نیکو پوشیدن و خوب خوردن و لذت بردن خلاصه کنیم.
اگر امام زمان(عج) را به اهتمام در دعا و عبادتها شناختیم[۵]، دیگر نمیتوانیم نسبت به دعاها بیتفاوت بمانیم و در نماز و راز و نیاز با خدا سستی و کمتوجهی روا داریم.
اگر امام زمان(عج) را به عادل بودن و عدالت گستری شناختیم[۶]، دیگر نمیتوانیم با ادعای اقتدای به او بر بندگان خدا ستم کنیم و نسبت به ظلمی که بر دیگر بندگان خدا میشود، بیتفاوت بمانیم.
اگر امام زمان(عج) را به ...
«راستی خوشا به حال آن کس که قائم اهل بیت پیامبر(ص) را درک کند، در حالی که در زمان غیبت و دوران قبل از قیام او به او تأسی جوید»[۷].
اطاعت پذیری
امامت یک امام جز با اطاعت امت از او، و پیشوایی یک رهبر جز در سایه فرمانپذیری پیروانش، تحقّق نمیپذیرد، خدا هیچ پیامبری را نفرستاد مگر برای آن که اطاعت شود[۸].
و هیچ امامی را مقرّر نداشت مگر آن که مردم را به اطاعت و فرمانبری از او فرا خواند[۹].
امام زمان(عج) اگر چه در پس پرده غیبت است، اما اراده و فرمانش در میان همه خلایق جاری و نافذ است، دستوراتش را باید شناخت، فرمانهایش را باید اطاعت کرد، حاکمیت او را باید گردن نهاد و همینها است که زمینه ظهور را فراهم میآورد.
او خود فرمود:«و لو انّ اشیاعنا وفّقهم الله لطاعته، علی اجتماع من القلوب فیالوفاء باعهد علیهم لما تأخّر عنهم الیمن بلقائنا»؛ اگر شیعیان ما -که خداوند آنان را به اطاعت خویش موفق گرداند- در وفای به عهد الهی همدل و همپیمان میشدند، سعادت دیدار ما از آنان به تأخیر نمیافتاد.[۱۰]
به راستی آیا عهد الهی چیزی جز پرستش و بندگی خداست؟[۱۱] و آیا این پرسش جز با اطاعت محضِ ولی خدا تحققپذیر است؟
«طوبی لشیعه قائمنا المنتظرین لظهوره فی غیبته، المطیعین له فی ظهوره»؛ خوشا به حال شیعیان مهدی قائم(عج) آنان که در دوران غیبت او چشم انتظار ظهور اویند و در دوران ظهورش سرسپردگان اوامر او.[۱۲]
منتظرین حضرت مهدی(عج) همان نیکبختانی هستند که اگر در حضور او باشند، جز اطاعت نمیشناسند و جز به فرمان او کاری انجام نمیدهند.
و باز هم امام صادق(ع) میفرماید: «هُم اطوع من الامه لسیدها»؛ اطاعت و فرمانپذیری منتظرین از امام زمان(عج) افزونتر از اطاعت و فرمانبری کنیزی از مالک و مولای او است.[۱۳]
تکریم و احترام
تنها بزرگواری که «از جا برخاستن» در هنگام شنیدن یا خواندن نام شریفش لزوم، یا حداقل استحباب فراوان دارد، امام غائب قائم موعود(عج) است.
تکریم کریمان و تجلیل از صاحبان جلالت، همیشه و در همه جا پسندیده است؛ چنان که برای پیامبر(ص) و فرزندان معصومش(ع) بالاترین تکریمها و تجلیلها بایسته به نظر میرسد، لکن برخاستن و در حالت قیام«دست بر سر نهادن» تواضع و احترامی است که هنگام شنیدن نام هیچ کسی جز «قائم آل محمّد(ص)» به صورت سیره و سنت در نیامده است.
امام رضا(ع) را در خراسان میدیدند که در موقع ذکر نام «قائم» بر میخیزد و دست بر سر مینهد و میفرماید:«خدایا فرجش را تعجیل فرما و قیامش را آسان گردان».[۱۴]
از امام صادق(ع) پرسیدند: سبب برخاستن به خاطر ذکر لفظ «قائم»-از القاب امام حجّت(عج)- چیست؟
فرمود: زیرا او را غیبتی طولانی است و او را شدت مهربانی خود نسبت به دوستانش، هر کس را که به این لقب از او یاد میکند به دیده عنایت مینگرد، زیرا این لقب یادآور حکومت او و برانگیزاننده حسرت غربت اوست، به خاطر بزرگداشت اوست که باید بنده خاضع و فروتن، هنگامی که مولای گرامی او با دیدگان شریفش به او نگاه میکند، برخیزد و احترام کند و تعجیل فرج او را از خدای تعالی بخواهد[۱۵].
بیتردید این برخاستن که به فرمایش امام صادق(ع) یادآور قیام و حکومت حضرت مهدی(عج) است، تنها به انگیزه احترام صورت نمیگیرد، بلکه دلالتی بر آمادگی شیعه منتظر،برای قیام و همراهی با مولای خویش نیز دارد.
پیام این «قیام»؛ هم احترام به «قائم» است، هم همسویی با آرمانهای بزرگ قیام جهانی او». پیام این قیام؛ هم واکنش در مقابل نگاه مهرآمیز «مولای غایب» است، هم بیعتی برای همراهی با او در روزظهور.
پیام این قیام؛ هم اکرام قیام قائم است و هم اعلام آمادگی برای قیام و شاید چون چنین است ذاکر این نام، شایستگی نگاه لطف و نظر عنایت مولایش را پیدا میکند، «یَنظُرُ اِلی کُلِّ مَنْ یَذْکُرُهُ بِهذَا اللَّقَبِ الْمُشْعِرِ بِدولَتِهِ»[۱۶].
پینوشتها:
[۱]. میزان الحکمه، ج۱، ص۱۷۱.
[۲]. الفتاوی الحدیثیه، ابن حجر هیثمی، ص۳۷.
[۳]. اصول کافی، ج۱، ص۳۳۷، ح۵.
[۴]. «ما لباس القائم الّا الغلیظ وما طعامه الّا الجشب». امام رضا(ع): لباس قائم ما(عج)، چیزی نیست جز پوشاکی خشن و غذای او چیزی نیست طعامی خشک، غیبت نعمانی، منتخب الاثر، ص۳۰۷.
[۵]. کثرت دعاهای وارده از امام زمان(عج) و نمازهای طولانی مخصوص آن حضرت -که در کتب روایی نقل شده- بهترین نشانه این ویژگی است.
[۶]. «یعدل فی خلق الرحمان، البرّ منهم و الفاجر». امام باقر(ع): امام زمان(عج) در بین آفریدگان خدا به عدالت رفتار میکند، چه نیکوکار باشند و چه بدکار. منتخبالاثر، ص۳۱۰.
[۷]. «طوبی لمن ادرک قائم اهل بیتی و هو یأتمّ به فی غیبته قبل قیامه...». پیامبر(ص)، بحارالانوار، ج۵۱، ص۷۲.
[۸]. «وَ ما اَرسَلنا مِن رَسولٍ اِلّا لِیُطاعَ بِاِذنِ اللهِ». سوره نساء، آیه ۶۴.
[۹]. «اَطیعوا اللهَ وَ اَطیعوا الرَّسولَ وَ اُولِی الٌاَمرِ مِنکُم». سوره نساء، آیه ۵۹.
[۱۰]. احتجاج، طبرسی، چاپ اسوه، ج۲، ص ۶۰۲.
[۱۱]. «اَلَم اَعهَد اِلَیکُم یا بَنی آدَمَ أَن لاتَعبُدوا الشَّیطانَ اِنَّهُ لَکُم عَدُوٌّ مُبینّ- وَ اَنِ اعْبُدونی هذا صراطٌ مستَقیمٌ»؛ ای فرزندان آدم! آیا با شما عهد نکردم که شیطان را مپرستید که دشمن آشکار شما است- و مرا بپرستید که همین راه راست است.(سوره یس، آیات ۶۰-۶۱).
[۱۲]. بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۵۰.
[۱۳]. بحارالانوار، ج ۵۲، ص۳۰۸.
[۱۴]. منتخب الاثر، آیتالله صافی، ص۵۰۶.
[۱۵]. مدرک پیشین، همان صفحه.
[۱۶]. همان مدرک.
سه دعای مهم برای امام زمان(ع)
سی که شیفته واقعی امام زمان(ع) است در دعا برای ظهور مولایش اسیر الفاظ و گرفتار عبارت پردازی نیست، بلکه از عمق جان دعا می کند و با تمام وجود گمشده اش را می طلبد.
1ـ دعا برای شناخت امام زمان(ع)
معرفت و شناخت امام زمان، امری حتمی و ضروری است، چرا که طبق حدیث نبوی مرگ کسی که نسبت به امام زمانش آگاهی ندارد، مرگ جاهلیت است. بنابراین یکی از وظایف یک مسلمان این است که امام زمانش را بشناسد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نورزد. از جمله کوششها دعا برای شناخت امام از حضرت حق تعالی است که از خدا استعانت بجوید و بخواهد که معرفت امام را برای او میسر و مقدور نماید.
2ـ دعا برای سلامتی امام زمان(ع)
یکی از وظایف دوستان امام این است که برای سلامت و صیانت حضرت از خطرات و بلایایی که جان امام را تهدید می کند، با هر زبانی که بدان مسلطاند، دعا کناند و بهتر آن است که دعاهای مأثور را بخواناند (مانند: دعای اللهم کن لولیک...) و ادعیه دیگر که در مفاتیح الجنان آمده است.
3ـ دعا برای تعجیل در ظهور امام زمان(ع)
یکی از وظایف مسلم شیعیان در زمان غیبت امام زمان، دعا برای قرب ظهور و درخواست تعجیل در قیام آن حضرت است. شیعه راستین و دلباخته امام زمان کسی است که در هر صبح و شام و با هر نماز و نیاز دست حاجت به پیشگاه خدای دراز کرده و از او ظهور مولایش را بطلبد.
عاشق دلباخته صبح و شام نمیشناسد و در تمام ساعات منتظر ظهور یار و مشتاق دیدار جمال محبوب است. امام صادق(ع) فرمودند:
فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً
باید در هر صبح و شام در انتظار ظهور صاحب خود باشی.
خوب است نمی آیی ... !
سخت است ولی مولا، خوب است نمی آیی
دلتنگ توام اما خوب است نمی آیی
یک کوفه فریب و غم،
یک شام پر از محنت
آیی تو شوی تنها، خوب است نمی آیی
یک نیمه ی شعبان را در فکر تو می مانند
از فکر روی فردا، خوب است نمی آیی
یک جمعه فقط ندبه، یک هفته فراموشی
بود تو شود رویا، خوب است نمی آیی
لاف غم عشق تو ذکر همه ی مردم
بنگر به دل آنها، خوب است نمی آیی
پیش نظر بعضی حاجت بدهی خوبی
اما نه برای ما، خوب است نمی آیی
یک شام سه شنبه را در کوی تو می آیند
اما دلشان اینجا، خوب است نمی آیی
سرداب تو مخروبه، قبر پدرت ویران
شهر تو پر از اعداء، خوب است نمی آیی
با این همه درد و غم، می سوزی و می سازی
ای منتقم زهرا، خوب است نمی آیی
۩ ◄ هدیه (اختیاری) خواندن این مطلب 14 صلوات میباشد ► ۩
بهار دلها در وصف امام زمان عج
ملایک جملگی آیند شاد و تهنیت گویان
به کل شیعیان ،بر جملگی معرفت جویان
عجب عیدی،همه مستضعفان در شادی و شورند
همه خندان و شادان ، بی گله از ظلم و جورند
بهار است یا زمستان است خزان یا فصل تابستان
چه می بینم خدایا! گل روییده است در بستان
به بیت عسکری امشب گلی نوپا به دنیا زد
زشادی این جهان ، فریاد از دل بی محابا زد
چه فرخنده شبی هست و چه زیبا ساعتی بوده
وجود مهدی صاحب زمان به نعمتی بوده
همه پیغمبران شاد و تمامی تهنیت گویان
امامان پر زشوق و حال را ز هم جویان
تمامی ملایک با تمام اولیاء گردند
غزلخوان،نغمه خوان بر دور نرجس جملگی گردند
که می گوید که با یک گل نمی آید بهار هرگز
که می گوید دنیا نباشد بی قرار هرگز
بیا مولا که دلهامان دوباره عشق می خواهد
بیا مولا که غیبت عشق تو از دل نمی کاهد
بیا مولا دل ما ها برایت می زند پرپر
بیا مولای مشتاقان ،جهان شادی نما یکسر
بیا مولا سوریه را ز نامردی به تنگ آمد
برای غاصبین هرچند صدها نام ننگ آمد
بیا مولا فلسطین را ز نامردی به تنگ آمد
برای غاصبین هرچند صدها نام ننگ آمد
بیا مولا تو منجی همه مستضعفان هستی
سوریه و فلسطین را رهان از غم ،فدای تو همه هستی
بیا مولا غم دنیا ز هجرت مانده در دلها
بیا ای مهدی زهرا بیا ای مونس شبها
نمی دانم نمی دانم چرا مشتاق و بی تابم
نمی دانی که شب ها را از عشق تو نمی خوابم
نمی دانم نمی دانم چرا مجنون مجنونم
نمی دانی نمی دانی که از هجر تو دل خونم
نمی دانم که دنیایم چرا دایم دگرگونست
نمی دانی که از هجرت دل ((مسلم)) پر از خون است
بیا مولا بیا مولا بیا ای منجی دلها
بیا مولای مشتاقان بیا ای مهدی زهرا
شاعر: مسلم یاربیگی
منبع:وبلاگ ره عشق
اللهم عجل لولیک الفرج
تمام راه ظهور تو با گنه بستم
دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم
كسي به فكر شما نيست راست مي گويم
دعا براي تو بازيست راست مي گويم
اگرچه شهر براي شما چراغان است
براي كشتن تو نيزه هم فراوان است
***********************************
قطعه گمشده ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم و یکی باز کم است
اینهمه آب که جاریست نه اقیانوس است
عرق شرم زمین است که سرباز کم است
************************************
تنهای اول؛ هیچکس همراه نیست...
برای ظهورش دعا و مقدمه سازی کنیم
*************************************
اگر با آمدن "آفتاب" از "خواب" بيدار شويم نمازمان قضا شده است...
جشن بزرگ نیمه شعبان در شهر سرابله
جشن بزرگ نیمه شعبان در شهر سرابله با اجرای برنامه های شاد ومتنوع
زمان :روز یکشنبه ساعت۱۰شب
مکان:جنب مسجد جامع محوطه دریاچه
هیئات مذهبی محبان علی اکبر(ع)"قمر بنی هاشم"رزمندگان
وپایگاههای بسیج شهری شهید رجائی و مسجد ولیعصر(عج)
20 عمل توصیه شده برای خشنودی امام زمان(ع)
1 – کمک و صدقه به محرومین به نیت سلامتی و دور کردن غم واندوه از حضرت
2 – نماز اول وقت باعث خوشحالی حضرت میشود و بهتر از آن این که ثواب
آن را به خود ایشان تقدیم کنید
3 – صلوات فرستادن زیباترین هدیه است به همراه عجل فرجهم
مثلا روزی 100 مرتبه
4 -- تلاوت قرآن به خصوص سوره های یس ؛ نباء ؛ عصر ؛ واقعه و ملک بعد
از نمازو تقدیم به اموات شیعیان حضرت که وارثی ندارند .
5 – به نیابت از حضرت به حج و زیارت ائمه اطهار ( علیهم السلام )
بروید و یا دیگران را به زیارت بفرستید
6 -- به والدین خود خدمت کنید مطمئن باشید قلب حضرت را خشنود کرده اید
7 – در فراق جدائی حضرت دعای ندبه ( صبح جمعه ) و دعای غیبت حضرت
( اللهم عرفنی نفسک ... ) را بعد از نماز عصر روز جمعه بخوانید
8 – عمل به تاکید خود حضرت به مومنین در خواندن نماز شب ؛ زیارت عاشورا
و زیارت جامعه کبیره
9 – خواندن نماز امام زمان علیه السلام در هر زمان و مکان
( جهت نحوه خواندن به مفاتیح مراجعه شود )
10 – احترام و خدمت به سادات و دوستان حضرت به نیت خشنودی حضرت
1 – بعد از هر نماز برای فرج حضرت بسیار دعا کنید حتی با گفتن دعای
اللهم عجل لولیک الفرج
12 – اشاعه فرهنگ شناخت حضرت بین دوستان با بیان فضائل آقا هر کس بر
اساس توانایی خود
( برگزاری مراسم اهل بیت علیهم السلام ؛ مداحی ؛ نوشتن کتاب ؛ شعر و ...... )
13 – اگر حاجتی دارید خالصانه با حضور قلب زیارت آل یاسین و نماز استغاثه
به حضرت را بخوانید بهترین وقت سفارش شده وقت سحر روز جمعه
( جهت نحوه خواندن به مفاتیح مراجعه شود )
14 – همواره یاد و انتظار ظهور آن بزرگوار را با دعا در خود تقویت و از پروردگار
توفیق معرفت بیشتر به حضرت را درخواست کنید
15 – گریستن و گریاندن در فراق آن امام همام به خصوص مظلومیت جدش
حضرت سیدالشهدا علیه السلام و عمه بزرگوارشان حضرت زینب سلام الله علیها
16 – خواندن دعای عهد و پیمان بستن با حضرت
17 – همواره دشمنان حضرت و جد مظلومشان را لعن و نفرین کنید
18 – دوری از گناهان که هر چه از آنها دور شوید به حضرت نزدیک تر میشوید
19 – خواندن دعای توسل و شفیع قرار دادن ایشان نزد خداوند و همچنین
خواندن دعای غریق ( مثلا در قنوت )
20 – از فقرا ؛ بیماران و خانواده های بی پناه غافل نشوید ؛ با آنها نشست و برخاست
کنید و تا حد توان مشکلاتشان را حل نمائید .
مردی که امام زمان عج به دیدارش رفت
آیتالله سید محمد ضیاءآبادی_ از شاگردان برجسته امام(ره) و آیتالله بروجردی_ روایت جالبی از عنایت و دیدار امام زمان علیه السلام به یکی از بندگان مخلص، نقل کردند:
«حاج علی بغدادی» از آن کسانی بوده که به زیارت امام عصر مشرف شدهاند. این آدم از علما نبود. با سواد هم نبود. مردی بود که در بغداد کارخانه شعربافی (کارگاه پارچهبافی) داشت و همان جا مقیم بود. این قصه را مرحوم محدث نوری در نجم الثاقب نقل میکند : حاج علی میگوید: 80 تومان سهم امام در ذمه من آمده بود.
برای ادای دینم از بغداد حرکت کردم و به نجف رفتم. آنجا علما و فقهای بزرگواری را که میشناختم مرحوم شیخ انصاری و دو نفر دیگر بودند که نفری 20 تومان به آقایان دادم، 20 تومان در ذمهام ماند. خواستم به بغداد برگردم و به کاظمین بروم و آنجا خدمت مرحوم شیخ محمد حسن کاظمینی بدهم. او هم از فقهای بزرگ بود. به کاظمین رفتم و دینم را ادا کردم و 20 تومان را به ایشان دادم و برگشتم. شب جمعه هم بود.
از کاظمین تا بغداد را پیاده میرفتم، چون فاصله زیادی نیست. کمی راه را طی کرده بودم، دیدم مرد بزرگواری از پیش رو به سمت کاظمین میآید، وقتی به من رسید من او را نمیشناختم، دیدم با چهره باز به من سلام کرد، بغل باز کرد و مرا در آغوش گرفت و بوسید. تعجب کردم که با اینکه او را نمیشناسم به این زودی با من گرم گرفت. من هم او را بوسیدم. بعد اسم مرا برد و گفت: حاج علی کجا میروی؟ گفتم: میخواهم به بغداد بروم. به من فرمود: نه امشب شب جمعه است، برگرد برای زیارت! تا گفت برگرد مثل اینکه اختیار از من سلب شد و همراهش برگشتم. همین طور که با هم میآمدیم و صحبت میکردیم، به من گفت: زیارت کن تا من شهادت دهم که تو از محبان جدم امیرالمؤمنین هستی. گفتم: شما مرا از کجا میشناسی که من از محبان جد شما هستم؟ سید بود، چون عمامه سبز روشنی بر سرش بود. تبسمی کرد و گفت: کسی که حقش را به او میرسانند، رسانندهها را نمیشناسد؟
گفتم : آیا کسی که حقش را به او برسانند آن رسانندهها را نمیشناسد؟ کدام حق؟
فرمود: آن که بردی در نجف به وکلای من دادی و در کاظمین هم به شیخ محمد حسن، وکیل من دادی، تعجب کردم، گفتم: آنها وکلای شما هستند؟ فرمود: بله، من متحیر شدم که این آقا از کجا مرا میشناسد و از کار من خبر دارد و چرا میگوید: وکلای من؟ به رواق که رسیدیم، نزدیک در حرم ایستاد و به من گفت: اذن دخول بخوان، گفتم: من سواد ندارم. فرمود من بخوانم؟ گفتم: بفرمایید شروع کرد به اذن دخول خواندن: السلام علیک یا رسول الله السلام علیک یا امیر المؤمنین... .
همین طور اسم 14 معصوم را تا امام یازدهم ذکر کرد، بعد رو به من کرد و گفت: تو امام زمانت را میشناسی؟ گفتم: چرا نمیشناسم. فرمود: به او سلام کن: گفتم: السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان یا حجة بن الحسن! این را گفتم، رو به من کرد و فرمود: و علیک السلام و رحمة الله و برکاته.
بعد وارد حرم شدیم، فرمود: برایت زیارت بخوانم؟ گفتم: بخوانید. فرمود: کدام را بخوانم؟ گفتم: هر کدام که معتبرتر است. فرمود: امین الله را میخوانم. زیارت امین الله را خواند. در همین حال دیدم چراغهای حرم روشن شد ولی میدیدم که حرم به نور دیگری روشن است و این چراغها مثل شمعی در مقابل آفتاب است. بعد مؤذنها اذان گفتند و نماز جماعت برپا شد. فرمود: برو در صف جماعت شرکت کن. من داخل صف شدم و دیگر او را ندیدم.
سلام بر تو ای عزیز دل زهرا(س)

سلام بر تو ای خورشیدی که در پشت ابر گناهان امت پنهان شده ای
و در غربت و تنهایی نظاره گر تمام لحظات زندگی ما هستی.
سلام بر تو ای عزیز دل زهرا(س)
تویی که مادرت در آن لحظه های سرتاسر غم و درد
در میان شعله های آتش با دلی مالامال از غم و درد تو را صدا زد و گفت:
«ای مهدی من! کی خواهی آمد تا انتقام مرا از ظالمان و غاصبان رو سیاه روزگار بگیری؟»
سلام بر تو ای شمشیر علی در غلاف؛
ای کسی که علی آرزومند دیدار توست
و دعا می کند برای لحظه ای که تو بیایی و با ذوالفقار حیدری
انتقام پدرت را از دشمنانش بگیری؛
همان دشمنانی که حق او را غصب کردند؛
بر صورت همسرش سیلی زدند و بازو و پهلوی تنها یاورش را شکستند
و او غریبانه در گوشه تنهایی و غربت سالها به سر برد
در حالی که به فرموده خودش خار در چشمش و استخوان در گلویش بود.
سلام بر تو ای وارث انبیاء و اولیاء
کاش دل نوشته هایم خواننده ای جز خودت نداشت
زیرا دانستن اینکه برای شما می نویسم و دیگران آن را می خوانند پریشانم می کند.
امروز در حالی این نامه را برایت می نویسم که قلبم از عشق به تو مالامال است
و بغض سنگینی گلویم را می فشرد
. دوست دارم در کنارم باشی تا رودررو به تو بگویم که چقدر دوستت دارم
اما افسوس که اعمال من،
برآورده شدن آرزویم را محال نموده است.
گرچه چشم هایم نمی تواند تو را ببیند
ولی یقین دارم که تو در کنارم هستی و بر کارهایم نظارت داری.
در مشکلات زندگی دست های شما یاری کننده من است
گرچه تو آسمانی هستی و پاک
و من زمینی و غرق گناه اما برای من چه تکیه گاهی محکم تر از شما،
به خاطر همین تو را بهترین مونس و پناه گاهم می دانم
و در غروب جمعه ها غصه هایم را برایت می گویم
و از تو می خواهم که برایم دعا کنی تا عاقبت به خیر گردم
و روزی که ظهورت تحقق پیدا نمود رو سفید باشم.
غزل امام خامنه ای در وصف امام عصر (عج)
![[تصویر: kklbhgxpgxpjfitosv3.jpg]](http://www.pic.tooptarinha.com/images/kklbhgxpgxpjfitosv3.jpg)
خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود
ز دام خال سیاهش کسی رها نشود
خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار
به نزد یار چو ما پست و بی بها نشود
جواب ناله ی ما را نمی دهد "دلبر"
خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود
شنیده ام که از این حرف، یار خسته شده
خدا کند که به اخراج ما رضا نشود
مریض عشقم و من را طبیب لازم نیست
خدا کند که مریضی من دوا نشود
ز روزگار غریبم گشته است معلوم
شفای ما به قیامت بجز رضا نشود...
این داستان نیست واقعیت است (حتما بخوانید)

یه کم طولانی هست ولی تا اخرش بخون به خدا پشیمون نمیشی بعد که داستان رو خوندی پست بعدی رو با عنوان ((درد و دل با امام زمان)) رو حتما بخون
چند وقت پيش توي تهران، توي حسينيه اي منبر ميرفتم، يه جووني اومد نزديک سي سالش. گفت حاج آقا من با شما کار دارم. گفتم بنويس، گفت نوشتني نيست. گفتم ببين منو قبول داري؟ گفت آره. گفتم من چند ساله با جوونا کار ميکنم، کسي که نتونه حرفشو بنويسه بعدشم نميتونه بگه. يک و دو و سه و چهار کن و بنويس. گفت باشه.
فرداشب که اومديم، يه نامه داد به ما، من بردم خونه، نامه را که خوندم ديدم اين همونيه که من در به در دنبالش ميگشتم.
فرداشب اومد گفت که: چي شد؟
گفتم من نوکروتنم، من ميخوام با شما يه چند دقيقه صحبت کنم.
وعده کرديم و گفت که: منو چجوري ميبينيد شما؟
گفتم من نه رمالم نه جادوگرم چي بگم؟
گفت: نه ظاهري، گفتم بچه هيئتي
زد زير گريه گفت: خاک تو سر من کنند، تو اگر بدوني من چه جناياتي کردم، چه گناهايي کردم. فقط خوب خوبه اي که ميتونم بگم از گناهايي که کردم اينه که مادرمو چند بار کتک زدم، پدرمو زدم، ديگه عرق و شراب و کاراي ديگه شو، ديگه...
گفتم پس الآن اينجوري!!!!!
گفت حضرت زهرا دستمو گرفت
گفت حاج آقا من سرطاني بودم، سرطاني ميدوني يعني چي؟
گفتم يعني چي؟
گفت به کسي سرطاني ميگن که نه زمان حاليشه، نه مکان، نه شب عاشورا حاليشه، نه تو حسينيه، نه مکان ميفهمه
گفت من سرطاني بودم
يه خونه مجردي با رفيقامون درست کرده بوديم، هرکي هر کي رو جور ميکرد تو اين خونه مجردي اونجا رختخواب گناه و معصيت...
گفت شب عاشورا هرچي زنگ زدم به رفيقام، هيچکدوم در دسترس نبودند
نه نمازي، نه حسيني، هيچي
ميگفتم اينارو همش آخوندا درآوردند، دو تا عرب با هم دعواشون شده به ما چه
ميگفت ماشينو برداشتم برم يه سرکي، چي بهش ميگن؟ گشتي بزنم
تو راه که ميرفتم يه خانمي را ديدم، دخترخانم چادري داشت ميرفت حسينيه
خلاصه اومدم جلو و سوار ماشينش کردم با هر مکافاتي که بود، ميرسونمت و ....ـ
خلاصه، بردمش توي اون خانه ي مجردي........
اينم مثل بيد ميلرزيد و گريه ميکرد و ميگفت بابا مگه تو غيرت نداري؟ آخه شب عاشوراست!!!! بيا به خاطر امام حسين حيا کن
گفتم برو بابا امام حسين کيه؟ اينارو آخوندا درآوردند، اين عربها با هم دعواشون شده به ما ربطي نداره
گفت توي گريه يه وقت گفتش که: خجالت بکش من اولاد زهرام، به خاطر مادرم فاطمه حيا کن!!! من اين کاره نيستم، من داشتم ميرفتم حسينيه!
گفتم من فاطمه زهرا هم نميشناسم، من فقط يه چيز ميشناسم: جواني، جواني کردن
جواني، گناه
جواني، شهوت
اينارو هم هيچ حاليم نيست
گفت اين خانمه گفت: تو اگر لات هم هستي، غيرت لاتي داري يا نه؟ گفت: چطور؟
_ خودت داري ميگي من زمين تا آسمون پر گناهم ، اين همه گناه کردي، بيا امشب رو مردونگي لوتي وار به حرمت مادرم زهرا گناه نکن، اگه دستتو مادرم زهرا نگرفت برو هرکاري دلت ميخواد بکن
گفت ما غيرتي شديم
لباسامو پوشيدم و گفتم: يالا چادرو سرت کن ببينم، امشب ميخوام تو عمرم براي اولين بار به حضرت زهرا اعتماد کنم ببينم اين زهرا ميخواد چيکار کنه مارو... يالا
سوار ماشينش کردم و اومدم نزديک حسينيه اي که ميخواست بره پياده اش کردم
از ماشين که پياده شد داشت گريه ميکرد
همينجور که گريه ميکرد و درو زد به هم، دم شيشه گفت: ايشاالله مادرم فاطمه دستتو بگيره، خدا خيرت بده آبروي منو نبردي، خدا خيرت بده...
ميگه اومدم تو خونه و حالا ضد حال خورديم و ....
تو صحبت ها که داشتم ميبردمش تا دم حسينيه، هي گريه ميکرد و با خودش حرف ميزد، منم ميشنيدم چي ميگه
اما داشت به من ميگفت
ميگفت: اين گناه که ميکني سيلي به صورت مهدي ميزني، آخه چرا اينقدر حضرت مهدي رو کتک ميزني، مگه نميدوني ما شيعه ايم، امام زمان دلش ميگيره، اينارو ميگفت
منم سفت رانندگي ميکردم
پياده که شد رفت، آمدم خونه
ديدم مادرم، پدرم، خواهرام، داداشام اينا همه رفتند حسينيه
تو اينام فقط لات من بودم
گفت تلويزيونو که روشن کردم ديدم به صورت آنلاين کربلا را نشون ميده
صفحه ي تلويزيون دو تکه شده، تکه ي راستش خود بين الحرمين و گاهي ضريحو نشون ميده، تکه دومش، قسمت دوم صفحه ي تلويزيون يه تعزيه و شبيه خوني نشون ميداد، يه مشت عرب با لباس عربي، خشن، با چپي هاي قرمز، يه مشت بچه ها با لباس عربي سبز، اينارو با تازيانه ميزدند و رو خاکها ميکشوندند
ميگفت من که تو عمرم گريه نکرده بودم، ياد حرف اين دختره افتادم گفتم وااااااي يه عمره دارم تازيانه به مهدي ميزنم
ميگفت پاي تلويزيون دلم شکست، گفتم زهرا جان دست منو بگير
زهراجان يه عمره دارم گناه ميکنم، دست منو بگير
من ميتونستم گناه کنم، اما به تو اعتماد کردم
کسي هم تو خونه نبود، ديگه هرچي دوست داشتم گريه کردم
گريه هاي چند ساله که بغض شده بود، گريه ميکردم، داد ميزدم، عربده ميکشيدم، خجالت که نميکشيدم ديگه، کسي نبود
ميگفت نزديکاي سحر بود، پدر و مادرم از حسينيه آمدند
تا مادرم درو باز کرد، وارد شد تو خونه، تا نگاه به من کرد (اسمش رضاست)، يه نگاه به من کرد گفت: رضا جان کجا بودي؟
گفتم چطور؟ گفت بوي حسين ميدي!
رضاجان بوي فاطمه ميدي، کجا بودي؟
افتادم به دست پدر و مادرم، گريه.... تورو به حق اين شب عاشورا منو ببخش
من کتک زدم، اشتباه کردم
بابام گريه کن، مادرم گريه کن، داداشها، خواهرا... همه خوشحال
داداش ما، پسر ما، پسرم حسيني شده
صبح عاشورا، زنجيرو برداشتم و پيرهن مشکي رو پوشيدم و رفتم تو حسينيه
تو حسينيه که رفتم، ميشناختند، ميدونستند من هيچوقت اينجاها نميومدم
همه خوشحال
رئيس هيئت آدم عاقليه
آمد و پيشوني مارو بوسيد و بغلمون کرد و گفت رضاجان خوش آمدي، منت سر ما گذاشتي
گفت منم هي زنجير ميزدم و ياد اون سيلي هايي که به مهدي زده بودم گريه ميکردم
هي زنجير ميزدم به ياد کتکايي که با گناهانم به مهدي زدم گريه ميکردم
جلسه که تمام شد، نهارو که خورديم، رئيس هيئت منو صدا زد
(من یه خواهشی دارم به کسانی که دستشون به دهنشون میرسه، میتونند سالی چند نفرو کربلا ببرند تورو به خدا یکی از کسانی که کربلا میبرید از این طایفه باشه
اون جوونی که اهل این حرفها نیست اما یه روز عاشورا میاد، همون روز دستشو بگیر بگو خوش آمدی، میای بریم کربلا؟
این جوونا اگر شش گوشه ی حسینو ببینند گریه میکنند، متحول میشن، کربلا آدمو آدم میکنه)
اومد به من گفت: رضاجان میای کربلا؟ گفتم: کربلا؟!! من؟!!! من پول ندارم!!!
گفت نوکرتم، پول یعنی چی؟ خودم میبرمت
میگفت حاج آقا هنوز ماه صفر تموم نشده بود دیدم بین الحرمینم
رئیس هیئت اومد گفت که: آقارضا، بریم تو حرم
گفتم برید من یه چند دقیقه کار دارم
تنها که شدم، زدم تو صورتم گفتم حسین جان میخوای با دل من چکار کنی؟
زهراجان من یه شب تو عمرم به تو اعتماد کردم، کربلاییم کردی؟ بی بی جان آدمم کردی؟
اومدم شبکه رو گرفتم، ضریح امام حسینو، گریه کردم. داد میزدم، حسین جان، حسین جان، دستمو بگیر حسین جان، پسر فاطمه دستمو بگیر، نگذار برگردم دوباره
میگفت رئیس هیئت کاروان داره، مکه مدینه میبره. میگفت حاج آقا به جان زهرا سال تمام نشده بود گفت میای به عنوان خدمه بریم مدینه، گفت همه کاراش با من، من یکی از خدمه هام مریض شده
خلاصه آقا چندروزه ویزای مارو گرفت، یه وقت دیدیم ای بابا سال تمام نشده تو قبرستان بقیع، پای برهنه، دنبال قبر گمشده ی زهرا دارم میگردم
گریه کردم: زهرا جان، بی بی جان، با دل من میخوای چکار کنی؟ من یه شب به تو اعتماد کردم هم کربلاییم کردی هم مدینه ای؟
میگفت خلاصه کار برام پیش اومد و کار و دیگه رفیقای اون چنینی را گذاشتم کنار و آبرو پیدا کردم
یه مدتی، دو سالی گذشت
میگفت حاج آقا همه یه طرف، این یه قصه که میخوام بگم یه طرف
مادر ما گفت: رضاجان حالا که کار داری، زندگی داری، حاجی هم شدی، مکه هم رفتی، کربلایی هم شدی، نوکر امام حسین هم شدی، آبرو پیدا کردی، اجازه میدی بریم برات خواستگاری؟
گفتم بریم مادر، یه دختر نجیب زندگی کن را پیدا کن
رفتند گفتند یه دختری پیدا کردیم خیلی دختر مومنه و خوبیه و اینهاست، خلاصه رفتیم خواستگاری
پدر دختر تحقیقاتشو کرده بود.
چقدر خوبه دختردارها اینجوری دختر شوهر بدن، باریکلا
میگفت منو برد توی یه اتاق و درو بست و گفت: ببین رضاجان من میدونم کی هستی. اما دو سه ساله نوکر ابی عبدالله شدی. میدونم چه کارها و چه جنایات و .... همه ی اینارو میدونم، ولی من یه خواهش دارم، چون با حسین آشتی کردی دخترمو بهت میدم نوکرتم هستم. فقط جان ابی عبدالله از حسین جدا نشو. همین طوری بمون. من کاری با گذشته هات ندارم. من حالاتو میخرم. من حالا نوکرتم.
میگفت منم بغلش کردم پدر عروس خانم را، گفتم دعا کنید ما نوکر بمونیم.
گفت از طرف من هیچ مانعی نداره، دیگه عروس خانم باید بپسنده و خودتون میدونید
گفتند عروس خانم چای بیارند. ما هم نشسته بودیم. پدرمون، خواهرمون، مادررمون، اینها همه، مادرش، خاله اش، عمه اش، مهمونی خواستگاری بود دیگه
عروس خانم وقتی سینی را آورد گذاشت جلوی ما، یه نگاه به من کرد، یه وقت گفت:
یا زهرا!!!!!
سینی از دستش ول شد و گریه و از سالن نرفته خورد روی زمین...
مادرش، خاله اش، مادر من، خواهر ما رفتند زیر بغلشو گرفتند و بردنش توی اتاق
میگفت من دیدم حاج آقا فقط صدای شیون از اتاق بلنده
همه فقط یک کلمه میگن: یا زهرا!!!
منم دلم مثل سیر و سرکه میجوشید، چه خبره! مادرمو صدا زدم، گفتم مادر چیه؟
گفت مادر میدونی این عروس خانم چی میگه؟
گفتم چی میگه؟
گفت: مادر میگه که....
دیشب خواب دیدم حضرت زهرا اومده به خواب من، عکس این پسر شمارو نشونم داده، گفته این تازگیا با حسین من رفیق شده....
به خاطر من ردش نکن
مادر دیشب فاطمه سفارشتو کرده
به خدا جوونا اگر رفاقت کنید، اعتماد کنید، زهرا آبروتون میده، دنیاتون میده، آخرتتون میده
منبع:جام نیوز
حالا که دلت آماده شده، آماده ای با امام زمانت درد و دل کنی
پس برو به پست زیر رو بخون و با امام زمانت حرف بزن
درد و دل با امام زمان

بی قیمتم و جز تو خریدار ندارم
(حالا با امام زمانت حرف بزن)
گیرم بخرندم به کسی کار ندارم اقا جان
گیرم جهانی نپسندم تو پسندی
من در دوجهان جز تو کسی یار ندارم
من دست تهی دارم و تو دست نوازش
تو باغ گلی من به جز از خار ندارم
در باغ جلالت به هوای تو کنم رو
مشتاق گلم(گل نرگس) کار به گلزار ندارم
من مشتری یوسف و در دست کلافی جز رشته ی دل بر سر بازار ندارم
خاطر خواهات فراوانن آقاجان....
اینقدر عالم وارسته یه همچین ساعتایی تا صبح گوشه خونه هاشون هستن و
راز ونیاز دارن و تو رو صدا میزنن جواب میشنون
من آلوده دستم به جایی نمیرسه اما اقاجان منم اومدم اسمم رو جزء خریدارات بنویسم
اومدم سیاهی لشکر هواخواهات بشم اقا جان
دست علامه حلی رو گرفتن کاری نداره ،مقدس اردبیلی رو هواش رو داشتن کاری نداره
اگه ما آلودها رو به دادمون رسیدی درسته
اگه ما بدبخت بیچاره ها رو ثروت تقوا دادی درسته
اگه یه شبه بار ما رو بستی درسته
اگه حالا که دلم شکست، روی پیشونیم نوشتن سوا شده مهدی درسته
هوا مارو هم داشته باش اقا جان....
آرند همه هدیه برای تو و من جز دیده ی گریان و دل زار ندارم
این قامت خم گشته ام از بار معاصیست، پیش کرمت بهتر از این بار ندارم
فراغ یار
سرم را با دو دستم مینهادم پیش پاهایت
پر از تقویمهای کهنه کردم خانه خود را
به امیدی که اینک ناامیدم از تماشایت
تو با من بودی از آغاز، یعنی خواب میرفتم
تکان میداد اگر گهوارهام را موج رویایت
اگرچه عاشقم اما تو ای آیینه باور کن
نمیفهمم دلیل وعده امروز و فردایت
تو اصلاً جای من؛ حالا بگو با من چه خواهی کرد
اگر چون برگ میپوسید روزی آرزوهایت
یا مهدی(عج)
تا نخل ستم برکنی از بیخ بیا
از قول همه منتظران می گویم
ای پیرترین جوان تاریخ بیا
۲. مهدیا منتظرانت همه در تاب و تبند
همه ی اهل جهان، جمله گرفتار شبند
چو بیایی غم و ظلمت برود از عالم
شاد گردد دل آنان که گرفتار غمند.
۳. وقتی میگیم خدا کند که بیایی شاید او می فرماید خدا کند که بخواهید…
التماس دعای فرج
۴. ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد
ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت
ویرانه دل ماست که هر جمعه به یادت صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت
تقدیم به حضرت مهدی عزیزم.
۵. ای کاش همه می دانستند دنیایی که در آن حجت خدا نباشد جهنمی بیش نیست.
جهنمی که اگر نیک بنگری زبانه های آتش آن را خواهی دید.
آری ای دوست ! تا زمانی که بهشت ظهور نکرده است من و تو مقیم جهنمیم…
۶. عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود
عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود
شرط می بندم زمانی که نه دور است ونه دیر
مهربانی حاکم کل مناطق می شود
حجتالاسلام قرائتی مطرح کرد؛
خودش تعریف می کرد: «یک نفر در حرم امام رضا علیه السلام از من پرسید چند سال است که طلبه هستی؟ گفتم بیست سال! گفت امام علی علیه السلام هر وقت اصحاب خودش را می دید، خوشحال می شد شما که بیست سال است روحانی هستی، یک مرتبه شده که حضرت مهدی (ع) به تو نگاه کند و لذت ببرد؟ گفتم نمی دانم»
استاد محسن قرائتی ریاست هیئت امناء بنیاد فرهنگی حضرت مهدی(عج) را بر عهده دارد؛ جایی که به پرسش، آموزش و پژوهش درباره امام عصر علیه السلام می پردازد و هدف آن ترویج و معرفی فرهنگ مهدویت و آشناسازی اقشار جامعه به ویژه نسل جوان با شخصیت امام مهدی علیه السلام است.
درس و نکته های استاد درباره امام موعود مثل همیشه خواندنی است که در ادامه گزیده آن از نظرتان می گذرد...
***هرکسی انتظاری دارد؛ انتظار جایزه، مدال، درجه، ازدواج، تمام شدن قسط! بالاخره هرکسی در زندگی انتظار و امیدی دارد و زندگی هم به همین امیدهاست. اگر چراغ امید خاموش بشود، دیگر کسی دنبال کاری نمی رود. منتها ببینیم چه انتظاری ارزش دارد؟ اگر خواستید ببینید فردی چقدر ارزش دارد ببینید آرزویش چیست؟
***آرزوی بچه آدامس است. هرچه روح بزرگ تر شود، امید های او هم بزرگتر می شود. بزرگترین افراد کسانی هستند که در انتظار حضرت مهدی علیه السلام باشند. چون انتظار حضرت یعنی امید جهانی! عدالت جهانی امنیت جهانی! ما با انتظار ظهور، در انتظار محو فقر، محو تبعیض، محو بی عدالتی ها، انتظار همه خوبی ها و محو همه بدی ها هستیم.
***می گوییم « با حجه ابن الحسن عجل علی ظهورک» خوب اگر ظهور فرماید ما چه خواهیم کرد ؟! کسانی که در انقلاب هیچ نقشی نداشته اند چطور انتظار فرج دارند؟! کسانی که ترسیدند فرزندی به جبهه نفرستادند، با احتیاط بگویند امام زمان بیا. برای اینکه امام زمان که بیاید خواهد فرمود: با دشمنان مقابله کنید! و حال آنکه دشمن به خانه ات آمد و شما پنهان شدی و ترسیدی! می خواهی یار امام زمان باشی؟ کسانی که دو لیتر برای امام زمان گریه می کنند ولی حاضر نیستند که یک سیلی برای امام زمان بخورند نمی توانند یار آن حضرت باشند!
***صداقت داشته باشیم! قرآن می فرماید « أولئک هُمُ الصَّادِقُونّ» آنها راستگویانند.
علت اینکه من الان دم از آقا می زنم، این است که در سرازیری هستم و در سرازیری هر بشکه ای بنز است! در سرازیری هر بی دینی دین دار است؛ چون انتظار زبانی نیست عملی است؛ انتظار مصلح را کسی دارد که خودش صالح باشد و حرکت کند.
***امام باقر علیه السلام فرمود: امام زمان که بیاید دست به کارهای تازه ای خواهد زد، کتاب جدیدی می آورد. البته کتاب همین، قرآن است ولی چون به آیات آن عمل نشده است. وقتی امام بیاید قرآن بخواند، مردم می گویند ما تا حالا چنین دینی سراغ نداشتیم.
***در روایت داریم امام زمان علیه السلام کارهایی می کند که بعضی از مذهبی ها هم ناراحت می شوند! در بعضی از روایات داریم که از برخی مسجدها می گویند برویم او را بکشیم چون این آمده بساط ما را به هم زده است. الان ممکن است افراد مذهبی سنتی وجود داشته باشند که اگر حرف حقی به خلاف آداب پدران آنها بزنی زیر بار نروند.
***آیت الله العظمی بروجردی بعضی از مذهبی ها را از کارهای خلاف و خرافی نهی فرموده بود، گفته بودند: شما مرجع تقلید هستی، سالی ۳۶۴ روز ما از شما تقلید می کنیم اما یک روز عاشورا در اختیار ما باشد. پس درباره امام زمان آمده است که «بامرٍ جدیدٍ و کتابٍ جدیدٍ و سنتهٍ جدیدهٍ و قضاءٍ جدیدٍ» حضرت با دستور و کتاب و روش و قضاوت جدید می آید.
***امام در تفسیر آیه «وَ یحی الاَرضَ بعد موتِها » می فرماید: بهار مهدی که آمد، زمین با عدل زنده می شود... زنده شدن با گل و گیاه، زنده شدن طبیعی است. یک زنده شدن سیاسی هم هست که با عدالت صورت می گیرد.
***هستی برای بشر است، آیات زیادی با کلمه (لکم) داریم، یعنی هستی برای شماست. انسان هم برای عبادت نه اینکه همه اش بر سر نماز باشد بلکه همه کارهایش رنگ خدایی داشته باشد. حالا اگر هستی برای بشر و بشر برای عبادت است، اگر بشر عبادت نکرد، ظلم کرد، دیگر وجود این بشر لازم نیست؟ چون سفره پهن کرده ایم برای اینکه مهمان غذا بخورد، اگر غذا نمی خورد سفره را جمع کنیم؟
***خدا می فرماید «ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم» به خاطر وجود پیامبر است که ما شما را عذاب نمی کنیم. مثل اینکه سفره باز است، همه غذا می خورند و بعضی آن را نفله و اسراف می کنند اما یک انسان محترم نشسته و مشغول غذا خوردن است صاحب خانه به خاطر او سفره را جمع نمی کند با اینکه گاهی خادم مسجد می بیند همه رفتند یک نفر مرد خدا مشغول عبادت است، به خاطر او لامپ های مسجد را خاموش نمی کند! حدیث داریم «لولا الحجه لساخت الارض» یعنی اگر حجت خدا نباشد، زمین اهل خود را فر می برد!
***سیم ها باعث می شوند که لامپها روشن شود. در اسکناس هم یک نخ است که به اسکناس ارزش می دهد هستی هم یک دارد؛ در دعای ندبه خطاب به امام زمان می خوانیم «این السبب المتصل بین الارض و السماء» نخ اعتبار و ارزش هستی حضرت مهدی علیه السلام است! پس معلوم می شود باید یک عبادتی روی زمین باشد که به اندازه هستی بیارزد. عبادت ما که چیزی نمی ارزد. آن وقت ابر و باد مه خورشید و فلک کار می کنند ...
***اعتقاد به امام زمان فطری است
***فطری یعنی چه؟ یعنی چیزی که چهار تا هر دارد هر،هر،هر،هر دارد !
مثال: علاقه مادر به بچه فطری است. چرا ؟ چون در هر زمان، در هر مکان، در هر سن در هر رژیم و حکومتی مادر بچه اش را دوست دارد اما فلفل خوردن و پوشیدن لباس عربی فطری نیست. چیزی فطری است که در هر زمان، هر سن، و هر جامعه یک طور باشد.
***امید به آینده در فطرت بشر است؛ چون همه مردم دنبال آینده خوب هستند. در طول تاریخ بشر اینچنین بوده است و انسان همیشه به دنبال یک حکومت عادلانه و حق است و این علاقه به یک آینده روشن و بهتر که در تمام روحیه ها هست فطری است.عقل هم اجازه نمی دهد که ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار باشند و بعد چهار تا متجاوز مثل گرگ بیایند چهار تا مظلوم مثل میش را بخورند. برای همین وجود یک حکومت عدل ضرورت است.
***قرآن هم می فرماید . «وعدالله الذین امنو منکم و عملو الصالحات » خدا وعده داده به مؤمنان نیکوکار که «لیستخلفنهم فی الارض» تا در زمین آنها خلیفه و حاکم شوند. «و ارسل رسوله بالهدی » پیغمبر اسلام را همراه با هدایت و دین فرستاد و تا «لیظهره علی الدین کله» اینکه اسلام در سراسر دنیا منتشر شود و ظهور یابد. «و لقد کتبنا فی الزبور» در کتاب زبور داوود نوشتیم «ان الارض یرثها عبادی الصالحون» بندگان صالح حکومت را به دست خواهند گرفت و آینده بشر با حکومت حق است. «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض» ما تصمیم داریم و سنت و قانون وبرنامه حتمی ما این است که مستضعفین کره زمین حکومت را به دست بگیرند ...
انتظار صبر است، نه احتظار
***انتظار یک عمل است، نه حالت. چون می فرماید «افضل الاعمال انتظار الفرج» نه « افضل الحالات»
معلوم می شود انتظار سکوت و احتضار و سکون نیست. در روایت است که انتظار مثل رزمنده، ثواب غلطیدن در خون را دارد، مثل انسان شهیدی که در خون خودش می غلتد! ولی اگر ما منتظر باشیم مثل هروئینی هایی که کنار کوچه چرت می زنند، این ثواب غلتیدن در خون را دارد!؟
***نکته دیگر اینکه منتظر اسم فاعل و منتظر است مفعول است ؛ پس منتظر با منتظر باید یک سنخیت و شباهتی داشته باشند. کشاورز منتظر میوه است. مستکشف منتظر کشفیات است. مخترع منتظر اختراع است و والدین منتظر فرزند هستند. باید بین این دو سنخیت باشد. ما که منتظر آقا هستیم، باید رفتارمان با رفتار آفا یک سنخیتی داشته باشد. پس منتظر یعنی انسان تلاشگر.
***امام صادق علیه السلام فرمود «من سر ان یکون من اصحاب القائم » کسی که دوست دارد از اصحاب حضرت مهدی باشد «فلینتظر» منتظر باشد «و لیعمل بالورع» تقوا داشته باشد. «محاسن الاخلاق و هو منتظر» منتظر باشد. «و لیعمل بالورع» تقوا داشته باشد. « و محاسن الاخلاق و هو منتظر» اخلاق خوب داشته باشد. امام سجاد علیه الاسلام فرمود کسانی که منتظر آقا امام زمان هستند «الدعاه الی دین الله » تبلیغ می کنند برای دین خدا «سرا و جهرا» علنی و مخفیانه. یعنی صبح تا شام تلاش می کنند برای دین شان! این معنای انتظار است ...
***می گویی چرا تکان نمی خوری ؟ می گوید: امام زمان می آید کارها را درست می کند! مثل کسانی که در تاریکی می نشینند و منتظر خورشیدند! منتظرن خورشید بتابد اما در تاریکی نمی نشینیم، لامپی روشن می کنیم! یا زمستان منتظر هوای گرم تابستان هستیم اما بخاری روشن می کنیم.
***بعضی معنای «انتظار» را نفهمیده اند؛ مثل محبت، عشق و مودت به علی علیه السلام! می گوید: علی گویم، علی جویم: علی پویم، علی مولای درویشان ... علی در جبهه، در نماز جمعه و جماعت، در محراب، روی منبر، سر درس، بیل به دست، در مزرعه بود؛ آیا آنجا که علی علیه اسلام بود ما هستیم !؟
***نمی شود کسی بگوید یا حجه بن الحسن دوستت دارم ولی سهم امام ندهد! مثلاً پول یکی را بردارد، بعد بگوید آقا بنده ارادتمندم، چاکرم، مخلصم، دو لیتر برایت گریه می کنم و دعای ندبه می روم، اسم بچه ام را مهدی می گذارم، سینه هم می زنم اما سهم امام نمی دهم!
***شما اگر منتظر مهمان هستی در خانه نمی خوابی و اگر بخوابی، پس معلوم می شود منتظر نیستی؛ مردی که منتظر مهمان است می آید درب خانه، سر کوچه می ایستد و زنی که منتظر مهمان است، سبزی اش را پاک می کند سفره اش را آماده می کند. کسی می تواند منتظر باشد که خبر از جنایت تاریخ داشته باشد. بفهمد که در تاریخ چه می گذرد و بفهمد حضرت مهدی علیه السلام چه مصلحی است
***حدیث داریم «من مات و لم یعرف امامه مات میتهً جاهلیهً» یعنی اگر انسان ، امام را نشناسند دین ندارد! درباره اهمیت شناخت امام دعائی داریم که « اللهم عرفنی نفسک فانکان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک الهم عرفنی رسولک فإنک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ظللت عن دینی» می گوییم: خدایا بدرستی که تو اگر خودت را به من نشناسانی نمی توانم پیغمبرت بشناسم. خدایا اگر پیغمبرت را نشناسم امام را هم نمی شناسم، امام را به من بشناسان ، اگر نشناسانی کج می روم ! یعنی انسان اگر امام و حجت خود را نشناسد. از دین گمراه می شود ! بنابر این انحراف وقتی است که انسان امام زمانش را نشناسد. البته شناخت نه در حدی که پسر امام حسن عسکری است این شناخت شناسنامه ای است.
***لشکر حر از طرف یزید راه بر امام حسین علیه السلام بستند ولی حضرت فرمود به همه آنها آب بدهید، یکی دیر آمد گفت این را هم آب بدهید و یکی از آنها هم که نمی توانست درست آب بخورد حضرت با دست مبارک خودش به او آب داد! چه کسی دیده که فردی به دشمنش با محبت آب دهد؟ اینکه حر توبه کرد به خاطر این محبت بود ببینید چقدر روح بزرگ است، چون پدر امت است.
***این هم که می گویند امام زمان علیه السلام با شمشیر می آید، شمشیر برای کسانی است که جز منطق زور چیزی دیگری نمی فهمند، مثل اسرائیلی ها! آیا قابل نصیحت هستند؟ سازمان ملل می تواند آنها را مهار کند؟ چه قدرتی می تواند؟ این منطق زور است. ولی امام زمان سر تا پا مهر است. چون می فرماید. «ولاناسین لذکرکم» ما لحظه ای شما را فراموش نمی کنیم.
*** به گزارش مشرق شخصی خیلی دنبال امام زمان می گشت.مسجد کوفه، مسجد سهله، این طرف آن طرف، خودش را به آب آتش زد. تا بالاخره از طریقی فهمید که امام زمان فلان روز، فلان شهر و فلان خانه تشریف دارند. آمد دید خانه زنی است که جوانش مرده است و سید بزرگواری هم نشسته؛ آقا به او فرمود چقدر خودت رو به این طرف و آن طرف می زنی؟ مثل این زن باش، ما به خانه ات می آییم! می گوید از این زن تحقیق کردم متوجه شدم که او در زمان رضا شاه لعنتی که حجاب را بر می داشت، هفت سال برای حفظ عفاف و حجابش از خانه بیرون نیامد که مبادا پاسبان های زمان رضا شاه چادر از سرش نکشند.
***افراد زیادی از من پرسیده اند که چه کنیم امام زمان را ببینیم؟ گفته ام چشمت گناه نکند لیاقت ملاقات پیدا می کنی. شما اگر توی یک ظرفی حنا دست کردی، ظرف بعد از شستن هم بوی حنا می دهد. البته ما وظیفه نداریم کارهایمان را تعطیل کنیم، برویم دنبال دیدن امام زمان ! کما اینکه وظیفه نداشتند یاران امام صادق علیه السلام بروند دنبال دیدن امام صادق! آنچه مهم است، شناخت و اطاعت است، گرچه زیارت و ملاقات هم یک ارزش است اماما چنین تکلیفی نداریم. حدیث می فرماید «اتقوالله» تقوا داشته باش، امام به شما توجه می کند.

















