امانتداري و رفتار عادلانه و دور از تبعيض از نشانه‌هاي مهم ايمان است، چنان‌که «خيانت به امانت» علامت نفاق است که شامل مواردي نظير کتمان علم، تصاحب اموال مردم و اطاعت از رهبران غير الهي مي‌شود.
ماه رمضان فرصتي دوباره است تا انسان به مصحف آسماني نگاهي دوباره داشته باشد تا علاوه بر قرائت روزانه قرآن کريم، با دقت بيشتري به بيان و اهداف آيات توجه کند. پس چه نيکوست در ماه مهماني خدا، هر روز دقايقي را با قرآن و تفسير حجت‌الاسلام والمسلمين محسن قرائتي از آن سپري کنيم.
*امانت و انواع آن
«إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُکُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْکُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُکُم بِهِ إِنَّ اللّهَ کَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا»
همانا خداوند فرمانتان مي‌دهد که امانت‌ها را به صاحبانش بدهيد و هرگاه ميان مردم داوري کرديد، به عدل حکم کنيد، چه نيک است، آنچه خداوند شما را به آن پند مي‌دهد، بي‌گمان خداوند شنواي بيناست.
امانتداري و رفتار عادلانه و دور از تبعيض، از نشانه‌هاي مهم ايمان است، چنان‌که خيانت به امانت، علامت نفاق است، در حديث است: به رکوع و سجود طولاني افراد نگاه نکنيد، بلکه به راستگويي و امانتداري آنان بنگريد.
در روايات متعدد، منظور از امانت، رهبري جامعه معرفي شده که اهلش اهل بيت (ع) هستند، اين مصداق بارز عمل به اين آيه است.
آري، کليد خوشبختي جامعه، بر سر کار بودن افراد لايق و رفتار عادلانه است و منشأ نابساماني‌هاي اجتماعي، رياست نااهلان و قضاوت‌هاي ظالمانه است.
حضرت امير (ع) فرموده است: «من تقدّم علي قوم و هو يري فيهم من هو افضل، فقد خان الله ورسوله والمؤمنين»، هر کس خود را در جامعه بر ديگران مقدم بدارد و پيشوا شود، در حالي که بداند افراد لايق‌تر از او هستند، قطعاً او به خدا و پيامبر و مؤمنان خيانت کرده است.
خيانت در امانت شامل کتمان علم، حرفه و حق، تصاحب اموال مردم، اطاعت از رهبران غير الهي، انتخاب همسر يا معلم نااهل براي فرزندان و غيره مي‌شود.
امام باقر و امام صادق عليهما‌السلام فرمودند: اوامر و نواهي خدا امانت‌هاي الهي است، امام صادق (ع) در تفسير اين آيه فرمود: خداوند امر فرموده که هر امامي آنچه در نزدش است، به امام بعد از خود بسپارد.
امانت سه گونه است:
الف) ميان انسان و خدا (وظايف و واجباتي که بر انسان تعيين شده است)
ب) ميان انسان و ديگران (اموال يا اسرار ديگران نزد انسان)
ج) ميان انسان و خودش (مثل علم و عمر و قدرت که در دست ما امانتند)
* پرسش‌هاي قيامت
«يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْکُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْءَاتِکُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِکَ خَيْرٌ ذَلِکَ مِنْ آيَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّکَّرُونَ»
پس قطعاً از مردمي که (پيامبران) به سويشان فرستاده شدند، سؤال و بازخواست خواهيم کرد و قطعاً از خود پيامبر (نيز) خواهيم پرسيد. (اعراف، 26)
*قيامت از چند چيز سؤال مي‌شود:
الف) از نعمت‌ها؛ (ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ) در روايات متعددي، رهبري و ولايت را نيز از مصاديق نعمت مورد سؤال در آيه برشمرده‌اند.
ب) از قرآن و اهل‌بيت (ع)؛ پيامبر (ص) فرمود: از مردم سؤال مي‌شود که با قرآن و اهل‌بيت (ع) من چگونه عمل کرديد؟ «ثم اسألهم ما فعلتم بکتاب الله و باهل بيتي»
ج) از رفتار و کردار (لَنَسئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ، عَمَّا کانُوا يَعْمَلُونَ)
د) از اعضا و جوارح (إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولـئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً)
هـ) از پذيرش و عدم پذيرش رسولان؛ (يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإنْسِ أَلَمْ يَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ ...) چنان‌که در جاي ديگري از رهبران ديني نيز در مورد برخورد مردم با آنان سؤال مي‌شود. (يَوْمَ يَجْمَعُ اللّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ...)
و) از عمر و جواني که چگونه سپري شد.
ز) از کسب و درآمد؛ چنان‌که در روايات مي‌خوانيم: در روز قيامت انسان از چهار چيز به خصوص سؤال و بازخواست مي‌شود: «شبابک فيما أبليته وعمرک فيما أفنيته ومالک مما اکتسبته وفيما أنفقته» در مورد عمر و جواني که چگونه آن را گذراندي و درباره مال و دارايي که چگونه به دست آوردي و در چه راهي مصرف کردي.